با رفتن کارتال و شرایط ویژهای که مانع از جذب مربیان خارجی میشود، توفیق اجباری برای باشگاهها پیش آمده تا کمی به ظرفیتهای داخلی توجه کنند. سپاهان با محرم نویدکیا به توافق رسید و ذوب آهن هم سراغ ستاره سالهای قبلش یعنی قاسم حدادیفر رفت. اما نیمکت پرسپولیس هنوز گزینه مناسبش را پیدا نکرده. در بین نامهایی که مطرح میشود احتمال حضور کسی چون گلمحمدی خیلی ضعیف است؛ علی دایی هم که مدتهاست از فوتبال کناره گرفته، تارتار محبوب سکوها نیست و مهدویکیا هم پالسهای مثبتی نفرستاده. نفراتی چون پیوس، درخشان و... هم جوان نیستند و هم بعید است دنبال ایدههای تازه و تحولگرایانه بروند؛ با این اوصاف شانس اینکه وحید هاشمیان سرمربی قرمزها شود کم نیست. کسیکه روزگاری در رسانههای آلمانی بهخاطر پرشهای بلند و ضربات جالبی که میزد، به هلیکوپتر ایرانی معروف بود. در این مطلب سراغ خاطراتی رفتیم که با او طی چند دهه داشتیم. 
شروع شگفتانگیز وحیدهاشمیان چهره خاصی در فوتبال ماست؛ وقتی بعد از جام جهانی 1998 فرانسه، منصور پورحیدری تیمی را روانه بازیهای آسیایی بانکوک کرد که بیشترشان جوان بودند و در آن خبری از بازیکنان مطرحی چون عزیزی، عابدزاده، پیروانی، شاهرودی و... نبود، همه منتظر بودند ببینند زوج علی دایی در خط حمله چه کسی خواهد بود. در اولین بازی طی زمان کوتاهی تیم ملی دو گل زد، آن هم توسط بازیکنی که کمتر کسی نامش را شنیده بود. هاشمیان در 22 سالگی و در اولین بازی ملیاش دو گل زد و در کمال تعجب خیلی زود نیمکتنشین شد. درخشش مقطعی در آن بازیها باعث شد به هامبورگ آلمان برود؛ اتفاقی که سالهاست بهراحتی برای بازیکنان ملیپوش ما نمیافتد و بعد از عملکردهای
ضعیف باشگاههای اروپایی اعتماد لازم را به آنان ندارند.
دوران باشگاهی آقاوحیدوحید فوتبال را از فتح تهران آغاز کرد؛ به پاس رفت، جالب است بدانید هرچند او لژیونر موفقی در لیگ مهمی چون بوندسلیگا بود اما هم تعداد بازی ملی کمی دارد، هم تعداد گل ملی کم و هم هیچوقت آقای گل لیگ خودمان نشده است. بعد از پاس هم به هامبورگ رفت؛ اما در آنجا چندان موفق نبود تا روزهای خوبش در بوخوم شروع شود. او طی سه فصل 36 گل در بوخوم زد که مهمترینش فصل 2003 بود؛ زمانی که وحید 16 گل در لیگ و 2 گل در حذفی زد تا با فصلی درخشان مورد توجه بایرن قرار بگیرد. در همان فصل بود که وحید از رسانههای آلمانی لقب هلیکوپتر را گرفت. سبک بازی پرتحرک و توانمندیاش در زمین و هوا در این عنوان بیتاثیر نبود. سال 2004 به بایرن رفت اما در تیم جا نیفتاد و نتیجه کارش فقط یک گل در حذفی بود. مقصد بعدی هاشمیان هانوفر بود که در آنجا متوسط بود تا اینکه به امید درخشش به بوخوم رفت؛ اما نتیجه کارش در آخرین فصل 25 بازی و تنها 2 گل بود تا به لیگ خودمان بیاید. در پرسپولیس مصدومیتها مانع از تداوم درخشش شد تا وحید در 36 سالگی از فوتبال خداحافظی کند.
پسری با مدل موی ثابتوحید در تیم ملی شروعی توفانی داشت؛ اما هیچگاه مثل دایی و باقری برابر تیمهای ضعیف در یک بازی چند گل نزد. در عوض بازیهای حساس نقش او را پررنگ میکرد. تا اینکه سال 2001 از تیم ملی جدا شد؛ تصمیمی که اعتراض او به شیوه انتخاب بازیکنان و چیزهای دیگر بود. او در بوندس لیگا میدرخشید و بههرقیمتی حاضر نبود به تیم ملی بیاید. سال 2005 در زمان برانکو به تیم ملی برگشت و زمینهساز صعود تیم به جام جهانی شد. وحید با کیفیتی جالب، اخلاق خوب و رفتارهای خاصش در فوتبال ما ماندگار شد؛ بازیکنی با تجربه بینالمللی، سعی و تلاش خاص خودش که در تمام این چند دهه حتی مدل موهایش تغییر نکرده. وحید چند سالی دستیار ویلموتس و اسکوچیچ هم بود. هیچوقت دنبال باندبازی نبود. در عین حال برای تیمی پرحاشیه مثل پرسپولیس کاریزمای لازم را ندارد؛ اما اگر طی روزهای آینده برانکو و دایی پاسخی به سرخپوشان ندهند، او گزینه اصلی خواهد شد.