printlogo


ابراهیم حاتمی کیا در گفت وگویی مشروح با KHAMENEI.IR از فیلم موسی کلیم‌ا...(ع)، رابطه اش با رهبر انقلاب، جنگ 12 روزه و آرزویش برای یک پایان زیبا گفته است
آقا گفت پای کار «موسی» بایست
صادق غفوریان


رسانهKHAMENEI.IR به‌مناسبت روز ملی سینما در گفت‌وگویی تفصیلی با آقای ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان برجسته سینمای ایران به بررسی چگونگی شکل‌گیری و ادامه پروژه‌ فیلم سینمایی «موسی کلیم‌ا...»، روایت‌هایی درباره سابقه تعاملات این کارگردان سینما با حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای از جمله دیدار اخیرش با رهبر معظم انقلاب پس از نمایش فیلم برای ایشان و نکاتی درباره جنگ ۱۲ روزه اخیر پرداخته است.  پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر انقلاب، می نویسد: با او در یکی از روزهای گرم تابستان به گفت‌وگو نشستیم، در سوله‌ دم‌کرده‌ای که پُر بود از وسایل و آکسسوار پروژه. از «موسی» (علیه السّلام) سخن گفتیم و اهمیتش و آورده‌هایش برای ایران امروز و «مهاجر» و فرماندهان شهیدی که با بغض از آن‌ها سخن می‌گفت و پایان شیکی که برای خودشان رقم زدند. در نهایت، آرزوی این که عاقبت او هم به عنوان یک سرباز، ختم به شهادت شود.
​​​​​​​
 چگونگی شکل‌گیری فیلم سینمایی موسی کلیم‌ا...
* من داشتم در مورد حاج قاسم کار می‌کردم؛ حدود شش ماه وقت گذاشته بودم و داشتم درباره‌ عملیات بوکمال کار می‌کردم و تقریباً ساختار کار و فیلم‌نامه را به دست آورده بودم که یک موانعی به دلیل آن موقعیت‌ها جلوی پایم افتاد که حالا نمی‌خواهم در موردش حرف بزنم. بعد، قصه‌ حضرت موسی به من پیشنهاد شد که ما خبر داشتیم آقای سلحشور ــ خدا رحمت کند ایشان را! ــ قرار بود کار کند و بعداً آقای شورجه قرار بود کار کند، ولی ایشان هم مشکل پیدا کرد و نتوانست ادامه بدهد، لذا این کار بر زمین مانده بود. به یک عده‌ای هم گفتیم، گفتند ما نمی‌توانیم بیاییم یا اگر بیاییم هم یک شرط‌وشروط‌هایی داریم که به من برخورد؛ یعنی دلخور شدم که باید منّت بکشیم که در یک چنین حوزه‌ای که حوزه‌ قرآنی است و در مورد حضرت موسی است، کار بشود.
 بنابراین، من یک بله‌ کوچکی گفتم، منتها با خودم می‌گفتم تو فیلم‌ساز قصه‌های اجتماعی در مورد نسل جنگ حساب می‌شوی و حالا داری می‌آیی در یک حوزه‌ای که اصلاً مال تو نیست! این جهانِ سینمای تاریخی و مذهبی چیزی است که من در آن اصلاً هیچ تجربه‌ای ندارم و کار نکرده‌ام. این‌ها دغدغه‌های من بود و به همین خاطر تردید داشتم، ولی تمام این‌ها با اذنی که از شخص رهبر انقلاب گرفتم، برطرف شد.
رهبری 30 سال است با فیلم های من
 آشنا هستند

* جهت اطلاع تان، من باید بگویم که ان‌شاءا... یک ماه دیگر می‌خواهیم سریال موسی را شروع کنیم. پنج سال است که من سر این کارم. من آدمی بودم که در یک سال، دو فیلم می‌ساختم؛ آدمی هستم که یک سال در میان، یک فیلم می‌سازم و فیلم‌هایم هم معمولاً فیلم‌های مؤثری است و در ذهن‌ها می‌ماند. بااین‌حال، من پنج سال حوصله کردم و سر این کار ایستادم، فقط به نیت این که سرباز آقا هستم و آقا گفته پای این کار بایست. ایشان کارهای قبلی من را دیده بودند. من برای چمران پیش آقا رفتم، برای فیلم‌های دیگر هم رفتم، ایشان هم خیلی محبت کردند و نظراتشان را به طور دقیق دادند. از فیلم «مهاجر» شروع کنیم؛ آن موقع که فیلم‌ها را با آپارات پخش می‌کردند، من در سال ۱۳۶۸ با فیلمم رفتم حسینیه‌ امام خمینی پیش آقا و نظراتشان را بابت فیلم گرفتم؛ یعنی سی و چند سال است که ایشان با من و این فیلم‌سازی آشنا هستند و حالا گفتند پای این کار(فیلم حضرت موسی) بایست.
 آقا فیلم را دیدند گفتند، عالی بود
... من هیچ وقت کلمات و جزئیات در یادم نمی‌ماند ولی این را یادم هست که سه بار گفتند «عالی بود» و نفس من باز شد.  
یک لحظه بیکار نماندم
من در طول این پنج سال، یک لحظه بیکار نماندم و با تمام قوا مشغول بودم؛ جمعه‌ها هم سر این کار بودم، کرونا هم گرفتم سر این کار بودم، با همین مختصات کار می‌کردم و کار را تعطیل نکردم. طبعاً الان هم با این انرژی دارم وارد می‌شوم که ولی امرم، کسی که بالای سرم است، این آدم با آن مختصات مذهبی‌اش، با آن تعلقات مذهبی‌اش، با آن علمش، فیلم را می‌بیند و می‌گوید عالی است، عالی است، عالی است و اشاره می‌کند که همین را ادامه بدهید؛ نزدیک به این مضمون که بقیه‌اش را هم به همین خوبی بسازید. پس من دیگر باید کارم را شروع کنم.
خودم را یک سرباز می‌دانم
... ما با همه‌ قوا داریم این کار را می‌کنیم؛ چون مأموریم، چون من سربازم و خودم را سربازی می‌دانم که با همه‌ قوا باید پیش برود. حضرت موسی خیلی زحمت کشید، خیلی درد کشید برای امتش، برای امت بنی‌اسرائیل، برای امت یعقوب؛ لذا این کار نباید ساده رخ بدهد و انگار ما هم باید آن زجرها را بکشیم، ما هم باید آن نیش‌و‌کنایه‌ها را بخوریم، سر راه ما هم باید خار مغیلان باشد تا پیش برویم.
من را فرستادند مکه
من یادم هست آن سال بابت فیلم «آژانس شیشه‌ای» رهبری خیلی محبت کردند و حتی به عنوان تشویق، من را برای اولین بار فرستادند مکه. یا مثلاً خُلقشان و نوع رفتارشان با کارگردان و این که اجازه بدهند کارگردان حرف بزند؛ آن جا جلوی جمع، همه نشسته‌اند، منِ جوان برگردم بگویم آقا به ما درجه بده، سربازها دم در پادگان‌ها جلویمان را می‌گیرند، پدرمان را درمی‌آورند، حقیرمان می‌کنند، درجه‌ ما را تعریف کنید که اقلّاً این‌ها ما را اذیت نکنند! خب حالا تعبیر این بود که انگار من دنبال درجه‌‌ام تا فیش حقوقی‌ام برود بالا، ولی منظورم آن جایگاه واقعی بود که آقا هم این را می‌دانست.
 *یکی از توفیقات من این بوده که در دوران جنگ 12 روزه خیلی از فیلم‌های من از تلویزیون پخش شد؛ به‌خصوص فیلم‌هایی مثل «مهاجر»، «وصل نیکان»، «بادیگارد» و حتی «چ». من خدا را شکر می‌کردم که چیزی را طرح کردم، سمت چیزی رفتم برای گفتن که الان در یک چنین وضعیت فشار روانی جامعه، این فیلم‌ها می‌تواند یک آرامشی ایجاد کند. واقعاً‌ این 12 روز، فارغ از غم‌هایش، فارغ از مشکلات و مصیبت‌هایش، گنج این کشور است.
به خودم مباهات می کنم که...
* من مباهات می‌کنم، فرمانده‌ من در نیروی هوایی سپاه آقای قالیباف بودند؛ به این بچه‌ها مباهات می‌کنم و خیلی دوست داشتم که من هم در اتاق‌های جنگشان می‌بودم، خیلی دلم می‌خواست که من هم در این توفان‌ها می‌بودم. البته ما که کسی نیستیم؛ ولی با خودم می‌گفتم می‌شود ما را هم زیر نظر داشته باشند و یکی هم برای ما بفرستند! یعنی ما هم آدم حساب می‌شویم در این عرصه‌ای که وجود دارد؟ توکل بر خدا؛ امیدوارم که اگر در این عرصه هستیم، عاقبتمان ختم به شهادت بشود و تهش این‌جوری جمع شود؛ این‌جوری خیلی قشنگ می‌شود. زندگی آقای سلامی خیلی قشنگ جمع شد، زندگی آقای باقری خیلی شیک جمع شد. من با آقای حاجی‌زاده یک مدتی خیلی صحبت‌ها داشتم؛ این‌ها در اوج تمام می‌کنند و این خیلی قشنگ است. خدا کند من هم در اوج تمام کنم!