

در روزگاری که مفهوم مخالفت در ذهن بسیاری به معنای خشم، فریاد، نفی و هیجان بیمهار تبدیل شده، یادآوری این نکته ضروری است که اعتراض و نقد هم باید چارچوب داشته باشد؛ چارچوبی برآمده از اخلاق، صداقت و دلسوزی برای وطن. بازنشر دیرهنگام سخنان دو هفته قبل دکتر عبدالکریم سروش، فیلسوف ایرانی، بار دیگر این حقیقت را برجسته کرد که حتی یک مخالف جدی وضع موجود اگر وطنپرست باشد و پایبند به اخلاقیات در مسیر نقد حاکمیت به دامان بیگانه نمیافتد. گفتههای سروش که حدود دو هفته قبل و در روزهای آغازین شرایط پرالتهاب سیاسی و اجتماعی کشور بود اما بهخاطر قطعی اینترنت و فعال نبودن رسانههای داخلی بازنشر دیرهنگامی داشت، نشان داد که میتوان منتقد بود اما درگیر هیجان نبود، می توان معترض بود اما دلسوز میهن و هموطن، بیآنکه به دام دوگانهسازیها و کینهتوزیها افتاد. او نمونهای از مخالفت اخلاقمدار را به نمایش گذاشت؛ نگاهی که در آن هدف، هرگز وسیله را توجیه نمیکند. در این پرونده، ابتدا مروری به محتوای این سخنان خواهیم داشت؛ سپس چارچوب فکری و اخلاقی این نوع مخالفت را تحلیل میکنیم و در نهایت تفاوت چنین موضعی را با نوع متداول و ماکیاولیستی مخالفت که در رفتار و گفتار برخی سلبریتیهای خارج نشین نمود دارد، بررسی خواهیم کرد.
مخالفت وطن پرستانه
سخنان دکتر سروش بیانگر یک موضع اخلاقی و فلسفی در قبال بحرانهای ایران و جهان بود. او با لحنی که کمی در آن ردپای تعجب و غم همزمان بود به تشریح وضعیت کنونی پرداخت و ضمن انتقاد از نقش بازیگران خارجی، چارچوبی برای مخالفت ارائه داد که بر پایه واقعبینی، مسئولیتپذیری و اخلاقگرایی استوار بود.
غرب هرچه رشته بود پنبه شدشروع صحبت دکتر سروش تعجب نسبت به ربایش مادورو توسط آمریکا بود. اما نه در مقام دفاع از مادورو، بلکه در نقد اینکه ساختارهای جهانی قرار بود جلوی زورگویی و اینکه هر کسی هر کاری بخواهد انجام دهد را بگیرند؛ اما به اعتقاد او در این وضعیت غرب هرچه رشته بود پنبه شد: « همه آنچه که در باب نظم بینالملل، در باب سازمان ملل، در باب حقوق بشر، در باب قوانین بینالمللی، داوریهای بینالمللی، هرچه را که درست کرده بودند و جنبههای زیبای ظاهری تمدن کنونی بود، همه فرو میریزند و همه در پای قدرتهای وحشی له و لگدمال میشوند».

اعتراض مسئولانه و بیتوجه به بیگانگان
یکی دیگر از محورهای اصلی سخنان سروش، انتقاد از دخالت قدرتهای خارجی در امور داخلی ایران بود. او با اشاره به حمایتهای غرب از اعتراضات اخیر، پرسید که اگر این کشورها حامی مردم ایران هستند، چرا به ویرانی و تضعیف آن میپردازند؟ سروش به صراحت تأکید کرد که این نوع رفتارمتناقض، نه تنها به منافع ایران آسیب میزند، بلکه به تضعیف نظم بینالمللی هم منجر میشود. سروش ضمن انتقاد از خشونت و بیعدالتی، بر مسئولیتپذیری مردم و مسئولان کشور تأکید کرد. او معتقد است که مردم ایران خودشان میتوانند مشکلات خود را حل کنند و نیازی به دخالت نیروهای خارجی نیست. اما در عین حال، او از مسئولان کشور خواسته است تا با رفع سوءمدیریتها و برخورد جدی با مفاسد، به مردم پاسخگو باشند. این موضع، نشاندهنده یک نوع مخالفت مسئولانه است که به جای شعار و اعتراض بیهدف، به دنبال ارائه راه حلهای عملی و سازنده است. در نهایت ایشان با نگاهی واقعبینانه به آینده، چنین هشدار داد: «جهان متاسفانه در این چند دهه مخصوصاً با درهم رفتن دستهای دو نفر یکی رئیس جمهور آمریکا و دیگری نخست وزیر اسرائیل حقیقتاً در راهی پا نهاده است که مگر خدای بتواند آن را متوقف کند. ما که آرزو داریم قصه به نحوه راستینی و در جهت نفع خلایق پیش برود».
چارچوب مخالفت سروش
البته این صحبتها اواسط دیماه مطرح شده و شاید بنا به شرایط این روزها اگر حالا بیان شده بود، میتوانست اندکی تفاوت داشته باشد؛ اما وقتی فردی چارچوبی مشخص و خط قرمزهایی مثل وطن، هموطن و اخلاق انسانی دارد کلیت تحلیلش از شرایط نمیتواند تفاوت جدی داشته باشد. با این اوصاف به طور خلاصه، چارچوب مخالفت دکتر سروش، حول محور اصول زیر شکل میگیرد:
اخلاقگرایی مخالفت باید بر پایه اصول اخلاقی و انسانی باشد و از خشونت و بیعدالتی دوری کند.
وطنپرستی مخالفت باید به نفع ایران و مردم ایران باشد و از هرگونه دخالت بیگانگان جلوگیری کند.
مسئولیت دوطرفه اینکه استانداردی برای مخالفت داشته باشیم نافی مسئولیت حاکمیت نمیشود.
سخنان دکتر سروش، نمونهای از مخالفت آگاهانه، مسئولانه و اخلاقی است که میتواند برای سایر مخالفان نظام، الگو باشد. او با نشان دادن این که میتوانیم منتقد باشیم بدون آنکه به دام شعارهای بیهدف و خشونت بیفتیم، راهی را برای مخالفت سازنده و موثر گشوده است.
تفاوت سروش با سلبریتیهای اجارهای
در حالی که سخنان دکتر سروش چارچوبی برای مخالفت مسئولانه و با نگاهی به منافع ملی ایران ارائه میدهد، رویکرد برخی سلبریتیهای خارج نشین مثل فرخنژاد، احسان کرمی و... اغلب به سمت تحریک احساسات، ترویج خشونت و حتی درخواست مداخله خارجی گرایش دارد.
تحلیل رویکرد سلبریتیهای اجارهایبسیاری از افراد و چهرههای شناختهشده در فضای مجازی با استفاده از لحنی تند و تحریکآمیز، به انتقاد از نظام سیاسی ایران میپردازند. این افراد معمولاً تمرکز خود را بر نشان دادن مشکلات و معایب کشور قرار میدهند، بدون آنکه راه حلهای عملی و سازندهای ارائه کنند. یکی از خطرات این رویکرد، ترویج خشونت و بیثباتی است. با شعارهای تند و تحریکآمیز، این افراد میتوانند احساسات خشم و ناامیدی را در میان برخی از مردم تقویت کنند. همچنین، رویکرد برخی از این افراد، به درخواست مداخله قدرتهای خارجی منجر میشود. این درخواست میتواند به تضعیف استقلال و حاکمیت ملی ایران هم منجر شود.
متغیری مهم بهنام وطنپرستی و بیگانهستیزی
سروش معتقد است که مردم ایران خودشان میتوانند مشکلات خود را حل کنند و نیازی به دخالت نیروهای خارجی نیست و با تاکید بر اهمیت حفظ منافع ملی ایران، از هرگونه مداخله خارجی جلوگیری میکند. او معتقد است که این مداخله، نه تنها به منافع ایران آسیب میزند، بلکه به تضعیف نظم بینالمللی هم منجر میشود. در حالی که او انتقادات خود را به سیاستهای حاکمیتی وارد میکند، از هرگونه تهمت و بیاخلاقی دوری میکند. در مقابل پیامدهای رویکرد مخالفان تحریکآمیز، اغلب منفی و مخرب است. این رویکرد، به ترویج خشونت و بیثباتی، تضعیف استقلال و حاکمیت ملی ایران و ایجاد تنش و درگیری در منطقه منجر میشود. ضمن اینکه دست به دامن بیگانه شدن اساساً با خصلت ما ایرانیها تضاد جدی دارد. در تاریخ اجتماعی ایران، یکی از ویژگیهای بارز ما بیگانهستیزی بوده است. ایرانیان همواره در برابر دخالتهای خارجی مقاومت کرده و معتقد به حل مشکلات داخلی با تکیه بر ظرفیتهای خود بودهاند. این دیدگاه، نه صرفاً یک ژست سیاسی، بلکه حاصل تجارب طولانیمدت در مواجهه با قدرتهای منفعت طلب و درک عمیق از اهمیت استقلال و حاکمیت ملی است. این استقلالجویی، بهویژه در شرایط کنونی، نمود بیشتری پیدا میکند. در حالی که تنها چند ماه از تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک ایران میگذرد، تصور اینکه بهبود شرایط کشور از طریق این دو قدرت بیاعتبار انجام می شود، بسیار غیرمنطقی و عجیب است. حمایتهای ترامپ و نتانیاهو، با توجه به سوابقشان در نقض پیمانها و بیتوجهی به حقوق بینالملل، نه تنها راهی برای حل مشکلات نیست، بلکه پیامدهای تلخ بسیاری خواهد داشت. در مقابل، رویکرد مخالفت و اعتراض مسئولانه، میتواند به تقویت جامعه ایران، حل مشکلات کشور و ایجاد صلح و ثبات در منطقه کمک کند.