در میان برنامههای تلویزیونی که طی ایام تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان، روی آنتن شبکههای سیما رفتند و برای آرامشبخشی به تماشاگران و روایت ادامه زندگی در زمانه جنگ مأموریت داشتند، «روشناییهای شهر» از شبکه نسیم، جایگاهی ویژه دارد؛ برنامهای که از شرایط جنگی، صحبتهای مهمانان و البته خروجی محصول، مشخص بود سریعالسیر ساخته شده و داغ داغ به آنتن رسیده. با این حال، نتیجه تلاش سازندگان برنامه، اثری قابل توجه، موفق و تماشایی بود که تا حالا 7 قسمت از آن پخش شده و در دهه دوم محرم نیز همچنان روی آنتن دیده خواهد شد.

زندگی در زمانه جنگ
«روشناییهای شهر» اگرچه با ایدهای وطندوستانه تولید شده و از هویت ملی و همدلی و همبستگی ایرانیان میگوید، ولی نه مستقیماً درباره جنگ و خباثت و جنایت رژیم صهیونیستی است و نه سویههای سیاسی خاصی دارد. این برنامه بیش از هرچیز به تداوم جریان زندگی در زمانه جنگ و بحران میپردازد و علقههای مهمانان به ایران را روایت میکند؛ از آن دست مسائلی که بهویژه در روزهای جنگ تحمیلی دوم و خصوصاً برای مردم پایتخت و دیگر شهرهای محل تجاوز رژیم، اهمیت ویژهای یافته بود و برخی دیگر از هنرمندان را نیز بر آن داشته بود تا به سهم خود به تولید آثار هنری درباره آن اقدام کنند.
ساده، ولی شنیدنی
«روشناییهای شهر» بار دیگر نشان میدهد که هزینه و پشتیبانی فراوان برای تولید عظیم، لزوماً به موفقیت یک برنامه تلویزیونی نمیانجامد و بهخصوص در محصولات گفتوگومحور، اصل و اساس برنامه، همان حرفهایی است که مهمان میزند و میزبان میتواند بگیرد. دکور معمولی و ارزان، فقدان میانبرنامههای تولیدی و البته لوگو و تیتراژ بسیار ساده، بیانگر آن است که «روشناییهای شهر» نه روی ظواهر برنامهسازی، بلکه روی جذابیتهای واقعی این امر سرمایهگذاری کرده است. این محصول جدید شبکه نسیم برخلاف بعضی برنامههای پرزرقوبرق و پرهزینه شبکههای سیما بهخصوص در سالهای گذشته، همهچیز را در نهایت سادگی برگزار میکند ولی از دل سادگی، جذابیت بیرون میکشد.
یک گفتوگوکننده ماهر
در یک برنامه گفتوگومحور، آنچه بیش از هرچیز اهمیت دارد، میزبان است؛ کسی که رودرروی مهمان مینشیند و وظیفه اجرای گفتوگو را برعهده دارد. اوست که میتواند از یک سوژه معمولی، یک گفتوگوی شنیدنی بسازد یا یک چهره ویژه را با یک گفتوگوی متوسط، هدر بدهد. علی میرمیرانی مجری «روشناییهای شهر» اما از دسته اول است. مخاطبان تلویزیون، او را با اجرا و گفتوگو در برنامههایی چون «رخ به رخ»، «گفتوگوی تنهایی» و «چکامه» به یاد میآورند که طی سالهای دهه 80 و 90، مخاطب فراوانی جلب کردند و برخی از قسمتهای آنها به یادماندنی شدند. میرمیرانی که طی سالهای اخیر جز برنامه گفتوگومحور «2 شات» در نمایش خانگی، چندان جلوی دوربین دیده نشده بود و بیشتر به طراحی، سردبیری و کارگردانی محصولات تصویری میپرداخت، از جمله گفتوگوکنندگان ماهری است که در یکی دو دهه اخیر آنتن را در اختیار داشته. او با بهرهگیری از تجربه مطبوعاتی طولانی و آشنایی با سلبریتیها، هم میتواند چهرههای شناختهشده را به برنامههای تلویزیونی بکشاند و هم میتواند گفتوگوهایی جذاب با آنها تدارک ببیند. میرمیرانی در تجربه تازه خود که وامدار برنامه «2 شات» نیز به نظر میرسد، گاه نکاتی از زندگی و فعالیتهای مهمانان خودش رو میکند که برای بسیاری از تماشاگران به راحتی در دسترس نیست و پاسهای گلی برای مهمانهای برنامه فراهم میکند که به حرفهای جذابی میانجامد. از آنجا که میدانیم پیشتولید برنامه بسیار مختصر و تولید آن خیلی سریع رخ داده، احتمالاً باید اعتبار این سؤالات و این دانستهها را بیشتر به خود مجری بدهیم که روی زندگی و فعالیتهای مهمانان بهخصوص در روزهای جنگ، مسلط است. میرمیرانی البته میتواند با استفاده از نکات به ظاهر معمولی هم به مسائلی عمیق و اظهارنظرهایی شنیدنی و انسانی برسد که گفتوگوهای «روشناییهای شهر» را در خاطر تماشاگران ماندگار کند.