printlogo


فرمول تبدیل رنج به معنا برای رشد
سعیده سادات اکبرزاده | ‌ کاندیدای دکتری روان شناسی

روزگارِ جنگ، روزگارِ آزمون‌های سخت روح انسان است. در چنین زمانه‌ای، فاصله میان نومیدی و معنا، تنها به اندازه‌ یک باور است؛ باوری که نه در شعار، بلکه در عمق جان ریشه دارد. جنگ، زندگی را پر از سؤال می‌کند: «چرا این‌همه درد؟ چرا این همه نگرانی؟» پاسخ علمی رایج به این پرسش‌ها، تنها تا نقطه‌ای پیش می‌رود. اما تجربه‌ ما در روان‌شناسی بومی نشان داده است که ایمان، امید و پیوند با خداوند می‌توانند در دل سخت‌ترین بحران‌ها، احساس معنا و تاب‌آوری روانی را زنده نگه دارند.
​​​​​​​

اهمیت معنا بخشی به رنج‌ها
در جامعه‌ ایرانیِ مسلمان، مفاهیمی مثل جهاد و صبر

 نه فقط مفاهیمی مذهبی، بلکه نیرویی روانی‌اند. تحقیقات روان‌شناسی و پژوهش‌های اسلامی هر دو بر نکته‌ای مشترک تأکید دارند: انسان وقتی معنا دارد، رنجش تبدیل به رشد می‌شود. در بحران‌های بزرگ، از تجاوز گرفته تا سوگ جمعی و ...، آن کسانی که ایمان را نه شعار، بلکه پادزهر اضطراب می‌دانند، از درون نمی‌شکنند. آن‌ها می‌دانند زندگی هدیه‌ای از خداوند است، و در هر واقعه‌ای حتی تلخ‌ترین‌هایش حکمت و فرصتی برای رشد وجود دارد. در کار بالینی‌ام، بارها شاهد بوده‌ام که همین تغییر زاویه‌ دید، معجزه‌آفرین است. انسانی که از غم خود پلی به همدلی با دیگران می‌سازد، کسی که در ویرانه‌ها لبخند کودکی را حفظ می‌کند، یا جوانی که در دل تیرگی‌ها کتابخانه‌ای از امید برپا می‌کند، همگی در حال معنا بخشیدن دوباره به زندگی‌اند و همین معناست که انسان را از اسارت درد، رها می‌کند. 
رابطه پیوند جمعی و کاهش اضطراب
در روزهای سخت، ایمان جمعی جامعه ایرانی نیز نیرویی درمانگر است. وقتی مردم در مساجد، گلزار شهدا یا حتی در شبکه‌های مجازی برای هم دعا می‌فرستند، در واقع در حال تشکیل پیوند معنوی جمعی هستند. این پیوندهای معنوی، به افراد حس «با‌هم‌بودن» می‌دهد و در سطح ناخودآگاه، اضطراب مرگ و پوچی را کاهش می‌دهد. نباید فراموش کرد که امید در فرهنگ اسلامی ما، مفهومی فعال است نه منفعل. امید یعنی حرکت همراه با توکل، یعنی باور به این‌که حتی در میان ویرانی، می‌توان سازندگی را آغاز کرد. کودکانی که امروز در شرایط ناپایدار رشد می‌کنند، اگر شاهد الگوهای معنویِ پدر و مادر مؤمن باشند، در آینده، نسل مقاوم‌تری خواهند بود. روان سالم از ایمان سالم جدا نیست و جامعه‌ای که به خدا تکیه دارد، در برابر فشارهای روانی دشمنان، از درون فرو نمی‌پاشد. پیروی از اهل‌بیت(ع) و الهام از عاشورا، در روزگار جنگ فقط شعار نیست؛ نوعی درمان وجودی است. وقتی انسان در سختی به یاد ایثار امام حسین(ع) و پایداری حضرت زینب(س) می‌افتد، در درونش فرایند بازتولید معنا آغاز می‌شود. او رنج را بی‌ثمر نمی‌بیند، بلکه پلی به‌سوی رشد روحی و آگاهی می‌داند. 
امید را زنده نگه داریم
امروز در میانه‌ مقاومت برابر متجاوز، دشمن تلاش می‌کند امید را از دل‌ها بگیرد؛ چون می‌داند جامعه‌ای که امید و ایمان را از دست بدهد، پیش از جسم، روانش شکست می‌خورد. اما این سرزمین، بارها ثابت کرده ریشه‌های امیدش در خاک ایمان است، نه در اخبار. زنان و مردان ایران در طول تاریخ، درد را به درس تبدیل کرده‌اند. ما ملتی هستیم که می‌گرییم، اما دست از کار نمی‌کشیم، عزادار می‌شویم، اما ساختن را از یاد نمی‌بریم. این همان ترکیبِ نادرِ اندوه مقدس و امید فعال است که روان ایرانی را زنده نگه می‌دارد. 
در پایان باید گفت: جنگ، رنج را به ما تحمیل می‌کند، اما ایمان به ما می‌آموزد چطور از دل آن معنا بسازیم. انسان دیندار تنها نیست حتی اگر در میانه‌ آوار باشد، زیرا حضور خدا و دعای دل‌های مهربان ملت، همچون رشته‌ای نامرئی، او را به زندگی پیوند می‌دهد.