همیشه میگویند نوشتن مثل وزنهبرداری است و برای پرورش عضلهها باید تمرین کنیم و بیشتر بنویسیم. اما در باشگاههای ورزشی در کنار ورزش و وزنه زدنهای زیاد، به مکملهای غذایی نیاز است. مکملی که برای نوشتن نیاز داریم، پروتئینِ خواندن است. مطالعه حتی اگر با هدف لذت بردن باشد در ناخودآگاه شما تهنشین می شود و مواد لازم برای نوشتن را تأمین میکند. بنابراین وقتی مستمر و فعالانه کتاب بخوانیم این پروتئینها سریعتر و بیشتر ذخیره شده و برای وزنه زدن نیروی بیشتری خواهید داشت. در این مطلب میخواهیم بگوییم.

1حذف حواسپرتکنها
حتماً برای شما هم پیش آمده که موقع کتاب خواندن ناگهان بیهوش میشوید یا از دیگران شنیدهاید که: «من تا کتاب رو باز میکنم خوابم میبره.» یکی از دلایل پیش آمدن این وضعیت این است که به ذهنتان اجازه سرگردانی میدهید. میبینید که چند صفحه از کتاب را خواندهاید اما هیچ چیزی یادتان نمیآید یا متوجه نشدهاید. چون همزمان به فکر ناهار فردا، کارهای دیروز، بحث با مادرتان، ترافیک امروز بعدازظهر و هزارتا مسئله دیگر هستید. اگر موقع مطالعه ذهن خود را روی کلمات و مطالبی که میخوانید متمرکز کنید، مسائل حاشیهای شما را خسته نمیکند و از کتاب خواندن لذت بیشتری میبرید. اگر ذهنتان به سمت مسائلی غیر از موضوع کتاب رفت، به عقب برگردید و دوباره بخوانید.
اگر واقعاً توان ادامه خواندن ندارید با فشار ادامه ندهید و اگر هم مجبورید کتاب را بخوانید آن را به بخشهای کوچک تقسیم کنید تا راحتتر و سریعتر پیش برود.
2 سبد مطالعه متنوع
اگر دوست دارید همزمان چند کتاب را با هم بخوانید سعی کنید انتخاب شما از موضوعات مختلف باشد.برای مثال چند رمان را با هم نخوانید. چون ذهن شما به چند داستان مشغول شده و اجازه نمیدهد تمرکز کافی داشته باشید. سبد مطالعه در یک زمان هرچه متنوعتر باشد نتیجه مطلوبتری خواهد داشت. ترکیب کتابهای داستانی، علمی، هنری یا هر کتابی متناسب با حوزه کاری و علاقهمندیهای شما فشار کمتری به ذهنتان وارد میکند و با تمرکز بیشتری کتاب میخوانید.
3 نمیتوانی؟ نخوان
مجبور نیستید کتابهایی را که دوست ندارید بخوانید. ممکن است ۱۰ صفحه، ۲۰ صفحه یا حتی ۱۰۰ صفحه از کتابی را بخوانید اما نهتنها با آن ارتباط برقرار نکنید بلکه برایتان ملالآور هم باشد. خیلی راحت است. نخوانید. آن را ببندید و کنار بگذارید. چند وقت بعد دوباره به آن رجوع کنید. این زمان میتواند یک ماه باشد یا یک سال. مهم نیست چقدر طول میکشد اما شاید گذشت زمان نگاه، نظر و نگرش شما را راجع به آن کتاب تغییر دهد. اما اگر به قصد یادگیری میخوانید دیگر بحث لذت بردن از مطالعه تا حدی کمرنگ میشود و کلمهکلمه کتاب به بهتر نوشتن شما کمک میکند. یعنی خواندن برای یاد گرفتن نه لذت بردن. حتی رمان و داستان و شعر.
4یادداشت برداری، یادداشت برداری!
مطالعه فعالانه بدون یادداشتبرداری معنی ندارد. میتوانید قلم و کاغذی را کنار خود بگذارید یا گوشههای کتاب حاشیهنویسی کنید.هر چیزی را که برایتان جذاب است، چیزی از آن یاد میگیرید، میتوانید بعداً از آن استفاده کنید یا تداعیها و ایدههایی که به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید. نوشتن این نکات مثل مشق نوشتن با ریشه محکمتری در ناخودآگاه میماند و در زمان مناسب بروز پیدا میکند. وقتی همزمان با خواندن مینویسیم علاوه بر مغز، دست هم درگیر میشود و تأثیر بیشتری خواهد داشت.
5 مقایسه نویسندههای هر ژانر
هر کتابی را در هر دستهای که میخوانید با سایر کتابهای آن حوزه مقایسه کنید. ببینید نویسندگان دیگر چه نظر و دیدگاهی دارند. فرم نوشتهها چگونه است. سبک نوشتهها با توجه به موضوع چه تفاوتها یا شباهتهایی دارد.اما بههیچوجه کار خودتان را با نویسندگان دیگر مقایسه نکنید. نوشتههای ابتدایی شما با نوشتههای کسانی که سالها به نوشتن پرداختهاند اصلاً قابل قیاس نیست. درنهایت این که هر کتابی که میخوانید یک درس جدید است. میتوانید از هر کتاب حداقل یک نکته کوچک یاد بگیرید. حتی اگر از نظر شما کتاب بدی باشد. هر کتاب ابزاری است که به شما کمک میکند نویسنده بهتری شوید.