printlogo


ولی حالا چرا؟  
سید مصطفی صابری


 بیش ازیک ماه ازآغازتجاوزمتجاوزان آمریکایی واسرائیلی به ایران می‌گذرد؛ جنگی که درهمان ساعات نخست با شهادت ده‌ها غیرنظامی وازجمله۱۶۵دانش‌آموزدر میناب آغازشد وخیلی زود به همه دنیا نشان داد هدف آن صرفاً یک ساختارسیاسی نیست، بلکه نیروی متجاوز خارجی زیرساخت‌های حیاتی وزندگی روزمره مردم ایران را نشانه گرفته است؛ ازانرژی وداروگرفته تا پل‌ها ومسیرهای ارتباطی. از همان روزهای نخست، بسیاری ازایرانیان درداخل وخارج ازکشوربا هرنگاه اعتقادی،گرایش سیاسی و سبک زندگی، به این تجاوز واکنش نشان دادند وازهمبستگی با وطن وهموطن گفتند. با این حال ،سکوت بخشی ازچهره‌های مشهورورزش، سینما وسرگرمی برای بسیاری ازمخاطبان قابل فهم نبود. دراین میان، انتشارتصاویرعادل فردوسی‌پور درعیادت از کودکان آسیب‌دیده جنگی دربیمارستان، آن هم حدود۳۵روز پس ازآغازاین تجاوز، دوباره این پرسش را به میان آورد که واکنش سلبریتی‌ها درچنین بزنگاه‌هایی چه زمانی وچگونه معنا پیدا می‌کند؟ آیا دیرواکنش نشان دادن صرفاً یک تأخیرساده است یا نشانه نوعی محاسبه؟ ومهم‌تر ازآن، آیا سکوت و بی‌واکنشی واقعاً موضعی «خنثی» محسوب می‌شود؟ 

بازگشت عادل دردقیقه90 
کنشی درست درهرزمانی درست است، اما درزمان مناسب با ارزش تر، بعید است کسی که چند دهه درمتن رسانه زیسته، ارزش«زمان»درچنین کنشی را نداند. عادل فردوسی‌پور نه فقط یک چهره موثر و برای بسیاری کماکان محبوب رسانه‌ای، بلکه روزنامه‌نگاری است که سال‌ها نبض افکارعمومی را دربرنامه‌ای مانند۹۰سنجیده و می‌داند گاهی یک جمله درلحظه درست، می‌تواند ازده‌ها واکنش دیرهنگام اثرگذارترباشد. به همین دلیل طبیعی است که انتشارتصاویرعیادت او ازکودکان آسیب‌دیده جنگی، درکناراستقبال بخشی ازمخاطبان، این پرسش را هم به همراه داشته باشد که چرا چنین واکنشی بیش ازیک ماه به تعویق افتاد؟ راستش شاید  اگربه‌جای اوبا یک ورزشکاریا هنرپیشه طرف بودیم که هوش رسانه‌ای عادل را نداشت این تاخیر اهمیت چندانی نداشت. اما می‌توان این اتفاق را دست‌کم از دو زاویه دید. نخست این‌که همین واکنش دیرهنگام بازهم از بسیاری سکوت‌ها قابل دفاع‌تر است. درفضایی که هنوزبرخی چهره‌های شناخته‌شده ترجیح داده‌اند هیچ موضعی نگیرند، حضورعادل درکنارکودکان مجروح جنگی ترمیم همان سرمایه اجتماعی است که سال‌ها درذهن مخاطبان شکل گرفته بود و با این اوصاف  اصل اتفاق خوب است. اما زاویه دوم اما به همان مسئله «زمان» برمی‌گردد. در چنین روزهایی، ارزش بسیاری ازکنش‌ها به لحظه وقوع آن‌ها وابسته است. واکنشی که در روزهای نخست یک بحران بیان می‌شود، بخشی ازشکل‌گیری روایت عمومی را می‌سازد؛ اما هرچه زمان بگذرد، اثرگذاری آن کمتر می‌شود و بیشترشبیه واکنشی پسینی با انواع محاسبات به نظرمی‌رسد. 

​​​​​​​
پشت پرده انفعال برخی ازسلبریتی‌ها
ازروزهای آغازتجاوزبه کشورمان تا امروزبسیاری ازچهره‌ها با دیدگاه‌های مختلف پای کارایران آمده‌اند وآن عده‌ای که هنوزواکنشی نشان نداده‌اند هم ممکن است انواع دلایل را داشته باشند که یکی ازآن‌ها احتمالاً نگرانی ازآن است که کنش علیه تجاوزبه معنای طرفداری ازنظام حاکم تفسیریا توسط حاکمیت مصادره شود. برای همین درذهن چنین افرادی این خطای شناختی شکل می‌گیرد که بهترین راه برای پرهیز ازمصادره و سوءبرداشت‌،سکوت وکناره‌گیری ازهرنوع موضع‌گیری است. اما پرسش مهم این است که آیا «بی‌کنشی» واقعاً بیرون قابلیت مصادره وتفسیراشتباه ندارد؟ چنین افرادی باید بدانند سکوت هم مانند سخن گفتن، حامل پیام است ودرفضای عمومی خوانش‌پذیر می‌شود. همان‌گونه که یک موضع صریح می‌تواند به روایت‌های مختلف تعبیرشود، انفعال هم به‌سادگی درچارچوب روایت‌های رقیب تعبیرمی‌شود. دردستگاه فکری فیلسوفی چون هگل، شخصیتی که می‌کوشد برای حفظ پاکی اخلاقی خود ازهرکنش تاریخی فاصله بگیرد، درمعرض وضعیتی قرارمی‌گیرد که اوآن را«جانِ زیبا»می‌نامد؛ سوژه‌ای که برای آلوده نشدن به تعارضات جهان واقعی، ازعمل فاصله می‌گیرد، اما همین فاصله‌گیری خودش پیامدهای غیراخلاقی دارد. خلاصه به فرض که هرکنش امکان مصادره داشته باشد، بی‌کنشی هم ازاین قاعده مستثنا نیست. درعرصه عمومی، سکوت نه خلأ معنا، بلکه شکلی دیگرازرفتاراست وارزش واقعی یک فرد به این است که با عملش سمت درست باشد وگرنه انفعال یا موضع‌گیری پراز لکنت وبدون صراحت دور ازچارچوب مسئولیت اجتماعی و میهنی انسان‌هاست.