مسابقه فینال بود و «تیام ده پهلوان» دختر 16ساله نهاوندی از استان همدان آمده بود به رویایش برسد. او روزها و سالهای زیادی برای این لحظه تمرین کرده بود و حالا روی سکوی مبارزه میخواست آن رویا را واقعی کند. مسابقات آسیایی جوانان در بحرین برگزار میشد و تیام در این مسابقه توانست هر دو راند حریفش از مغولستان را شکست دهد و حالا وقت تحقق رویاست. داور دست او را بالا میبرد و او را برنده میدان اعلام میکند. تیام طلایی میشود و اولین مدال طلای MMAدختران را در این مسابقات به دست میآورد. با این نوجوان موفق تماس گرفتیم و از مسیری که برای رسیدن به آن روز طی کرده است، پرسیدیم.
قبل از هر چیز شاید همسنوسالهایت بخواهند رشته MMA را برایشان توضیح دهی.این رشته مخفف عبارت Mixed Martial Arts به معنی هنرهای رزمی ترکیبی است. بیشتر ورزشهای رزمی را هم در خود دارد مانند کیکبوکسینگ، جودو، ووشو، کشتی و ... . رشته MMA دو بخش سنتی و مدرن دارد. در سنتی مانند جودو لباس میپوشید و فن اجرا میکنید. اما پوشش در نوع مدرن متفاوت است و امتیاز گرفتن هم فرق دارد. بازیها روی سکو برگزار میشود و نه در قفس. راندها هم در بازیهای پای فینال دو راند 2دقیقهای و در فینال هم دو راند 3دقیقهای برگزار میشود.
چطور شد وارد رشته MMA شدی و آن را ادامه دادی؟من از قبل این رشته را دنبال میکردم و خیلی دوست داشتم در مسابقات آن شرکت کنم. مسابقات که برگزار شد من هم شرکت کردم و خدا را شکر نتیجه خوبی هم گرفتم. البته خانواده ما خیلی ورزشی است، پدرم قبلا فوتبالیست بوده، دو خواهرم مثل من ورزشهای رزمی کار میکنند و برادر کوچک ترم کشتی میگیرد. من و خواهرهایم این رشته را خیلی دوست داشتیم و همیشه از دور آن را دنبال میکردیم. حتی شهر ما مربی MMA نداشت و من با خواهرهایم سه نفری تمرین میکردیم. بعد که وارد اردوها شدیم این رشته را به صورت پایه و اصولی از استادم خانم کربلایی یاد گرفتیم.
چه چیزی برای ادامه مسیر به تو انگیزه میداد؟همتیمیام وانیا فتحعلی خیلی به من کمک کرد و هر دو روی هم تاثیر مثبت گذاشتیم. ما حریف تمرینی هم بودیم و هرکدام خیلی روی پیشرفت آن یکی تاثیر گذاشتیم. جفتمان هم در مسابقات اول شدیم و مدال طلا گرفتیم.
وقتی برای مبارزه روی سکو میرفتی چه چیزی باعث میشد حریفت را شکست بدهی؟ما یکی، دو ماه پیش برای کسب سهمیه به بازیهای قهرمانی آسیایی رفته بودیم. آنجا حریفهایمان را آنالیز کردیم و مقابل آنها قرار گرفتیم. با بازی آنها آشنا شدیم و با برنامهریزی استادم این سری توانستم اول شوم. این بازیها تجربه خیلی خوبی بود. مسابقات بعدیمان المپیک 2026 جوانان است که فکر کنم در سنگال برگزار شود و منتظر هستیم تا اردوها دوباره شروع شود و تمرین کنیم. البته من تمرینهای ورزشیام را مثل قبل ادامه میدهم و هر روز باشگاه میروم. برنامه تحصیلیام هم سرجایش است و درسم را هم در همین رشته کامپیوتر که خیلی به آن علاقه دارم، ادامه می دهم.
در مسیر رسیدن به مدال طلا چه چالشهایی را پشت سر گذاشتی؟ما خیلی سختی کشیدیم.به طور مثال داخل اردوی تیم ملی بودیم که جنگ 12روزه شروع شد و دو، سه روز مانده به اعزام مسابقات، موشکها از بالای سرمان رد میشدند ولی ما همچنان تمرین میکردیم و ادامه میدادیم. جنگ بود اما میرفتیم پارک چیتگر و تمرین میکردیم. یک بار وقتی برگشتیم خوابگاه، دیدیم آن سمت را هم زدند. به همین دلیل وسایلمان را جمع کردیم و سمت رودهن رفتیم. یک هفته آنجا بودیم. ما میخواستیم هرطور که شده خودمان را به مسابقات برسانیم و برای همین قرار بود زمینی برویم. تا این که از بحرین تماس گرفتند و گفتند فعلا بازیها کنسل شده است. آن بازیها یک ماه بعد که شرایط بهتر شده بود، برگزار شد و برای کسب سهمیه بود. بازی بعد آن که در بحرین بود سهمیه المپیک آسیایی و مدال طلا را گرفتم. در طول تمرینهایمان که جنگ 12 روزه بود ما هم خودمان استرس داشتیم هم نگران خانواده بودیم ولی تمرینمان را با همان فشار و استرسی که داشتیم باید ادامه میدادیم.
موفقیتتان را مدیون چه کسانی هستید؟جو تیم ما خیلی خوب بود، ارتباط خوبی هم داشتیم و خانم کربلایی هم مانند مادر دلسوزانه برایمان زحمت کشید. همینجا از استادم تشکر میکنم که این رشته را به من یاد داد. صمیمیترین دوستم هم در اردو وانیا بود که طلا گرفت. موفقیتم را مدیون پدرم هستم. من روز تولد پدرم مسابقه داشتم و پدرم گفت مدال طلا بگیر و آن را به من هدیه بده. من هم آن روز تمام تلاشم را کردم تا طلا بگیرم و آن را به پدرم هدیه کنم تا ذرهای خوشحال شود.
برنامه و هدفت برای آینده چیست؟من میخواهم در المپیک جوانان هم مدال طلا را تکرار کنم. قطعا تمریناتم را خیلی سختتر، بهتر و با برنامهریزی دقیقتری انجام میدهم و دوست دارم قهرمانیام را تکرار کنم. میخواهم به دوستان نوجوانم که به رشتهای علاقهمند هستند بگویم هدفشان را دنبال کنند، چون هیچراهی نشد ندارد. تسلیم نشوند و پرقدرت هدفی را که دارند ادامه دهند و مطمئن باشند یک روز به هدفی که دارند، میرسند.