
بازار سرمایه پس از پایان تنش نظامی، بهجای صعود یا حتی ثبات، با ریزش پیدرپی شاخص و خروج بیسابقه نقدینگی مواجه شده است. در حالیکه بسیاری از کارشناسان هشدار داده بودند شوکهای بیرونی بدون مداخله فوری نهادهای اقتصادی، بهویژه سازمان بورس و بانک مرکزی، میتواند بازار را وارد فاز «بیاعتمادی» کند، اما اقدامات حمایتی مورد انتظار نه در لحظه حساس و نه در روزهای بعدی بهدرستی اتفاق نیفتاده است. در این شرایط، دبیر کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به انتقاد از عملکرد سازمان بورس و بانک مرکزی در قبال بازار سرمایه پرداخت.
روزهای قرمز بورس بعد از توقف جنگ
به گزارش خراسان، بورس تهران پس از بازگشایی در روز شنبه (پس از توقف جنگ) تاکنون سه روز متوالی در مسیر نزولی قرار گرفته است. شاخص کل تنها در روز دوشنبه بیش از ۵۵ هزار واحد ریزش کرد و به سطح ۲ میلیون و ۷۸۹ هزار واحد رسید؛ رقمی که نشاندهنده افت حدود ۶.۵ درصدی در طی سه روز کاری است. در معاملات روز دوشنبه، تنها ۳ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند و ۹۷ درصد دیگر در مدار منفی قرار گرفتند. بهعبارت دیگر، ۸۴۲ نماد قرمزپوش بودند و تنها ۳۰ نماد سبز ماندند.
فرار بزرگ نقدینگی حقیقی
در کنار افت شاخصها، یک نشانه نگرانکنندهتر، موج بیسابقه خروج پول حقیقی از بازار است. روز دوشنبه، طبق گزارشها، بیش از ۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی حقیقی از بازار خارج شد؛ رقمی که طبق بررسی های «دنیای اقتصاد» از شهریور ۱۳۹۹ تاکنون بیسابقه بوده است. در مجموع، طی سه روز گذشته بیش از ۹ هزار میلیارد تومان پول حقیقی از بورس خارج شده است و اگر دامنه بررسی کمی گسترش یابد، در ۹ روز معاملاتی اخیر بیش از ۱۵ همت خروج سرمایه حقیقی ثبت شده است.
پول های بورسی در راه بازار طلا؟
همزمان با خروج گسترده پول از بورس، جریان نقدینگی بهسمت بازار طلا و سکه جان تازهای گرفته است. صندوقهای مبتنی بر طلا برای دومین روز متوالی با ورود پول همراه شدند و همزمان افزایش قیمت دلار تا بیش از ۹۰ هزار تومان، جذابیت سرمایهگذاری در بازار طلا را دوچندان کرده است. این مسئله میتواند زنگ خطر تازهای برای سیاستگذاران باشد؛ چراکه ریزش بورس ممکن است به ایجاد موجهای تورمی تازه در بازارهای موازی بینجامد.
جهش عجیب معاملات خرد
اما نکته قابل تامل در روز گذشته، جهش ارزش معاملات خرد در بورس بود. پیشتر کارشناسان، عمده وضعیت هیجانی بورس را به وجود سهامداران خرد نسبت داده بودند و این احتمال می رود که با مداخله احتمالی دولت در بازار، این سهامداران هیجان زده، به سرعت سهام خود را در بازار واگذار کرده باشند. در هر حال، دیروز ارزش این معاملات از حدود 3500 به 8600 میلیارد تومان رسید.
انتقاد دبیر کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع از تدابیر بورسی
در این حال محمدرضا پورابراهیمی، دبیر کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام در یک برنامه تلویزیونی به انتقاد از عملکرد نهادهای اقتصادی کشور، بهویژه سازمان بورس و بانک مرکزی در قبال وضعیت فعلی بازار سرمایه پرداخت.
امکان مدیریت بازار وجود داشت
در چنین فضایی، محمدرضا پورابراهیمی، دبیر کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یک برنامه تلویزیونی به شدت از عملکرد سازمان بورس و بانک مرکزی انتقاد کرد.
او با اشاره به ساختار خاص بازار سرمایه ایران گفت: «در بازارهای جهانی سهام شناور بالاست، اما در ایران تنها حدود ۱۵ درصد از کل بازار سهام شناور است. این یعنی بازار ایران با این حجم، قابل مدیریت بود اما در عمل، تدبیری دیده نشد.» وی با اشاره به این که ۲۰ شرکت بزرگ بورس تهران حدود ۷۵ درصد ارزش بازار را در اختیار دارند، تأکید کرد: «اگر ارادهای بود، امکان مدیریت بازار بهسادگی وجود داشت. دستکم این شرکتها میتوانستند موظف شوند بخشی از سهام خود را جمعآوری کنند تا جو منفی بازار کنترل شود.»
30 هزار میلیارد تومان صف فروش بورس در مقابل 360 هزار میلیارد تومان اضافه برداشت یک بانک ناچیز است!
اما شاید تندترین بخش اظهارات پورابراهیمی، مقایسه صف فروش بورس با اضافه برداشت یک بانک از بانک مرکزی بود. به گفته او، در شرایطی که صف فروش ۳۰ هزار میلیارد تومانی در بورس شکل گرفته، تنها یک بانک خاص بیش از ۳۶۰ هزار میلیارد تومان اضافه برداشت از بانک مرکزی داشته و این رقم طبق برآوردها تا پایان سال ممکن است از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان نیز عبور کند. او پرسید: «چگونه بانک مرکزی برای حمایت از نظام بانکی، چنین رقمی را بدون رعایت ضوابط قانونی به یک بانک خاص اختصاص میدهد، اما حاضر نیست حتی ۳۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومان به صندوق تثبیت بازار سرمایه کمک کند؟» پورابراهیمی با گلایه از نگاه بخشینگر بانک مرکزی گفت: «بانک مرکزی نمیتواند بگوید فقط ارز و طلا وظیفه من است. بازار سرمایه نیز بخشی از اقتصاد کشور است و نماد اعتماد مردم به نظام اقتصادی محسوب میشود.»
بازار در انتظار سیگنال سیاست گذار
در مجموع باید گفت هنوز اقدام مشخص و پررنگی از سوی سیاستگذاران برای مداخله مستقیم در بازار دیده نشده است. البته برخی تحلیل گران، این تأخیر را به حساب نبود برنامه یا تدبیر نمیگذارند، بلکه معتقدند ممکن است نهادهای مسئول، تصمیم بگیرند با رویکردی هوشمندانه از مداخله فوری پرهیز کنند تا بازار بهصورت طبیعی به نقطه تعادل برسد و سیاست حمایتی، در زمان مناسبتری با اثربخشی بالاتر وارد شود.در هر صورت، آنچه مسلم است، حساسیت وضعیت فعلی بازار و لزوم ایجاد اطمینان دوباره میان فعالان اقتصادی است. نحوه ورود سیاستگذاران به این عرصه، میتواند نقشی تعیینکننده در بازگشت آرامش یا تداوم بیاعتمادی ایفا کند.