printlogo


جای‌ خالی روایت جنایت در بیلبوردهای شهری
مجید حسین‌زاده سردبیر خراسان‌آنلاین

دیوارها، میدان‌ها، بیلبوردها، تلویزیون‌های شهری و... هرکدام جایی برای نگه‌داشتن خاطرات هستند؛ خاطرات روزهایی که هرچند تلخ و ناراحت‌کننده است اما پر از نشانه‌هایی شده که شهر ایستاده است تا چیزی را به ما یادآوری کند؛ این که زندگی همیشه در کنار خاطره‌ها ادامه می‎یابد و بعضی اتفاق‌ها باید آن‌قدر یادآوری شوند تا فراموشی جرئت نزدیک شدن به آن‌ها را پیدا نکند. اما بیش از همه، وقتی نام کودکان می‌آید، سکوت شهر سنگین‌تر می‌شود. کودکانی که قرار بود صبح‌هایشان با بوی دفتر نو و صدای زنگ مدرسه آغاز شود، با مدادهایی که هنوز فرصت تمام شدن نداشتند و دفترهایی که صفحه‌های سفیدشان منتظر داستان‌های کوچک زندگی بود. هر کودکی که از میان ما می‌رود، انگار چراغی در کلاس بزرگی به نام جهان خاموش می‌شود. گاهی فکر می‌کنم شهر باید بیشتر شبیه یک دفتر خاطرات باشد؛ جایی که نام‌ها و تصویرها در آن نگه داشته شوند، نه برای اندوه دائمی، بلکه برای این که به ما یادآوری کنند که هدف جنایت‌های دشمن نابودی ایران است، آینده ایران و به چیزی کمتر از آن اکتفا نخواهد کرد.
این شب‌ و روز‌ها وقتی خیابان‌های شهر را یکی‌یکی پشت سر می‌گذارم، بارها و بارها تصویر رهبر شهید و رهبر جدید انقلاب را بر بیلبوردهای شهری می‌بینم. حتی دور بعضی میدان‌ها، تصاویر و جملات فراموش‌نشدنی ایشان بیش از 5 یا 6 بار توجهات را به خودش جلب می‌کند که قطعا بجاست. اما جنایت دشمن آمریکایی صهیونی هر روز ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. حالا دست آن‌ها به خون کودکان ما در مدرسه شجره طیبه میناب هم آلوده شده است و ما در کنار این که منتقم خون رهبر شهید و فرماندهان‌‌مان هستیم، از خون آن‌ها هم چشم پوشی نخواهیم کرد؛ همان طور که رهبر سوم انقلاب فرمودند: «این اطمینان را به همگان می‌دهم که ما از انتقام خون شهدای شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید می‌شود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است».
طبق آخرین آمارها تاکنون به بیش از 43 هزار واحد غیرنظامی حمله شده است؛ بنابراین این مطالبه از ارگان‌های فرهنگی، تشکل‌های مردمی، سازمان‌های مربوطه به خصوص شهرداری مشهد بجاست که در کنار تصاویر رهبر شهید انقلاب، برنامه‌هایی برای پاسداشت دیگر شهدای مظلوم و البته روایت جنایت‌های دشمن در حمله به منازل مسکونی، مراکز تجاری که مستقیما با اقتصاد خرد و کلان مردم در ارتباط بوده است، مراکز درمانی و واحدهای بهداشتی حتی انبار ذخیره شیرخشک نوزادان، مدارس و ... در نظر بگیرند. از انتشار تصاویر دختران و پسران مظلوم و شهید شده در مدرسه میناب بر بیلبوردهای شهری بگیرید تا ساخت المان نیمکت مدرسه با کیف و دفتر مشق‌های سوخته و جانمایی در سطح شهر، تجمع کودکان به همراه والدین در جلوی دفاتر سازمان ملل و چسباندن نقاشی‌های مرتبط با این اتفاق ناجوانمردانه به دیوارهای آن جا، تصاویر دلنوشته‌ها و آرزوهای این کودکان و ... تا شاید صدای این جنایت جهانی‌تر شود.
افزون بر ضرورت فضاسازی شهری،رسانه ملی نیز شایسته است  در بخشی از تصویر صفحه، قاب یا گرافیکی ثابت باز کند و به‌صورت مستمر تصاویر شهدای مردمی، به‌ویژه دانش‌آموزان شهید، را نمایش دهد و در دو سه جمله کوتاه به معرفی هر شهید و مظلومیت آنان بپردازد. چنین اقدامی هم ادای احترام به تک‌تک شهداست و هم در تقویت همدلی ملی و روشن‌تر شدن حقیقت این جنگ در افکار عمومی بسیار مؤثر خواهد بود.