هر سال اواخر اسفند کمکم در کوچهها صدای ترقه و بوی باروت میپیچید، حتی اگر از این سروصدا و بوی عجیبش خوشمان نمیآمد، برای خیلی از ما، این صداها نشانه نزدیک شدن نوروز بود؛ نشانه پایان یک سال و شروع هیجان روزهایی که دورهمیها و خندههای دستهجمعی معنا پیدا میکرد. اما امسال اسفند کمی متفاوتتر از همیشه از راه رسیده است. در روزهایی که تجاوز به کشور عزیزمان ادامه دارد و بسیاری از مردم صدای انفجارهای واقعی را شنیدهاند، هر صدای بلندی دیگر فقط یک سروصدای معمولی نیست. صدایی که شاید در سالهای قبل نشانه هیجان نوجوانها بود، حالا میتواند برای بعضی خانوادهها یادآور لحظهای از اضطراب یا نگرانی باشد. با این حال، چهارشنبهسوری همچنان بخشی از حافظه جمعی ماست؛ آیینی که قرنها در فرهنگ ایرانی به عنوان جشنی برای کنار هم بودن، سبک کردن دلها و استقبال از بهار شکل گرفته است. مسئله نه مخالفت با اصل این آیین کهن، بلکه این پرسش است که در شرایط خاص امسال چگونه میتوان آن را متفاوت، بیخطر و با مسئولیت بیشتری برگزار کرد؟ شاید چهارشنبهسوری امسال بیش از هر زمان دیگری نیازمند کمی توجه به حال و هوای جامعهای باشد که در روزهای حساسی قرار گرفته است.
جشنی برای با هم بودن، نه سروصداچهارشنبهسوری در سنت ایرانی بیش از آنکه جشن صداهای بلند باشد، جشنی برای کنار هم بودن است. آتش در فرهنگ ایرانی نشانه روشنایی و پاکی بود؛ نه وسیلهای برای ایجاد ترس و هیجانهای خطرناک. با گذشت زمان اما شکل این آیین در بسیاری از شهرها تغییر کرد. ترقهها و مواد محترقه جای آتشهای کوچک و جمعهای خانوادگی را گرفت و چهارشنبهسوری از یک رسم آرام و صمیمی، به شبی پر از صداهای انفجاری تبدیل شد. هر سال هم گزارشهایی از آسیبهای جسمی، آتشسوزیها و نگرانی خانوادهها منتشر میشود؛ اتفاقاتی که فاصله زیادی با روح اصلی این آیین دارند. در شرایط امسال، این تغییر شکل بیشتر از گذشته به چشم میآید. جامعهای که در هفتههای اخیر با خبرهای ناگوار و صداهای واقعی انفجار مواجه بوده، طبیعی است که به هر صدای ناگهانی حساستر باشد. برای کودکان، سالمندان و حتی کسانی که تجربه لحظههای پراضطراب را از سر گذراندهاند، صدای ترقه میتواند چیزی فراتر از یک بازی شبانه باشد. شاید به همین دلیل است که امسال بیش از هر زمان دیگری لازم است به معنای اصلی چهارشنبهسوری برگردیم؛ جشنی برای امید و روشنایی، برای با هم بودن و برای استقبال آرام از بهاری که قرار است امید تازهای به زندگیها بیاورد.
مسئولیت ما در قبال جامعه، هموطن، محیط زیست و... در هر جامعهای، صداها فقط صدا نیستند؛ آنها با خاطرهها و تجربههای جمعی گره میخورند. وقتی جامعهای دورهای از تنش و ناامنی را تجربه میکند، حتی محرکهای ساده میتوانند واکنشهای اضطرابی ایجاد کنند. صدای ناگهانی انفجار، نور شدید یا تجمعهای پرهیاهو برای بسیاری از افراد تنها یک اتفاق گذرا نیست؛ بلکه میتواند یادآور لحظههایی از نگرانی و ترس باشد. میتوانیم از شرایط فعلی با تعبیر «اضطراب جمعی» یاد کنیم؛ وضعیتی که در آن فضای عمومی جامعه بهگونهای شکل میگیرد که حساسیت افراد به محرکهای تهدیدآمیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، رفتارهای فردی حتی اگر با نیت سرگرمی انجام شود، میتواند اثر اجتماعی گستردهتری پیدا کند. صدای ترقهای که برای یک نوجوان هیجانانگیز است، ممکن است برای همسایهای دیگر تجربهای ناخوشایند یا حتی ترسناک باشد.
به همین دلیل، چهارشنبهسوری امسال تنها یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه به نوعی به مسئولیت اجتماعی هم گره میخورد.
از طرفی پیام رضا پهلوی برای افرادی که او آنها را «گارد جاویدان» خطاب کرد حاوی یک نکته مهم بود؛ سلطنتطلبان که طی روزهای اخیر بعد از تجاوز دشمن، بهواسطه حضور پرشور مردم در خیابانها اجازه عرض اندام نداشتند، با خرابکاری هستههای آموزش دیده و سازماندهی شده میخواهند خیابان را از مردمی که فارغ از دیدگاه سیاسی و اعتقادی پای ایران هستند بگیرند و چهارشنبه سوری فرصت خوبی برای این کار است.
آسیب به محیط زیست را جدی بگیریم ضمن اینکه در کنار خطراتی که چهارشنبهسوری برای انسانها ایجاد میکند، این شب برای بسیاری از حیوانات نیز شبی پر از ترس و آسیب است. صدای ناگهانی و شدید ترقهها میتواند در پرندگان شوکی جدی ایجاد کند؛ پرندگانی که سیستم عصبی و قلب بسیار حساسی دارند و در برخی موارد گزارش شده که بر اثر ترس شدید دچار ایست قلبی یا برخورد با موانع در هنگام پرواز ناگهانی شدهاند. برای حیوانات شهری مانند گربه و سگ نیز این شب تجربهای پراضطراب است. بسیاری از آنها با شنیدن صداهای انفجاری دچار وحشت میشوند، از پناهگاههای خود فرار میکنند یا ساعتها در وضعیت استرس باقی میمانند. حتی حیوانات خانگی نیز در این شب بیقراری و اضطراب شدیدی نشان میدهند. آسیبها فقط به حیوانات محدود نمیشود. استفاده از مواد محترقه و آتشزا میتواند به درختان و فضای سبز شهری نیز صدمه بزند. سوختن شاخهها، ریختن بقایای مواد شیمیایی روی خاک و رها شدن زبالههای ناشی از ترقهها، همگی به محیط زیست شهری فشار وارد میکند. در نهایت، شبی که قرار است نماد استقبال از بهار باشد، گاهی برای طبیعت و حیواناتی که در کنار ما زندگی میکنند، به شبی پر از ترس و خسارت تبدیل میشود.
وقتی تمرکز کشور باید جای دیگری باشددر شرایط عادی، شب چهارشنبهسوری یکی از شلوغترین شبهای سال برای نیروهای امدادی و درمانی است. گزارشهای سالهای گذشته نشان میدهد که هر سال صدها فقره حادثه ناشی از انفجار، سوختگی یا آتشسوزی ساختمانها در اثر استفاده از مواد محترقه رخ میدهد؛ حوادثی که به طور طبیعی بخش زیادی از ظرفیت بیمارستانها، اورژانسها و آتشنشانیها را درگیر میکند. اما امسال شرایط به هیچوجه عادی نیست. در زمانی که کشور درگیر وضعیت جنگی و تجاوز خارجی است، تمرکز نیروهای امدادی و درمانی بیش از هر زمان دیگری باید بر مدیریت بحرانهای ناشی از حملات دشمن، امدادرسانی به آسیبدیدگان و آمادهباش در سطح ملی متمرکز باشد. در چنین موقعیتی، هر حادثه غیرضروری میتواند مانند انحرافی در جریان نیرو و انرژی عمل کند. آتشنشانی که باید در خدمت مهار پیامدهای جنگی باشد، ممکن است مجبور شود با حادثه پرتاب ترقهای در خیابان درگیر شود. اورژانسی که باید برای نجات مصدومان حملات آماده باشد، ناچار است تختی را به جوانی اختصاص دهد که با انفجار مواد محترقه مجروح شده است. مراکز درمانی برخی از شهرها همین حالا تحت فشار قرار دارند؛ از تأمین دارو و تجهیزات گرفته تا حفظ ظرفیت تختهای بیمارستانی. تکرار آسیبهای فیزیکی ناشی از چهارشنبهسوری در چنین شرایطی، درواقع مصرف بیهوده منابع محدود درمانی در زمانی حیاتی است. نیروهای امنیتی نیز به جای تمرکز کامل بر مأموریت اصلی خود، ناچارند بخشی از توانشان را صرف کنترل حوادث این شب کنند. به همین دلیل، چهارشنبهسوری امسال بیش از هر زمان دیگری نیازمند درک جمعی است. شبی که میتواند با اندکی احتیاط و مسئولیتپذیری، به جای بحران، به فرصتی برای همدلی و آرامش در دل روزهای دشوار کشور تبدیل شود.
وقتی حتی دارو هم اهمیت دوچندان پیدا میکندیکی از ابعاد کمتر دیدهشده حوادث چهارشنبهسوری، فشار آن بر منابع دارویی و درمانی کشور است؛ موضوعی که در شرایط عادی شاید کمتر به چشم بیاید، اما در وضعیت جنگی اهمیت آن چند برابر میشود. در شرایطی که کشور با پیامدهای یک جنگ مواجه است، همین منابع درمانی میتواند در روزهای آینده برای رسیدگی به مجروحان احتمالی حملات دشمن مورد نیاز باشد. هر تخت سوختگی، هر بسته پانسمان تخصصی و هر واحد دارویی ممکن است در لحظهای حساس برای نجات جان یک مصدوم ضروری باشد. از این منظر، حوادث ناشی از مواد محترقه تنها یک آسیب فردی نیست؛ بلکه میتواند به معنای مصرف بخشی از منابع درمانی باشد که در شرایط بحرانی نیاز به آنها وجود دارد. ایجاد آسیبهایی که به سادگی قابل پیشگیری هستند، در واقع فشار مضاعفی بر سیستم درمانی وارد میکند؛ سیستمی که در چنین روزهایی باید بیش از هر زمان دیگری آماده پاسخگویی به بحرانهای بزرگتر باشد. توجه به همین نکته ساده میتواند در حفظ ظرفیت درمانی کشور در روزهای حساس پیشرو نقش مهمی داشته باشد.
هیجان نوجوانی در چهارشنبهسوری متفاوت در هر بحثی درباره چهارشنبهسوری، یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت: نیاز طبیعی نوجوانان و جوانان به هیجان، تحرک و تجربه جمعی شادی. از نگاه روانشناسی، دوره نوجوانی زمانی است که افراد به دنبال تجربههای تازه، تخلیه انرژی و حضور در جمع همسالان هستند. شور و هیجانی که در این سنین دیده میشود، بخشی طبیعی از فرایند رشد است و نمیتوان آن را صرفاً با منع و سرزنش کنترل کرد. به همین دلیل، برخورد صرفاً دستوری یا هشداردهنده معمولاً نتیجه مطلوبی به همراه ندارد. نوجوانی که احساس کند فقط با محدودیت روبهروست، ممکن است بیشتر به سمت رفتارهای پرخطر کشیده شود. آنچه در چنین موقعیتی اهمیت دارد، گفتوگو و ایجاد درک متقابل در خانواده است. والدین میتوانند با فرزندان خود درباره شرایط خاص امسال صحبت کنند، فضای کشور و حساسیتهای این روزها را توضیح دهند و در عین حال تلاش کنند نیاز آنها به شادی و هیجان را نادیده نگیرند.در چنین شرایطی شاید بهترین راه، تغییر شکل این شب باشد، نه حذف کامل آن. چهارشنبهسوری میتواند به فرصتی برای دورهمیهای خانوادگی تبدیل شود؛ شبی که در آن اعضای خانواده کنار هم جمع میشوند، بازیهای گروهی انجام میدهند یا برنامههای ویژه تلویزیون را تماشا میکنند؛ البته اگر تلویزیون برنامه جذابی داشته باشد. در نهایت، چهارشنبهسوری بیش از هر چیز جشنی برای با هم بودن است. اگر این شب با کمی خلاقیت و همدلی برگزار شود، میتواند همچنان شاد و صمیمی باقی بماند؛ جشنی که هم نیاز نوجوانان به شادی را در نظر میگیرد و هم آرامش جامعه و خانوادهها را حفظ میکند.