
حالا دیگر کمتر کسی است که قطعه موسیقی «علاج» محسن چاوشی را نشنیده باشد. یک اقدام به موقع از هنرمندانی که بازهم در شرایط سخت پای کار آمدند وکنار مردم و وطنشان ایستادند؛ اما هر اثر هنری برای خودش داستانی دارد قطعه علاج با آهنگ سازی و صدای محسن چاوشی و شعر کاظم بهمنی نیز از این ماجرا مستثنا نیست. کاظم بهمنی شاعر این اثر روز گذشته در صفحه اینستاگرامش داستان چگونگی ساخت این اثر را به طور کامل توضیح داده که این ماجرای شنیدنی را در ادامه با هم میخوانیم.«شب داشتیم با هم قدم میزدیم، بعد از کلی حرف به شوخی بهش گفتم، تو هم ترسیدیا. گفت ذرهای نمیترسم ما جنگ زدهایم اما خیلی از این «مردم» با مقوله جنگ غریبه ان باورم نمیشه دوباره به خاکمون تجاوز شده. «مردم» خیلی مضطربن همه بغض دارن... کاش میشد براشون یه کاری کنیم.برگشتیم خونه اش، ساعت ده و نیم شب بود صدای پدافند قطع نمیشد. یه ملودی که از قبل ساخته بود رو واسم پخش کرد گفت رو همین خط بنویس. فوادیان قهوه برام درست کرد که خوابم نبره تا صبح بند به بند مینوشتم و اون بند به بند رو می خوند. ساعت ۴ صبح شده بود. فوادیان خوابیده بود اثر کافئین قهوه رو هم دیگه احساس نمیکردم اما همچنان اون اصرار داشت که نخواب به صورتش که نگاه میکردم انگار یه موضوعی خوابو از چشاش گرفته بود.توی اتاق پشت میز نشسته بودم و مینوشتم. هر یه ربع بهم سر میزد که نخوابیده باشم و هی با حرفاش سعی داشت تهییجم کنه...میگفت کاظم مردم خطاب به «مردم» بنویس، بگو هرچی بزنن ما هم جواب می دیم یه چی بگو دلاشون قرص شه بگو نترسن این سروصداها بیشترش واسه نفوذیاس. بگو خدا هوامونو داره... کاظم پیچیدهاش نکن ساده و صریح بنویس که همه «مردم» بفهمن...ساعت ۷ صبح... کار من تموم شده بود. کف اتاق (استودیو دراز به دراز افتاده بودم و چشام داشت بسته میشد. از فشار خواب نمی تونستم بهش بگم کولرو خاموشکن و حسابی سردم بود.ساعت ۸ صبح ... با صدای اسپیکرا چشامو بهزور باز کردم. از روی صندلی برگشت و با یه لبخند رضایتی نگام کرد گفت تمومه.نمی دونم ساعت چند یه ملحفهای کشیده شد روم و در اتاق آروم بسته شد.امروز دیدم یه نفر نوشته که چند میلیارد پول بابت علاج گرفته، ای کاش واقعاً حرفش درست باشه، چون اون نمی دونه که محسن بیشتر پولی که در میاره رو کجا هزینه می کنه که اگه خرج خودش کرده بود الان توی یه خونه ۹۰ متری معمولی مستأجر نبود ... تمام.»