printlogo


در گفت وگوی اختصاصی خراسان با صاحب نظر حوزه تمدن اسلامی بررسی شد
مختصات اقتصاد مردم پایه
محمد حقگو

رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۸۶ موضوع «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» را به‌عنوان رهیافتی نو و بومی در برابر آن‌چه در ادبیات کلاسیک اقتصاد «توسعه» نامیده می‌شود، مطرح کردند؛ الگویی که یکی از وجوه تمایز آن، تعریف جایگاه انسان بر اساس بینش و نگرش واقعی و مبتنی بر تعالیم اسلام است. از آن زمان تاکنون تلاش‌های مختلفی برای صورت‌بندی این ایده انجام شده که از جمله آن می‌توان به «سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» اشاره کرد. با این حال، برخی صاحب نظران معتقدند این مطالعات هنوز آن‌گونه که باید به عرصه واقعی اقتصاد راه نیافته است.در این میان، یکی از کوشش‌های قابل توجه، پژوهش‌هایی است که در چارچوب تدوین «نقشه جامع تمدن اسلامی» در حوزه علمیه قم صورت گرفته است. به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین علی کشوری، دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی، این نقشه حاصل نزدیک به دو دهه بحث و بررسی در حوزه‌های مختلف تمدنی است و نتایج کاربردی متعددی نیز به همراه داشته است.حضور این پژوهشگر و صاحب‌نظر حوزه تمدن اسلامی در مشهد، فرصتی فراهم کرد تا درباره دستاوردهای این مطالعات، به‌ویژه چارچوب اقتصاد مردم‌پایه در نقشه تمدنی، با او گفت‌وگو کنیم. گزیده‌ای از مهم‌ترین محورهای این گفت‌وگو (که چند روز پیش از آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران انجام شده) را در ادامه می‌خوانید.در خور ذکر است در مجال اندک موجود، امکان پرداختن کامل به همه ابعاد بحث فراهم نبوده است؛ همچنین بدیهی است تحقق کامل چنین ایده‌هایی در سطح کلان نیازمند بررسی همه‌جانبه و اصلاح تدریجی در عمل خواهد بود. با این حال نمی‌توان از ارزش محوری این رویکرد در بازتعریف هدف اقتصاد و بازگرداندن مشارکت عمومی به نظام تولید چشم‌پوشی کرد.
​​​​​​​
خراسان: در ابتدا بفرمایید مهم‌ترین دستاورد بررسی‌های شما درباره الگوی اسلامی پیشرفت چه بوده است؟
خروجی گفت‌وگوهای علمی و کارشناسی در شورای راهبردی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در یک جمله «نقشه جامع تمدن اسلامی» است. این نقشه سه ویژگی مهم دارد. نخست این که مسئله‌محور است و دست‌کم صد مسئله مهم تمدنی را به صورت کاربردی تحلیل می‌کند. دوم آن که بدون اقتباس از مفاهیم حسی و پوزیتیویستی رایج در نظام کارشناسی جهانی تدوین شده است؛ مفاهیمی که آخرین محصول آن‌ها را می‌توان در اسنادی مانند سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل مشاهده کرد. به نظر ما این اسناد به دلیل شناخت ناقص از انسان و نیازهای او نتوانسته‌اند مشکلات اساسی جهان را حل کنند؛ از جمله در حوزه عدالت، سلامت و محیط زیست. ویژگی سوم این است که تحلیل مسائل در این نقشه بر اساس آیات و روایات و با یک روش پژوهشی مشخص انجام شده تا از دانش وحی (به عنوان یک دانش خطاناپذیر) در تحلیل مسائل معاصر بیشترین بهره گرفته شود.
خراسان: در حوزه اقتصاد، مهم‌ترین دستاوردهای این مطالعات چه بوده است؟
در بخش بحث های اقتصادی نقشه جامع تمدن اسلامی –که به اصطلاح به آن فقه المکاسب با تبویب (دسته بندی) جدید می گوییم- 9 سرفصل بسیار مهم داریم که (به اقتضای زمان جلسه) به برخی از آن ها می پردازم.
تاکید بر تولید کالای طیب (جامع)
یکی از اشکالات وارد به اقتصاد موجود این است که کالاهایی که در کسب و کارهای موجود تولید می شود، از نظر شاخص کیفی تحت عنوان «طیب»، دارای کیفیت بالایی نیستند. ما کیفیت کالاها را بر اساس وصف «طیب» و مفهوم «طیبات» ارزیابی می کنیم. موضوع طیبات به طور عمومی شامل همه حوزه ها اعم از کالاهای صنعتی، کشاورزی، سیاست های پولی و مالی، مسکن و اراضی، خدمات و ... می شود. منظور از کالای طیب، کالاهایی است که تولید آن می تواند همزمان چندین (مثلاً 10) نیاز را به طور همزمان برآورده کند. از این رو در نقشه جامع تمدن اسلامی، نام دیگر این کالاها را کالاهای جامع گذاشته ایم. در نقشه تمدنی جدولی با عنوان «جدول طیبات» تهیه شده که در آن ۲۱۰ شیء یا کالای طیب معرفی شده است. ترویج تولید این کالاها می‌تواند با هزینه کمتر، نیازهای بیشتری از جامعه را تأمین کند و از این منظر به سود اقتصاد ملی باشد.
برای مثال در گروه روغن‌های طیب که شامل ۱۰ نوع روغن است، روغن زیتون جایگاه ویژه‌ای دارد. در منابع دینی برای این روغن کارکردهای متعددی (17 دسته خاصیت) ذکر شده است. روغن زیتون علاوه بر مصرف غذایی، کاربردهای بهداشتی (شفاف سازی پوست) و درمانی (تعدیل کننده هوای بدن که عدم تعادل آن موجب عارضه های مختلفی از جمله سردرد، دندان درد، تاثیر منفی روی تکلم یا شنوایی، بعضاً ایجاد وزوز گوش و .. می تواند شود) نیز دارد و حتی به بهبود قوای ذهنی نیز کمک می کند. بنابراین تولید چنین کالایی در واقع تولید محصولی است که همزمان در چند حوزه کارکرد دارد.
عدالت
 بسیاری از سیاست‌های اقتصادی رایج تلاش می‌کنند عدالت را از طریق ابزارهای بازتوزیعی مانند یارانه یا سیاست‌های حمایتی تحقق بخشند. این سیاست‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از مشکلات را کاهش دهند، اما به تنهایی عدالت پایدار ایجاد نمی‌کنند. در نقشه جامع تمدن اسلامی حدود 10 ایده عدالت‌بنیان مطرح شده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها توزیع گسترده‌تر نهاده‌های تولید است.منظور از نهاده های تولید، منابعی مانند زمین، معادن و جنگل هاست. 
زمین: به عنوان مثال می توان زمین را در اختیار 25 میلیون خانواده ایرانی قرار داد تا امکان تولید پیدا کنند. این در حالی است که از 25 میلیون خانواده وقتی لااقل 15 میلیون خانواده زمین برای شغل در اختیار ندارند پس در نتیجه قدرت تولید هم ندارند و اساساً نمی توانند وارد حوزه تولید شوند.
معدن: درباره معادن نیز چنین ظرفیتی وجود دارد. ما می توانیم معادن را که مالکیت آن در اختیار امام معصوم هست به صورت عادلانه بین مردم توزیع کنیم به عنوان مثال یک معدن در یکی از شهرهای ایران هست که حدود 70 هزار نفر، سود آن معدن را می برند. در نتیجه معادن را می توانیم با یک الگوی خاصی اداره کنیم که همه مردم فوایدش را ببرند. در بررسی های انجام شده، فهرستی از معادن مورد بررسی و پیشنهاد قرار گرفته که امکان بهره برداری خرد حتی خانواده محور از آن وجود دارد. مشابه ایده‌هایی مانند میکروپالایشگاه‌ها که فرایندهای صنعتی را در مقیاس کوچک‌تر تعریف می‌کنند.
جنگل ها: در کشور ما به صورت متعدد، آتش سوزی در جنگل اتفاق می افتد. در خوزستان، لرستان، شمال کشور و ...، شاید معروف ترین آتش سوزی که همین امسال اتفاق افتاد، آتش سوزی در جنگل های هیرکانی بود و وقتی این آتش سوزی ها اتفاق می افتد و گزارش های رسمی و غیررسمی درباره علت آتش سوزی منتشر می شود، این گزارش ها تقریباً در یک نقطه مشترک هستند که علت آتش سوزی، وجود علف ها و چوب های خشک زیاد در جنگل است. ما در کشورمان به اسم محافظت از جنگل ها، اجازه بهره برداری از این علف ها و چوب های خشک را به هیچ کس نمی دهیم. با این حال اگر چرای دام در جنگل ها و مراتع به صورت قاعده مند آزاد شود یا بهره برداری عمومی از چوب جنگل ها چه برای استفاده برای سوخت و چه برای اصناف و صنایع مرتبط آزاد اعلام شود، می توان از این ظرفیت به نفع رونق بخش دیگری از اقتصاد و تولید مردم پایه کمک کرد. موضوعی که از منظر افزایش عرضه نهاده های دامی و خوراک دام، حتی به افزایش تولید و کاهش قیمت گوشت و لبنیات می تواند کمک کند. از سوی دیگر با افزایش عرضه چوب خشک، امکان تامین بخشی از سوخت کشور از ناحیه این چوب ها وجود خواهد داشت. توضیحی که لازم است این جا بیان شود این است که در خیلی از کشورهای توسعه یافته، از سوخت پاک چوب استفاده می شود و این، با اصل معقول تنوع بخشی به سبد انرژی کشور نیز سازگار است. 
بنابراین اگر هدف تقویت عدالت اقتصادی است، باید الگوی تولید به سمت خردتر شدن و مردمی‌تر شدن حرکت کند.
بازار
یکی دیگر از سرفصل های نقشه جامع تمدن اسلامی در حوزه اقتصاد، تعریف جدید از بازار است. بررسی ایده های اقتصادی امیرالمومنین(ع) (که به جرئت می توان گفت ایشان برجسته ترین اقتصاددان طول تاریخ بشر است)، نشان می دهد بازارهایی ایجاد می‌کردند که غرفه‌های آن به صورت رایگان یا موقت در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌گرفت. در چنین الگویی هزینه محل کسب برای تولیدکننده تقریباً صفر می‌شود. اگر چنین ایده‌ای در مقیاس گسترده‌تر اجرا شود، می‌تواند انگیزه ورود افراد بیشتری به عرصه تولید و تجارت را فراهم کند و توزیع درآمد را عادلانه‌تر سازد. از سوی دیگر با غیرمتمرکز شدن شبکه تولید و توزیع، اقتصاد از نظر امنیتی و پدافند غیرعامل نیز مقاوم‌تر خواهد شد.
بازخوانی مشاغل انبیا و ائمه
یکی از کارهایی که در مطالعات پشتیبان نقشه تمدنی انجام شده، بازخوانی کسب‌وکارهای انبیا و ائمه است. این بررسی‌ها نشان می‌دهد آن‌ها فعالیت‌های اقتصادی موفقی داشته‌اند. به عنوان مثال امیرالمومنین(ع) یکی از پولدارترین افراد عصر خودشان بوده اند. شاید وجود مبارک امیرالمومنین(ع) حتی در زمانی که خلافت را به عهده نداشتند، به اندازه تمام خیریه های فعلی دنیا محرومیت زدایی می کردند و یک کسب و کار واقعاً مفیدی هم برای خودشان و هم برای اطرافیانشان داشتند. کسب و کار امیرالمومنین(ع) خیلی مبتنی بر اصل استخدام نبود و ایشان اطرافیانشان را فقط سر سفره حقوق استخدامی حاضر نمی کردند و خیلی بیشتر هم به آن ها می دادند. برخلاف حال حاضر که شما حتی اگر پیش یک سرمایه دار بزرگ هم زندگی کنید و با او همکاری کنید، به اندازه حقوق خودتان دریافتی دارید و سود اصلی را آن سرمایه دار می برد. به بیان دیگر، نوعی مشارکت گسترده در تولید و بهره‌برداری شکل می‌گرفت.
وجود مبارک امیرالمومنین(ع)، حدود 100 کالای اقتصادی را برای جامعه معاصر خودشان تولید می کردند و در اختیار قرار می دادند. یعنی یک تولیدکننده بزرگ مواد غذایی بودند و همزمان هم صنعت و لوازم صنعتی متناسب با کسب و کار خودشان را تولید می کردند. 
لزوم آینده پژوهی در اقتصاد با توجه به عامل مهم امنیت
در کنار بازخوانی تاریخ اقتصاد به صورت صحیح، ما نیاز به یک آینده پژوهی درباره اقتصاد آینده جهان داریم. در حال حاضر خیلی از رسانه ها و تحلیلگران پیرامون آینده کسب و کارها صحبت می کنند. به عنوان مثال گفته می شود که اقتصاد چین در حال نقش آفرینی خاص در آینده اقتصاد آینده جهان است. اما واقعیت این است که اقتصاد جهان در آینده، طبق پیش بینی معمول اقتصاددان ها پیش نخواهد رفت. 
استدلال من بر نقد آینده پژوهی های اقتصاد این است که اقتصاددان ها  درباره زیرساخت امنیت و جنگ هایی که در راه است و تاثیر آن ها بر بحث های اقتصادی خیلی کم فکر کرده اند.
نمونه آن جنگ اوکراین است که تأثیر قابل توجهی بر بازار جهانی غلات و صنایع غذایی گذاشت.
همچنین برخی ایده‌های کنونی درخصوص تولید محصولات کشاورزی در کشورمان مانند کشت فراسرزمینی اگر بدون توجه به مخاطرات امنیتی دنبال شوند، ممکن است در شرایط بحرانی کشور را با مشکل تأمین مواد غذایی روبه‌رو کنند. از این منظر به نظر می‌رسد اقتصاد آینده جهان به سمت ساختارهای غیرمتمرکزتر و مردمی‌تر حرکت خواهد کرد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که وابستگی شدید به شبکه‌های حمل‌ونقل جهانی می‌تواند در شرایط بحران مشکل‌ساز شود. هرگونه اختلال در مسیرهای اصلی تجارت دریایی یا زمینی (مثلاً بسته شدن خلیج فارس) می‌تواند زنجیره تأمین کالاها را مختل کند. بنابراین کسب‌وکارها باید در ارزیابی ریسک‌های اقتصادی، تحولات امنیتی جهان را نیز در نظر بگیرند.
محیط زیست، محدودیت مهم مشاغل آینده
نکته دیگری که درخصوص آینده اقتصاد جهان مطرح می کنم، درباره محدودیت محیط زیست است. من سوالم از طریق رسانه شما از صاحبان کسب و کارها این است که شما فکر می کنید زمین چقدر ظرفیت دارد آلودگی های زیست محیطی ناشی از تولید را تحمل کند؟ 
مثلاً الان در شمال کشور این زباله هایی که دارد تولید می شود، همه اش دارد بازیافت می شود و یا این در حال اثرگذاری بر منابع آبی و زمین های شمال کشور است؟ در همه جای جهان این مسئله مطرح است. به نظر من زمین بیش از این توان تحمل آلودگی را ندارد. بنابراین مدل تولید فعلی به دلیل ضربه زدن به محیط زیست، حتماً در آینده منسوخ اعلام خواهد شد.  این که در سند توسعه پایدار 2030 راه حل هایی مطرح شده برای حفظ محیط زیست (از جمله ایده کربن صفر و یا ایده انرژی های نو و انرژی های پاک و ...)، این ها همه از سنخ همان راهکارهای تحقق عدالتی است که محقق نخواهد شد. حتی درخصوص حوزه هایی مانند صفحه های خورشیدی برای تولید برق که از آن به عنوان سوخت پاک یاد می شود، می توان گفت اتفاقاً پس از چند سال، آلودگی ناشی از صفحات خورشیدی ای که مستهلک و از رده خارج شده اند، بسیار پیچیده تر از سوخت های دیگر خواهد بود. 
لزوم تحول در شاخص کیفی سنجش اقتصاد
در انتهای بحث باید بگویم یکی از نتایج اصلی مطالعات ما این است که شاخص‌های ارزیابی اقتصاد باید دچار تحول شود. در حال حاضر اقتصادها عمدتاً با شاخص‌های کلان متعارف سنجیده می‌شوند، در حالی که می‌توان شاخص‌های دیگری نیز در نظر گرفت. برای مثال اقتصادی را می‌توان پیشرفته‌تر دانست که در آن تولید کالاهای طیب یا جامع بیشتر باشد یا فرصت‌های فعالیت اقتصادی مستقل برای مردم افزایش یابد. چنین شاخص‌هایی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از کیفیت پیشرفت اقتصادی ارائه دهد.
خراسان: سپاسگزاریم از توضیحات شما. البته پرسش‌های دیگری نیز درباره موضوعاتی مانند اقتصاد دانش‌بنیان، نقش تعاونی‌ها یا نحوه حفظ استانداردها در تولید مردم‌پایه وجود دارد که امیدواریم در فرصت‌های بعدی به آن‌ها بپردازیم.
من هم از شما تشکر می‌کنم. در مطالعات فقه‌المکاسب با تبویب جدید موضوعات متعددی مانند ارز و پول، نقدینگی، مالکیت، تأمین مالی پروژه‌ها و مسائل دیگر نیز بررسی شده است که پرداختن به آن‌ها مجال دیگری می‌طلبد.