علمدار کربلا
هیئت ما بعدازظهرها برگزار میشد. عصر تاسوعا و حال عجیبش و توسل به آقا ابوالفضل(ع). مثل هرسال نقطه شور و دلچسب هیئت جایی بود که سینهزنها میگفتن: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد... هیئت تموم شد، گفتم شب عاشورا برم برای عرض تسلیت به پابوس آقاجانمون امام رضا(ع). مراسم خطبه شب عاشورا شروع شد، خبری پیچید که از شوق شنیدنش نتونستم جلوی اشکم رو بگیرم. گفتن علمدار کشورمون اومده کنار مردم و داره برای جدش عزاداری میکنه. یا امام رضا، چی میشه آقامون، مولامون، صاحب الزمان(عج) بیاد و اونجا چه شعف و شوری داشته باشیم. یا غریبالغربا، میدونم حواست هست، ولی بازم آقای مهربونم، علمدار کشورم رو نگه دار تا سالیان سال زیر سایهاش و در محضر شما عزادار جدتون سیدالشهدا(ع) باشیم. محمود ماروسی