printlogo


یادداشت روز 
ضرورت نگاه علمی  به اعتراضات اجتماعی


​​​​​​​


روال سنتی این سال‌ها این بوده است که پس از گذشت حوادث و اعتراضات اجتماعی، رئیس جمهور نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با محوریت وزارت کشور را مأموریت می‌داد تا پیش و پس و متن رخداد را بررسی کنند و گزارشی به ایشان بدهند. این بار اتفاق جدیدی افتاد و مسعود پزشکیان، به وزیر علوم مأموریت داد تا ظرفیت دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و اندیشکده‌ها را در مسیر شناخت زمینه‌ها، علل و نحوۀ بروز اعتراضات و پیامدهای آن فعال کرده و راه‌های مناسب مواجهه با این پدیده و حل مسائل را مشخص کند.
رئیس جمهور در این نامه‌ بر مسئولیت اجتماعی نهاد دانشگاه انگشت نهاد و برای شناخت ابعاد مختلف بحران‌های اجتماعی، بر مواجهۀ علمی و رویکرد مسئله‌شناسانه، آینده‌نگرانه و فرابخشی علم برای حل مسائل کشور تأکید کرد. این نگاه و رویکرد که علاوه بر بررسی حوزۀ امنیتی ـ که کاملاً لازم است ـ باید از ظرفیت دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و اندیشکده‌ها برای شناخت بسترها و دلایل اجتماعی این اعتراضات و حوادث استفاده کرد، از توجه دولت به علمی‌نگری این اعتراضات حکایت دارد.
در همین نامه به رویکرد میان‌رشته‌ای و محوریت مسائل مبتلابه کشور و  اجرایی بودن راهبردها و راهکارهای پیشنهادی در شرایط کنونی کشور، برای افق‌گشایی و کمک به دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حاکمیتی اشاره شده است که پنجرۀ جدیدی را برای کالبدشکافی علمی و ژرف‌اندیشانه به ماجرای اعتراضات می‌گشاید. بی‌گمان تحلیل دقیق، علمی و به دور از احساسات، همراه با واقع‌نگری به شرایط اجتماعی، درست‌ترین و سنجیده‌ترین راه برای آینده‌نگری هوشمندانه است. تردیدی وجود ندارد که ندیدن بسترهای این اعتراضات، براثر نبود پشتوانه‌های پژوهشی و علمی است که بودن آن گاه می‌تواند از بروز اعتراض جلوگیری کند و گاه در همان مرحلۀ آغازین آن را سامان دهد.
همین روزها و در جای دیگری رئیس جمهور گفته بود: «غفلت از نسل جوان و نیازها و اقتضائات آنان یکی از زمینه‌ها و علل بروز حوادث اخیر بود»؛ و این رویکرد علمی است که به حاکمیت برای مفاهمه و درک درست نسل جوان یاری می‌رساند و گسستی را که ایجاد شده است، ترمیم می‌کند. دانستن نیازها و باورداشت دیدگاه‌های‌ متفاوت این نسل و طبقات اجتماعی و شنیدن حرف آن ها، از لوازم مدیریت بحران‌های اجتماعی است و این مهم به دست نمی‌آید مگر با در اختیار داشتن دستاوردهای پژوهشی و علمی دست‌کم از دیدگاه جامعه‌شناسانه و روان‌شناختی. بازنگری جدی در قوانینی که با خواسته‌های این نسل هماهنگ نیست و باورمندی به این‎که نسل قانون‌گذار باید در موارد فراوانی از اریکۀ خواست خود فرود آید و قوانین را به‌ویژه در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی براساس نیازهای این نسل روزآمد کند، ضرورتی انکارناپذیر است. 
از مهم‌ترین ایراداتی که در این چند دهه به سیاست‌های مدیریت بحران وارد است، این‎که پس از فرونشستن التهابات و پشت سر نهادن اعتراضات، گویی نوعی فراموشی اتفاق می‌افتد و واشکافی و تحلیل دقیق آن به کناری نهاده می‌شود. امید که این نگاه و رویکرد علمی، هم از بحران‌آفرینی بکاهد و هم مدیریت بحران را مدیریت کند.