یازدهم ژوئیه، در تاریخ اروپا و کشور بوسنی یک تاریخ ساده نیست، روزی تلخ و تکاندهنده است که در حافظه جمعی مردم بوسنی تا ابد زنده میماند. سی سال پیش مثل دیروز یعنی یازدهم ژوئیه سال ۱۹۹۵، بیش از هشتهزار مرد و نوجوان مسلمان بوسنیایی در منطقهای که قرار بود «منطقه امن» در سربرنیتسا باشد، بهدست نیروهای ارتش صرب، به فرماندهی راتکو ملادیچ، کشته شدند. این فاجعه که در حضور نیروهای بهظاهر حافظ صلح سازمان ملل رخ داد، بهعنوان بدترین جنایت جنگی اروپا پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشود. در 23 مه سال 2024، سازمان ملل متحد، بعد از گذشت 20 سال، ۱۱ ژوئیه را «روز جهانی تأمل و گرامیداشت نسلکشی سربرنیتسا» اعلام کرد. هدف از این گرامیداشت، پاسداشت قربانیان، نظم در ثبت حقیقت تاریخی و مقابله با انکار این جنایت علیه بشریت اعلام شد. این پرونده با بررسی ریشههای تاریخی به چرایی وقوع این نوع جنایتها میپردازد که با عنوان نسلکشی از آنها یاد میشود.
از فروپاشی یوگسلاوی
تا آغاز خونریزی در بوسنیدر دهه ۱۹۹۰، نقشه سیاسی اروپا با یکی از بزرگترین تغییرات پس از جنگ جهانی دوم مواجه شد: فروپاشی یوگسلاوی. این کشور چندقومیتی و چنددینی، پس از مرگ ژوزف بروز تیتو، دیکتاتور کاریزماتیک اش، وارد دورهای از بیثباتی سیاسی، تنشهای قومی و بحرانهای اقتصادی شد. با آغاز روند استقلالطلبی در جمهوریهای مختلف، موجی از ملیگرایی افراطی در سراسر منطقه بهراه افتاد و این باروت آماده انفجار، به سرعت به آتشی سراسری تبدیل شد. در سال 1992، بوسنی و هرزگوین، کشوری با بافت جمعیتی متشکل از مسلمانان بوسنیایی، صربها و کرواتها، با رأیگیری مردمی اعلام استقلال کرد. این اقدام خشم صربهای بوسنی و حامیانشان در بلگراد، پایتخت صربستان را برانگیخت. بهزودی ارتش صرب بوسنی، با پشتیبانی دولت اسلوبودان میلوشویچ، رئیسجمهور وقت صربستان، جنگی خونین را علیه دولت مرکزی بوسنی آغاز کرد. هدف صربها روشن بود. پاکسازی قومی مناطق با اکثریت مسلمان و الحاق آنها به سرزمینهای صربنشین. این استراتژی، با محاصره شهرها، گرسنگی دادن به غیرنظامیان، تجاوزهای سازمانیافته و قتلعامهای گسترده همراه شد. در این میان، شهر کوچک سربرنیتسا در شرق بوسنی که تحت محاصره قرار داشت اما به عنوان «منطقه امن» سازمان ملل شناخته میشد، به یکی از نمادهای تراژدی بوسنی بدل شد، تراژدیای که اوج وحشت آن، در تابستان ۱۹۹۵، هنوز هم در خاطره جهان زنده مانده است.
قتلعام در منطقه امن سازمان ملل
در ژوئیه ۱۹۹۵، شهر سربرنیتسا، تحت کنترل نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و اعلامشده بهعنوان «منطقه امن» برای غیرنظامیان مسلمان، توسط ارتش صرب بوسنی هدف حمله قرار گرفت. در آن زمان حدود 370 نفر نیروی حافظ صلح هلند(یونپروفور) حفاظت منطقه امن را برعهده داشتند و این حمله در شرایطی رخ داد که هزاران نفر از مسلمانان بوسنیایی، از جمله زنان، کودکان و بهویژه مردان و پسران نوجوان، در این منطقه پناه گرفته بودند؛ به این امید که حمایت نیروهای بینالمللی مانع از کشتار آنها شود. در تاریخ ۱۱ ژوئیه، ملادیچ با لبخند وارد سربرنیتسا شد، برای کودکان شیرینی آورد و مقابل دوربینها وعده امنیت داد. اما تنها در عرض چند روز، نزدیک به 8372 مرد و پسر مسلمان (آمار رسمی دولت بوسنی) از خانوادههایشان جدا شده، بهطور سیستماتیک به اردوگاهها منتقل و سپس در جنگلها، انبارها و گورهای دستهجمعی تیرباران شدند. کشتار با دقت، برنامهریزی و با کمک لجستیکی صورت گرفت. اتوبوسها برای انتقال، بولدوزرها برای دفن دستهجمعی و حتی تلاش برای مخفیکردن آثار جنایت از طریق نبش قبرها و جابه جایی اجساد انجام شد. اجساد به گورهای دستهجمعی منتقل و سپس برای پنهانکردن مدارک، دوباره دفن میشدند؛ متاسفانه هنوز هم همچنان روند شناسایی بقایای اجساد از گورهای جمعی ادامه دارد.
جهان ناظر خاموش جنایتی بزرگ
فاجعه سربرنیتسا اگرچه در برابر دیدگان جهانیان رخ داد، اما واکنشهای بینالمللی در زمان وقوع آن، با تأخیر و تناقض همراه بود. نیروهای حافظ صلح هلندی سازمان ملل که مسئولیت تأمین امنیت «منطقه امن» را برعهده داشتند، نتوانستند یا نخواستند در برابر پیشروی نیروهای صرب ایستادگی کنند. این ناکامی، بعدها به نمادی از شکست جامعه بینالمللی در جلوگیری از نسلکشی تبدیل شد. سه دادگاه بینالمللی ICTY در ۲۰۰۴ و دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق، در سال ۲۰۰۷ با استناد به اسناد و شواهد، نسلکشی بودن قتلعام را تأیید کردند و راتکو ملادیچ و رادوان کارادژیچ به حبس ابد محکوم شدند. کوفی عنان، دبیرکل سابق سازمان ملل هم، بعدها گفت: «فاجعه سربرنیتسا تا ابد بر تاریخ سازمان ملل سایه خواهد افکند.» ۵ ژوئیه ۲۰۲۴، مجمع عمومی سازمان ملل تصمیم به برقرار کردن روز جهانی تأمل و گرامیداشت این ماجرا گرفت؛ قطعنامه با ۸۴ رای مثبت از جمله ایران و آلمان، ۱۹ رای مخالف (از جمله صربستان و روسیه) و ۶۸ رأی ممتنع به تصویب رسید. جمهوری اسلامی ایران، از نخستین کشورهایی بود که کشتار مسلمانان در بوسنی را محکوم کرد. ایران با اعزام کمکهای بشردوستانه، ایجاد کمپهای آوارگان و حمایت سیاسی از دولت بوسنی، تلاش کرد نقش فعالی در حمایت از مسلمانان منطقه ایفا کند.
میراث سربرنیتسا؛
چرا نسلکشی؟روشن است آنچه در سربرنیتسا رخ داد، یک قتلعام معمولی نبود، بلکه جنایتی با ابعاد وسیع، بیرحمانه و هدفمند بود که مفهوم «نسلکشی» را به ذهن متبادر و در حقوق بینالملل بازتعریف میکند. براساس کنوانسیون ۱۹۴۸ سازمان ملل، هرگونه اقدام هدفمند برای نابودی کامل یا بخشی از یک گروه بر اساس هویت، نسلکشی تلقی میشود. کشتار ۸۳۷۲ مرد و پسر مسلمان، اخراج آنان و تلاش برای پاک سازی قومی، دقیقاً مصداق این تعریف بود. سالها بعد از قتلعام سربرنیتسا، باز هم در سکوت جامعه جهانی، اینبار نسلکشی در غزه قربانی میگیرد و جامعه بینالمللی در ماموریت خود برای محافظت از غیرنظامیان و پاسخگو کردن عاملان جنایت با شکست مواجه شده است. امروز سربرنیتسا فقط یک پرونده در تاریخ نیست، یادآوری است از بیتفاوتی، نژادپرستی و بیعملی مجامع جهانی. هنوز مادران بوسنیایی، در گلزار «پوتوچاری» در کنار گورهای فرزندانشان اشک میریزند و وجدان جهان، هر سال در ژوئیه، دوباره در برابر این تراژدی محاکمه میشود.