سخنگوی ارشد ستاد کل نیروهای مسلح: ناو ابراهام از دریای عمان عقبنشینی کرد
افول قدرت ناوها
اظهارات اخیر سردار ابوالفضل شکارچی درباره عقبنشینی ناو هواپیمابر «ابراهام لینکلن» از دریای عمان را میتوان فراتر از یک خبر نظامی ساده دانست؛ این سخنان در واقع بخشی از نبرد بزرگتری است که امروز میان ایران و آمریکا در سطح ادراک قدرت و جنگ روایتها جریان دارد.
در تحلیل این سخنان، ابتدا باید به یک واقعیت مهم در معادلات نظامی منطقه توجه کرد: خلیج فارس و دریای عمان در سالهای اخیر به محیطی تبدیل شدهاند که برتری کلاسیک نیروی دریایی آمریکا در آن با چالشهای جدی مواجه شده است. ظهور راهبردهای نامتقارن، توسعه موشکهای ضدکشتی، پهپادهای رزمی و تواناییهای جنگ الکترونیک ایران باعث شده است که حضور ناوهای هواپیمابر در این منطقه دیگر مانند دهههای گذشته بدون هزینه و ریسک نباشد.در چنین فضایی، عقبنشینی یا جابهجایی یک ناو آمریکایی صرفاً یک حرکت تاکتیکی نیست، بلکه بهسرعت به یک نماد سیاسی و رسانهای تبدیل میشود. از منظر تهران، این رخداد میتواند نشانهای از تغییر موازنه بازدارندگی باشد؛ به این معنا که ایران توانسته است با اتکا به توان داخلی و دکترین دفاع نامتقارن، هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد.از سوی دیگر، در جنگهای مدرن، روایتسازی به اندازه واقعیت میدانی اهمیت دارد. ایالات متحده طی دهههای گذشته تلاش کرده است با نمایش قدرت ناوهای هواپیمابر، تصویر «ابرقدرت بلامنازع» را در ذهن افکار عمومی جهان تثبیت کند. به همین دلیل، هر رخدادی که این تصویر را خدشهدار کند، به سرعت به موضوعی برای رقابت رسانهای تبدیل میشود. سخنان سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است؛ یعنی تبدیل یک تحول نظامی به نشانهای از شکست نمادین آمریکا.
اما در سطحی عمیقتر، پیام اصلی این سخنان را باید در تحول ساختار امنیتی منطقه جستوجو کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که اتکای برخی کشورهای منطقه به حضور مستقیم قدرتهای فرامنطقهای نه تنها امنیت پایدار ایجاد نکرده، بلکه خود به عامل تنش تبدیل شده است. در مقابل، گفتمانی که از سوی ایران مطرح میشود بر این ایده تأکید دارد که امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود.
از این منظر، اشاره سردار شکارچی به همکاری کشورهای مسلمان، تنها یک شعار سیاسی نیست، بلکه بازتاب دیدگاهی است که معتقد است نظم امنیتی آینده منطقه، بیش از گذشته بر ائتلافهای منطقهای و کاهش نقش بازیگران خارجی استوار خواهد بود.
در نهایت، فارغ از ارزیابی دقیق ابعاد نظامی این رخداد، یک نکته روشن است: میدان رقابت ایران و آمریکا تنها در دریا و آسمان نیست، بلکه در ذهن افکار عمومی و حافظه تاریخی ملتها نیز جریان دارد. به همین دلیل است که هر حرکت نظامی، به سرعت به بخشی از نبرد بزرگتر برای تعریف قدرت در جهان تبدیل میشود.