کتاب بخونین، کتاب خوبه
سلام به گلهای گل، جوانههای خوشگل توی خونه. یا حتی توی مدرسه و شاید توی دانشگاه. یا جوانههایی که الان سر کار هستن. کلا سلام به همهتون. دلمون براتون تنگ شده بود. چه میکنین با سرما و نبود اینترنت؟ بریم ببینیم چیا برامون فرستادین.
جوانه من که دیگه کم آوردم از این قطعی اینترنت. بابا وصلش کنین. مگه میشه الان تو این دوره زمونه آدم بدون اینترنت بمونه؟ تو که روزنامهنگاری یه چیزی بگو.
والا ما هم مثل شما، خودمون هم کلافه شدیم از قطعی اینترنت. البته که تو روزنامه هم مطلب نوشتیم در این باره. حالا یه قولهایی دادن که اگه شرایط خوب پیش بره هفته آینده ایشالا درست بشه. ببینیم چی میشه.
دیدی چند روز پیش هواشناسی اعلام کرد که یه توده برف شدید داره میاد سمت مشهد. دو روز بعدش گفتن همچین شدیدی هم نیست. یعنی چی شد؟ برفه جاخالی داد یا توده پرفشار، فشارش خالی شد؟!
بالاخره تو پیشبینی وضع هوا این اتفاقها هم میافته. ولی من فکر میکنم قبلش که گفته بودن برف زیاد میاد، اینترنتشون قطع بود و بعد که وصل شد، دیدن یک کمی اشتباه کردن!
میخواستم تشکر کنم که توی صفحه جوانه کتاب معرفی میکنین. آخه دوستهای من زیاد کتاب نمیخونن و من اسم کتابهایی که اینجا معرفی میکنین رو بهشون میگم تا اونها هم مثل من اهل مطالعه بشن. سمیه، 10 ساله، نیشابور
ای من قربون شما جوانههای گل کتابخون بشم... باریکلا به تو سمیه جان و بقیه دوستهات که اهل کتاب خوندن هستین. به بابا یا مامانت بگو که از طرف من برات یه جایزه بخرن. البته پولش هم خودشون حساب کنن ها!
مدتی بود که چشمهام خوب نمیدید و همه چیز رو تار میدیدم. تا این که معلم بهداشت مدرسهمون گفت ممکنه چشمهام ضعیف باشه. رفتم دکتر و معلوم شد باید عینک بزنم. الان یک هفته است که عینکی شدم. هم دنیا رو خوب میبینم و هم خوشتیپ شدم.
بهبه مبارکه. عینکی شدن هم خوبه و هم بد. خوبیش اینه که خوب میبینی، بدیش اینه که دیگه نمیشه زیاد بپر بپر و شیطنت کرد! مواظب خودت و عینکت باش.
یه خاطره بگم، چند وقت پیش ما رفته بودیم مسافرت، بعد رفتیم فروشگاه برای دوستم سوغاتی بخرم، چشمم به یه چیز خوشگلی افتاد، به فروشنده گفتم «آقا این سرکن چند؟» فروشنده هاج و واج نگام کرد. فکر کرد میگم سردکن! اونقدر توضیح دادم تا فهمید چی میخوام.
ها دِگه، فقط ما مشدیا مِگم سرکن، بقیه مِگن مدادتراش. ولی دمت گرم که پرچم شهرته بالا نگه داشتی!