printlogo


جبهه های جدید اقتصادی ایران
محمد حقگو


 با تداوم تنش‌ها میان ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشانه‌هایی از شکل‌گیری سناریوهای جدید در راهبردهای تهاجمی ایران دیده می‌شود؛ سناریوهایی که صرفاً نظامی نیستند و بیش از آن‎که در میدان‌های کلاسیک جنگ تعریف شوند، در شبکه‌های حمل‌ونقل، کریدورهای تجاری و حتی نظام مالی جهانی معنا پیدا می‌کنند. اظهارات اخیر یک مقام ارشد نظامی درباره «گشودن جبهه‌های جدید» و همزمان طرح برخی ایده‌ها درباره تغییر قواعد عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز، نشان می‌دهد تهران ممکن است در حال طراحی ترکیبی از فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی باشد؛ فشاری که هدف آن افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل است.
​​​​​​​
جبهه‌هایی از جنس کریدور
یک مقام ارشد نظامی در گفت‌وگو با تهران تایمز با اشاره به سخنان اخیر رهبر جدید انقلاب اسلامی درباره گشودن جبهه‌هایی که دشمن در آن تجربه کمی دارد، از بررسی طرح‌هایی خبر داد که محور آن‌ها «کریدورها» است.
به گفته این مقام، «ما طرح‌هایی را بررسی و نهایی کرده‌ایم که مطابق آن اقدامات وسیعی در زمینه کریدورها می‌تواند انجام شود. چالش امروز بر سر تنگه هرمز یکی از انتخاب‌های متعدد ماست و چنان‎چه تصور کنیم ضرورت ایجاب می‌کند، در مورد روند کریدورهای دیگر هم اقدام می‌شود.»
او توضیح بیشتری درباره جزئیات این طرح‌ها ارائه نکرد، اما همین اشاره کوتاه کافی بود تا توجه تحلیلگران به این نکته جلب شود که مفهوم «جبهه جدید» در این جنگ ممکن است نه در میدان‌های کلاسیک نظامی، بلکه در مسیرهای حیاتی تجارت و ترانزیت تعریف شود.
اهمیت کریدورها در میانه جنگ
در ادبیات ژئوپلیتیک، کریدورهای حمل‌ونقل تنها مسیرهای لجستیکی نیستند؛ آن‌ها شریان‌های اقتصاد جهانی محسوب می‌شوند. کنترل یا اختلال در این شریان‌ها می‌تواند اثراتی به مراتب گسترده‌تر از یک عملیات نظامی محدود داشته باشد و جریان کالاها، انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. 
در جنگ کنونی، تنگه هرمز مصداق بارز این مسئله است؛ یکی از کلیدی‌ترین معابر دریایی جهان که بخش بزرگی از صادرات نفت جهانی از آن عبور می‌کند. تحولات کنونی نشان داد که برخلاف برخی اظهارات، این تنگه تا چه اندازه در معادلات انرژی جهان نقش تعیین‌کننده دارد.
هم‎اکنون کشورهایی که در حاشیه جنوبی خلیج فارس قرار دارند، در صورت بروز اختلال طولانی‌مدت در این مسیرها ناچار خواهند شد مسیرهای جایگزین پیدا کنند؛ مسیرهایی که اغلب با هزینه‌های بیشتر، زمان طولانی‌تر و ریسک‌های امنیتی همراه هستند.
حتی اگر امنیت مسیرهای جایگزین تضمین شود، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه کشتی‌ها تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. نشانه‌های این وضعیت از هم‌اکنون در بازار دیده می‌شود؛ نوسان قیمت نفت و افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها در منطقه از جمله پیامدهای مستقیم تنش‌های اخیر است.
در چنین فضایی، برخی تحلیلگران معتقدند ایران می‌تواند از موقعیت جغرافیایی منحصر‌به‌فرد خود به عنوان اهرمی به منظور افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل استفاده کند. قرار گرفتن در قلب شبکه‌ای از کریدورهای بالقوه شمال–جنوب و شرق–غرب، به تهران این امکان را می‌دهد که در معادلات ترانزیتی منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند. 
مجید شاکری اقتصاددان در این باره معتقد است که جنگ جاری ممکن است حتی به بازتعریف نقشه کریدورهای داخلی و منطقه‌ای ایران منجر شود. وی در گفت وگو با ایرنا تصریح کرده که پس از پایان این جنگ احتمالاً نگاه ایران به کریدورها تغییر خواهد کرد. به این معنا که ایران احتمالاً به سمت یک تعریف جدید از محور شمال–جنوب حرکت می‌کند که با گذشته تفاوت خواهد داشت. در چنین شرایطی، نیاز به شکل‌گیری یک کریدور توسعه شرق–غرب نیز بیش از پیش احساس می‌شود.
بر اساس این تحلیل، نقطه آغاز چنین کریدوری می‌تواند استان سیستان و بلوچستان باشد و امتداد آن تا کردستان و آذربایجان ادامه یابد. این مسیر نه تنها می‌تواند زیرساخت‌های اقتصادی مناطق مختلف کشور را به هم متصل کند، بلکه ایران را به حلقه مهمی در شبکه تجارت منطقه‌ای تبدیل خواهد کرد.
از منظر اقتصادی نیز توسعه ترانزیت، آن هم در شرایطی که معادلات تنگه هرمز احتمالاً در آینده تغییر خواهد کرد، می‌تواند منبع درآمد قابل توجهی برای کشور باشد. برآوردها نشان می‌دهد هر تن بار ترانزیتی به طور متوسط بین ۲۰ تا ۲۵ دلار درآمد مستقیم برای کشور ایجاد می‌کند؛ رقمی که در مقیاس میلیون‌ها تن بار می‌تواند به منبعی پایدار برای ارزآوری تبدیل شود.
چالش پترو دلار در تنگه هرمز
در امتداد همین رویکرد اقتصادی، حالا بخشی از تحلیل‌ها از انتقال جنگ به حوزه مالی سخن می‌گویند. رسانه های خارجی گزارش داده اند، ایران در حال بررسی طرحی است که طبق آن هزینه عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز به جای دلار آمریکا با یوآن چین دریافت شود. اگر چنین طرحی عملی شود، می‌تواند یکی از جدی‌ترین چالش‌ها برای نظام «پترو دلار» در دهه‌های اخیر باشد.هم‎اکنون حدود ۸۰ درصد معاملات نفت جهان بر پایه دلار آمریکا انجام می‌شود. به همین دلیل هرگونه تلاش برای تغییر این سازوکار می‌تواند پیامدهای مهمی برای بازار انرژی و حتی ساختار مالی جهانی داشته باشد.
تحلیلگران معتقدند درخواست یوآن برای عبور از مهم‌ترین گذرگاه نفتی جهان، صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک جنگ مالی گسترده‌تر تلقی شود. چنین اقدامی از یک سو می‌تواند به سیاست دلارزدایی ایران کمک کند و از سوی دیگر روابط اقتصادی تهران با چین را تقویت کند.
البته عملی شدن چنین سناریویی با پیچیدگی‌های زیادی همراه است و هنوز مشخص نیست تا چه اندازه قابلیت اجرا دارد. با این حال، مطرح شدن آن نشان می‌دهد رقابت در این جنگ تنها به حوزه نظامی محدود نیست و به عرصه‌های پولی و مالی نیز کشیده شده است.
در مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد ایران ممکن است در حال طراحی راهبردی چندلایه در برابر فشارهای خارجی باشد؛ راهبردی که ترکیبی از ابزارهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و مالی را در بر می‌گیرد.
از گشودن «جبهه‌های کریدوری» گرفته تا احتمال به چالش کشیدن نظام پترودلار در تنگه هرمز، همه این سناریوها یک هدف مشترک دارند: افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل و تغییر معادلاتی که تاکنون بیشتر به سود قدرت‌های بزرگ تعریف شده بود.
اگر این رویکردها به شکل منسجم دنبال شود، میدان رقابت تنها به زمین و دریا محدود نخواهد ماند؛ بلکه مسیرهای تجارت و حتی نظام پولی جهانی نیز می‌توانند به بخشی از جغرافیای جدید نبرد تبدیل شوند.