printlogo


جمع بندی روز ۱۷ جنگ
محمد صادق علیزاده


* اخطارهای ایران به اروپایی‌ها کارساز بوده. بعد از فرانسه، آلمان ، ایتالیا و تعدادی دیگر از کشورها هم اعلام کردند تمایل ندارند در طرح نظامی ترامپ برای بازکردن تنگۀ هرمز مشارکت کنند. ایران از روز نخست جنگ اروپایی‌ها را تهدید کرده بود در صورت ورود به معرکه ، تمام منافع و دارایی‌های آن ها در منطقه بخشی از بانک اهداف تهران خواهد بود.
*در هفتۀ سوم جنگ حرف اصلی را اکونومیست زده: «تجزیه ایران و براندازی جمهوری اسلامی را فراموش کنید! الان راهبرد اصلی آمریکا این است که چطور قفل تنگۀ هرمز را باز کند!» بعد از محقق نشدن راهبردهای طرف آمریکایی، حالا در هفته سوم این ایران است که راهبرد خود را به جنگ تحمیل کرده است. 
* اعترافات ترامپ دربارۀ این که ما با دشمن باهوشی روبه رو هستیم و ایرانی‌ها قواعد بازی را خوب بلدند را هم باید در راستای اتفاق بند قبل دانست. ترامپ تصور ونزوئلا را داشت اما این مرتبه به دیوار سفتی برخورد کرده است. طرف برتر در یک منازعه کسی نیست که ضربات بیشتری زده بلکه کسی است که توانسته با موفقیت راهبرد خود را محقق کند.
* آمریکا چه راهبردهایی داشت که محقق نشد؟ این ها را خودشان اعلام کرده‌اند: «تمام شدن چهار پنج روزۀ جنگ با شکستن کمر ایران؛ تغییر نقشۀ ایران(تجزیه)؛ سقوط جمهوری اسلامی؛ انتخاب رهبر جدید با نظرات ما». 
* هر بار که هر راهبرد محقق نشد، از راهبرد مرحلۀ قبل کوتاه آمدند و راهبرد دیگری مطرح کردند. ایران ضربات زیاد  خورده؟ بله! اما زخمی ایستاده و جلوی محقق شدن این راهبردها را گرفته است.
* در حوزۀ تاکتیک دو حربۀ ایالات متحده و اسرائیل هم مجال اجرایی شدن نیافتند. اول فعال شدن هسته‌های آشوب و تروریسم در داخل مشابه آنچه در حوادث دی رخ داد. دوم هم فعال شدن هسته‌های تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان عراق برای نفوذ زمینی. 
* از میدان چه خبر؟! وضعیت تاکتیکی و میدانی بعد از هفتۀ دوم تقریبا به نفع راهبرد اصلی ایران(مسدود شدن تنگۀ هرمز) تثبیت شده. بخش عمدۀ مراکز تهدید و اختلال در رینگ 400 کیلومتری جنوبی کشور زیر ضربه رفته و خنثی شده. به همین دلیل هم شلیک‌ها کاهش یافته است.
* در جبهۀ غربی هم فرایند مستمر و ادامه‌دار ایجاد اختلال در نظامات عادی اسرائیل ادامه دارد. مضاف بر آنکه جبهۀ لبنان هم فعال شده. بخشی از مشغولیت نظام امنیتی و دفاعی رژیم متوجه جبهۀ لبنان شده است. 
* مقاومت عراق عملکرد درخشانی داشته. چون جبهۀ اصلی ایران درگیری با محور آمریکایی بود، لاجرم مقاومت عراق امکان تحرک و ضربات بیشتری داشت. اهداف آمریکایی در اربیل، سعودی، کویت و اردن از همان روزهای نخست مرتبا توسط مقاومت عراق زیر ضربه است. 
* کمیت و کیفیت ضربات به گونه‌ای بود که فعالیت‌های نفتی اقلیم کردستان، سفارت آمریکا در بغداد، کنسولگری آمریکا در اربیل، کمپ لجستیکی ارتش آمریکا در فرودگاه بغداد، تاسیسات راداری ارتش آمریکا در بصره در کنار بعضی تاسیسات آمریکایی‌ها در کویت مختل شده است.
* علت بغض دشمن از گروه‌های مقاومت عراق هم بند قبل است. بعضی از پایگاه‌های مقاومت عراق توسط جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی چند مرتبه بمباران شده و تعدادی از رزمندگان مقاومت هم به شهادت رسیده‌اند. 
*در جهت احساس درد طرف آمریکایی از راهبرد درست ایران همین بس که نه تنها میانجیگران را برای دعوت به آتش‌بس سراغ ایران فرستاده‌اند بلکه شخص ویتکاف هم چند مرتبه برای عباس عراقچی پیام فرستاده. پیام‌هایی که البته همگی‌ بدون جواب مانده و آقای وزیر پاسخ هیچ کدام را نداده است.
* جنگ ضربات اولیۀ چند روز اول نیست. تاب‌آوری است. ایران تصمیم گرفته تا معادلۀ جدید امنیتی بین ایران و محور اسرائیلی‌آمریکایی بازتنظیم نشود دست از نبرد برندارد. برای همین هم همۀ دعوت‌ها به آتش‌بس را رد کرده است.