printlogo


عزیز دل ما

رهبر امام رضایی
در چهلمین روز شهادت آیت ا... خامنه ای، خاطراتی از رهبر شهید را مرور کردیم که راوی، آن ها را لمس و تجربه کرده؛ این خاطرات به روایت آیت ا... احمد مروی است
صادق غفوریان


در میان تمامی آن چه در چهل روز اخیر از رهبر عزیز شهید روایت شد، برخی نقل ها، انگار بیشتر به دل می نشیند؛ چون این نقل ها توسط راوی تجربه و لمس شده است. بازگویی خاطرات آیت ا... احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در شمار همین موارد قلمداد می شود. چراکه مروی را به واسطه مسئولیت هایش در چند دهه اخیر باید از شمار یاران نزدیک رهبر شهید در دفتر رهبری دانست. مروی قبل و پس از  شهادت آیت ا... خامنه ای، در سخنرانی های مختلف، خاطراتش از آیت ا... خامنه ای را بازگو کرده که با هم مرور می کنیم. 

انصاف در اظهارنظر
یکی از خاطرات مروی از آیت ا... خامنه ای مربوط به سال 1403 است که البته در این ایام در رسانه ها پربازدید شد: در مجلس بررسی سلب صلاحیت بنی صدر، یکی از نمایندگان مخالف بنی صدر وقتی در تریبون قرار گرفت، در رد صلاحیت بنی صدر به یکی از عملیات ها در دوره دفاع مقدس اشاره کرد که او (بنی صدر) عامل شکست ما بوده است. وقتی نوبت آیت ا... خامنه ای شد، ایشان در رد صلاحیت بنی صدر به طور مستند مواردی را برشمردند و تاکید کردند که او را باید عزل کنیم. اما نکته ای که آقای فلانی درباره نقش بنی صدر در فلان عملیات گفتند، این گونه نیست، بنده مطلعم که آقای بنی صدر در ناکامی ما در این عملیات نقشی نداشته است. 
مروی می گوید: این گونه بیان در آن مجلس و در آن زمان، کار بسیار خطرناکی بود؛ کافی بود برخی بگویند، آقای خامنه ای از بنی صدر دفاع کرد اما ما می بینیم که ایشان در کلامش این گونه انصاف به خرج می دهد که همین باعث می شود حرف هایش توسط مردم پذیرفته شود. 
منبع: آستان نیوز(1403)
پشت سر قانون
آیت ا... مروی، سال 1400 و در دوران کرونا، در دیدار وزیر وقت بهداشت، خاطره ای را این طور نقل می کند: در دوران کرونا، رهبر انقلاب تمام مسئولان را به همکاری با ستاد کرونا سفارش و خود بیش از همه با این ستاد همکاری کردند. حدود دو سال است رهبری معظم به حرم مطهر رضوی مشرف نشدند. ایشان مقید بودند هرسال برای زیارت به مشهد مقدس مشرف شوند و از این مضجع نورانی نشاط و روحیه معنوی کسب کنند، اما برای عمل به مصوبات ستاد کرونا دو سال است که به حرم مطهر مشرف نشده‌اند. سال گذشته(1399) خدمت رهبر معظم رسیدم و از ایشان برای سفری حتی چندساعته به مشهد دعوت کردم، ایشان فرمودند: «وقتی من مردم را به رعایت دستورات ستاد کرونا ملزم می‌کنم، چگونه می‌توانم خود به آن عمل نکنم.»
منبع: خبرآنلاین (27/02/1400)
​​​​​​​
نمی‌شود يك پشتی معمولی باشد؟
يک وقت گزارشی را خدمتشان بردم، راجع به يكی از روحانيونی كه آن موقع قاضی شده بود. خانه‌ای خريده بود و مقداری كمك و مساعدت هم برای آن خانه می‌خواست. گزارشی را خدمت ايشان دادم. با اينكه خيلی خانه‌ گران‌قيمتی هم نسبت به شرايط آن روز نبود، ايشان فرمودند كه چه ضرورتی دارد يک طلبه، خانه‌‌ای مثلاً بيست ميليون تومانی بخرد‌. اين قضيه مال مثلاً دوازده‌ سيزده سال قبل است. با اينكه بيست ميليون تومان آن موقع هم خيلی زياد نبود و خانه‌ هم آن چنانی نبود. بعد فرمودند ما داريم يک طبقه‌ جديد از مترفين به‌وجود می‌آوريم.
اين را با يک نگرانی اظهار كردند و فرمودند من نگرانم كه بر اثر انقلاب و امكانات و موقعيت‌هايی كه هست و می‌شود به يك جاهايی دست‌اندازی كرد، يک طبقه‌ جديد از مترفين را ما روحانيون به‌وجود بياوريم. من نگران اين هستم. بعد فرمودند خانواده‌ ما گاهی می‌روند منزل بعضی از آقايان و می‌آيند تعريف می‌كنند كه مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قاليچه‌ای بود؛ كه ايشان فرمودند من تعجب می‌كنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قاليچه‌ای باشد؟! نمی‌شود يک پشتی معمولی باشد؟ حتماً بايد قاليچه‌ای باشد؟ گران قيمت باشد؟... 
ویژه نامه «تداوم آفتاب» روزنامه جام جم  (مرداد 1387) 

آیت ا... خامنه ای از تولیت حرم مطهر اجازه گرفتند!

هنگام غبارروبی مرقد مطهر حضرت رضا(ع) خدام حرم، دستمال‌های سفید آغشته به گلاب ناب را برای غبارروبی به افراد می‌دهند. رهبری پس از مقداری غبار‌روبی، دستمال را به سر و صورت خود می‌کشند.
 ایشان در یکی از غبار‌روبی‌ها به آقای واعظ طبسی (تولیت وقت آستان قدس رضوی) فرمودند:«آیا می‌توانم این دستمال متبرک را برای خود بردارم؟»
ایشان، تولیت آستان قدس رضوی را به آقای واعظ طبسی سپرده بودند، ولی با این حال، برای برداشتن یک تکه پارچه متبرک به غبار ضریح مطهر از او اجازه می‌گیرند. احترام مقام معظم رهبری به قانون برای همه ما درس است.



پس بقیه چی؟
زمانی که ضریح مطهر حضرت امام رضا(ع) در حال تعویض بود، در خدمت مقام معظم رهبری به پابوسی امام هشتم(ع) مشرف شدیم.
 مقام معظم رهبری برای زیارت در کنار مرقد آن امام(ع)، مشغول راز و نیاز بودند، چون ضریح را برداشته بودند حضور در کنار قبر رنگ و بوی دیگری داشت.
بعد از پایان راز و نیاز آیت‌ا... خامنه‌ای، آقای واعظ طبسی به ایشان گفتند: آقازاده هم بیایند نزدیک‌تر تا از نزدیک مرقد را زیارت کنند.
 آقا فرمودند:پس بقیه چی؟ این دقت را همواره حضرت آقا دارند.
ایشان امتیاز ویژه و خاصی را برای فرزندانشان قائل نیستند.
 در آن روز هم فرمودند: اگر بقیه افراد می‌توانند از نزدیک قبر امام هشتم(ع) را زیارت کنند، فرزندان هم بیایند. پس از بیان آقا همه توفیق حضور یافتند.
راوی: حجت الاسلام حقانی
منبع: خبرگزاری دانشجو (03/05/1397)
بزرگ ترین افتخار  من...
یکی از برنامه‌های ثابت حضرت آقا بعد از آیین غبارروبی، زیارتِ اهل قبور و بزرگان بود. ایشان ابتدا وارد رواق دارالفیض می‌شدند و در ابتدا نسبت به مقام والای پدر بزرگوارشان، آیت‌ا... سیدجواد خامنه‌ای ادای احترام می‌کردند و قرائت فاتحه‌ای داشتند. سپس به زیارت آیت‌ا...‌العظمی محمدتقی میلانی(ره) و سایر مشاهیر مدفون در این مکان مقدس، می‌رفتند. در سال‌های اخیر و پس از رحلت آیت‌ا... واعظ طبسی که از دوستان و یاران قدیمی و وفادار ایشان بود، زیارت قبر ایشان به این زنجیره افزوده شد. سپس برای ادای احترام و قرائت فاتحه بر سر مزار مادربزرگوارشان به رواق مبارکه دارالضیافه مشرف می‌شدند؛ بعد از زیارت پدر و مادر و مشاهیر مدفون در مکان‌های یادشده، حضرت آقا مقید بودند که نسبت به مقام اساتید خود از جمله آیت‌ا... سید حسن قبولی افشان که از اساتید ایشان بودند، ادای احترام کنند و در نهایت، بر سرِ مزارِ شیخ بهایی، از اساطیر علم و عرفان مشرف می‌شدند.
آنچه این خاطره را برای همیشه در ذهن‌ها حک می‌کند، کلامی است که در چندین مرتبه در حاشیه مراسم غبارروبی، خطاب به بنده که از آن زمان مسئولیت اجرایی بخش خدمه را برعهده داشتم، فرمودند: «بزرگ‌ترین افتخار من این است که خادم آستان مقدس حضرت رضا(ع)، هستم.»
راوی: محمد توکلی، مدیر اسبق خدمه و معاون سابق اماکن متبرکه حرم مطهر رضوی 
منبع: آستان نیوز (19/12/1404)

گزاره هایی که از سوی رهبر شهید و حکیم ما بیان می شد ،اکنون در میدان واقعیت در حال تجربه است
هرآنچه گفت،محقق شد
جعفر یوسفی

چهل روز از فقدان شخصیتی می‌گذرد که برای دهه‌ها، نه‌فقط در مقام یک رهبر سیاسی، بلکه به‌عنوان یک معمار روایت استقلال ایران در ذهن جامعه ایرانی نقش ایفا می‌کرد. اکنون، در وسط یکی از پیچیده‌ترین بزنگاه‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی کشور، بسیاری از گزاره‌هایی که پیشتر از سوی رهبر شهید و حکیم ما بیان می‌شد و بعضاً محل تردید یا حتی نقد بود، در میدان واقعیت در حال بازتولید و تجربه است. امروز آنچه او می‌گفت، در میدان واقعیت قابل دیدن شده است و صحبت های او در حسینیه امام خمینی(ره) در واقع ترسیم یک واقعیت از آینده بود.

​​​​​​​
  تاب‌آوری ساختار 

یکی از مهم‌ترین محورهای فکری رهبر شهید ایران، تأکید بر  استحکام درونی نظام  و اعتماد به ساختار جمهوری اسلامی بود. در سال‌های گذشته، روایت‌هایی از درون و بیرون، بر وجود فساد سیستماتیک و شکنندگی ساختار حکمرانی تأکید داشتند. اما تحولات اخیر از ترور عالی‌ترین سطوح فرماندهی تا فشارهای امنیتی و روانی بی‌سابقه به‌نوعی آزمون میدانی این ادعاها بدل شد.واقعیت این است که در سخت‌ترین شرایط، نه‌تنها فروپاشی یا گسست در ساختار مدیریتی کشور رخ نداد، بلکه انسجام درونی به شکلی معنادار تقویت شد. نکته قابل تأمل‌تر، عدم ریزش در سطوح مختلف مدیریتی است؛ از مدیران ارشد تا بدنه‌های میانی و حتی سطوح اجرایی پایین‌تر، هیچ نشانه‌ای از واگرایی یا پیوستن به جبهه مقابل مشاهده نشد. حتی در میان دیپلمات‌ها و مسئولانی که خارج از کشور بودند و طبیعتاً امکان فاصله گرفتن از ساختار برایشان آسان‌تر بود و حتی می‌توانستند از این مسیر منافع شخصی و مادی به دست بیاورند، چنین اتفاقی نیفتاد. این سطح از  وفاداری نهادی در شرایط جنگ، بیش از هر چیز نشان‌دهنده نوعی سرمایه پنهان در ساختار حکمرانی است که پیشتر کمتر دیده می‌شد. آنچه خامنه‌ای حکیم از آن به عنوان شجره طیبه یاد می‌کرد، اکنون در میدان واقعیت قابل مشاهده است.
 مردم؛ از متغیر پیش‌بینی‌ناپذیر تا ستون نجات‌بخش
دومین مؤلفه کلیدی در منظومه فکری رهبر شهید، «ایمان به مردم» بود؛ گزاره‌ای که در مقاطعی از تاریخ معاصر به‌ویژه پس از اغتشاشات اخیر برای بخشی از افکار عمومی قابل درک نبود. شکاف‌های اجتماعی، فشارهای اقتصادی و برخی نارضایتی‌های انباشته، این پرسش را ایجاد کرده بود که آیا همچنان می‌توان از پشتیبانی مردم به‌عنوان یک مؤلفه راهبردی سخن گفت؟پاسخ این پرسش، نه در تحلیل‌های نظری، بلکه در رفتار میدانی جامعه در هفته‌های اخیر نمایان شد. حضور مستمر و شبانه مردم در خیابان‌ها، آن هم در شرایط سخت جنگی و امنیتی، نشان داد که در بزنگاه‌های وجودی، نوعی همبستگی نهفته در جامعه ایرانی فعال می‌شود. این همان نقطه‌ای است که رهبرحکیم ایران بارها بر آن تأکید داشت: اینکه در شرایط بحران، این مردم هستند که به‌مثابه یک نیروی نجات‌بخش وارد میدان می‌شوند. جمله ای که رهبر شهید گفت و تاریخی شد : «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»حتی در مقطعی که کشور با خلأ رهبری مواجه شد و نگرانی‌هایی درباره آینده شکل گرفت، این جامعه بود که با نوعی خودتنظیمی، نقش «حفظ ثبات» را ایفا کرد و به تعبیر دقیق‌تر، می‌توان گفت امت، امامت کرد.
 آمریکا شناسی
سومین محور تحلیلی در اندیشه او، نگاه به آمریکا به‌عنوان یک مسئله ساختاری بود، نه یک اختلاف موردی. در حالی که برخی تحلیل‌ها، تنش میان ایران و آمریکا را به پرونده‌هایی مانند هسته‌ای یا مسائل منطقه‌ای تقلیل می‌دادند، خامنه‌ای شهید بر این باور بود که ریشه این تقابل، در استقلال ایران و ماهیت نظام سیاسی آن نهفته است.
تحولات اخیر، تا حد زیادی این نگاه را تأیید کرده است. مواضع صریح و بعضاً توهین‌آمیز دونالد ترامپ، حمایت از جریان‌های تجزیه طلب و حتی طرح موضوعاتی مانند تسلیح گروه‌های کرد تجزیه‌طلب، نشان می‌دهد که سطح این تعارض فراتر از اختلافات تاکتیکی است. در این چارچوب، بسیاری از بهانه‌هایی که در سال‌های گذشته مطرح می‌شد از جمله پرونده هسته‌ای بیش از آنکه علت باشند، ابزار فشار به شمار می‌آیند. این بازخوانی، اهمیت نگاه راهبردی او را برجسته‌تر می‌کند؛ نگاهی که بر این نکته تأکید داشت که بدون درک ماهیت این تعارض، هرگونه سیاست‌گذاری در قبال آمریکا، دچار خطای محاسباتی خواهد شد.
تعامل با جهان
چهارمین و شاید کمتر دیده‌شده‌ترین بُعد در اندیشه ایشان، درک عمیق از اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران بود. رهبرحکیم، همواره بر این نکته تأکید داشت که ایران، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع خود، دارای ظرفیت‌هایی است که می‌تواند معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ ظرفیت‌هایی که لزوماً به‌معنای استفاده تهاجمی از آن‌ها نیست.
تحولات اخیر در تنگه هرمز، این گزاره را به‌صورت عینی نشان داد. اختلال در این شاهراه حیاتی انرژی، نه‌تنها بازارهای جهانی را دچار شوک کرد، بلکه نشان داد که ایران چه ابزار قدرتمندی در اختیار دارد. با این حال، نکته مهم‌تر آن است که این ابزار، تا پیش از این، به‌صورت حداکثری مورد استفاده قرار نگرفته بود؛ نشانه‌ای از آنکه راهبرد کلان، نه تقابل با جهان، بلکه تعامل همراه با حفظ استقلال بوده است. در واقع، آنچه امروز به‌عنوان یک اهرم فشار آشکار شده، سال‌ها در قالب یک ظرفیت کنترل‌شده مدیریت می‌شد؛ ظرفیتی که تنها در شرایط خاص، به میدان آورده شد.
پیشرفت 
یکی دیگر از تأکیدهای مداوم رهبر شهید ، مسئله پیشرفت علمی و فناوری کشور بود؛ گزاره‌ای که سال‌ها مطرح می‌شد، اما برای بخش‌هایی از جامعه ملموس نبود. او بارها هشدار داده بود که دشمن با مشغول‌سازی ذهنی جوانان و جنگ رسانه‌ای، تلاش می‌کند این پیشرفت‌ها دیده نشود و حتی مسیر حرکت کشور به سمت قله‌های علمی، عادی یا بی‌اهمیت جلوه داده شود. با این حال، جنگ اخیر یک واقعیت مهم را روشن کرد: وقتی اهدافی مانند پل «بی‌۱» کرج به عنوان بلندترین پل خاورمیانه، مجموعه انستیتو پاستور ایران و حتی زیرساخت‌های هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف مورد حمله قرار گرفت، تازه بسیاری از مردم و جوانان متوجه شدند که ایران چه سطحی از پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی را در اختیار داشته است.به بیان دیگر، آنچه سال‌ها در فضای عادی کمتر دیده می‌شد، امروز در سایه تخریب و حمله، برای افکار عمومی قابل درک‌تر شده است. این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد تأکید بر پیشرفت علمی، نه یک شعار، بلکه بخشی از واقعیت مسیر ایران بوده که اکنون بیشتر از گذشته دیده می‌شود.
  از تردید تا تصدیق
اکنون، در چهلمین روز پس از فقدان رهبر شهید، می‌توان گفت که خطوط اصلی گفتمان و اندیشه او، از سطح تحلیل به سطح  تجربه زیسته رسیده است. آنچه زمانی برای برخی صرفاً یک روایت سیاسی تلقی می‌شد، امروز در میدان واقعیت قابل لمس است.
شاید مهم‌ترین نکته در این میان، نه صرفاً صحت یا خطای این گزاره‌ها، بلکه زمان فهم آن‌ها باشد. اکنون، در سایه یک جنگ تمام عیار، جامعه ایرانی در حال بازشناسی چهره‌ای است که سال‌ها پیش، تصویری از این روزها را ترسیم کرده بود؛ تصویری که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به واقعیت نزدیک شده است.

پاسدار همیشگی زبان فارسی
به مناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیت ا... خامنه‌ای با قاسم رفیعا، شاعر و نویسنده درباره اهتمام رهبر شهید به زبان فارسی همکلام شدیم





«اولین باری که برای شرکت در جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب رفته بودم مسئولان برگزاری این مراسم شعرهایی را گزینش کرده بودند و به هر شاعری می‌گفتند این شعرت را بخوان. بالاخره زمان شعرخوانی رسید و یکی از شاعران در حضور مقام معظم رهبری به موضوع انتخابی بودن شعرها اعتراض کرد و گفت دوست دارد شعر دیگری بخواند که حضرت آقا با لبخند گفتند شعری که دوست داری را بخوان. این شاعر در ادامه شروع به خواندن شعری کرد که در مدح رهبرمان سروده بود. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود، بعد از تمام شدن شعر، آقا با همان عطوفت همیشگی فرمودند: «من همواره تأکید دارم که کسی در مدح بنده شعری نخواند دلیلش هم همین بوده که دوستان برگزارکننده جلسه گفته‌اند این شعر را نخوانید.»
جملاتی که خواندید بخشی از گفت‌وگوی ما با قاسم رفیعا، شاعر و نویسنده خراسانی است که همه ما شعر «بچه‌محله امام رضایوم» را که او سروده است، شنیده‌ایم. به مناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیت ا...خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب با این شاعر خراسانی گفت‌وگو کرده‌ایم.
​​​​​​​
از دانش ادبی رهبر شهید بارها شگفت‌زده شدم
قاسم رفیعا در ابتدای این گفت‌وگو ضمن اشاره به تسلط عمیق رهبر شهید انقلاب در حوزه ادبیات گفت: تسلط رهبر شهیدمان در حوزه ادبیات بسیار عمیق و مثال‌زدنی بود. بی‌هیچ تردیدی می‌گویم که ایشان جزو پرمطالعه ترین مسئولان در حوزه ادبیات بودند، حتی بیشتر از وزیرانی که حوزه مدیریتشان هنر و ادبیات است. ایشان زبان و ادبیات فارسی را یکی از موضوعات مهم و عنصر اتحاد ایرانیان می‌دانستند.
وی افزود: آنچه بیش از همه برای ما ادبیاتی‌ها به چشم می‌آید مطالعه دائمی و به‌روز ایشان در حوزه ادبیات است. ایشان احساس تعلق خاصی به شعر و ادبیات داشتند. علاوه بر این شرکت در جلسات شعر خراسان در دوران جوانی و ارتباط مداومشان با انجمن فرخ مشهد و مجموعه شاعران خراسانی هم قابل‌توجه است.
 متأسفانه کتاب هم نمی‌خوانید
شاعر کتاب «اوسنه» خاطرنشان کرد: چند سال پیش به یکی از سخنرانی‌های ایشان در جمع داوران بخش انتخاب کتاب سال دفاع مقدس گوش می‌کردم. ایشان در میانه این خطاب به حاضران گفتند فلان کتاب را خوانده‌اید، کسی از میان جمع پاسخ مثبتی نداد. ایشان با لبخند فرمودند که متأسفانه کتاب هم نمی‌خوانید. این جمله اگرچه ظاهراً یک شوخی ساده به نظر می‌آید اما در دل خود پندی عمیق دارد آن‌هم برای کسانی که وظیفه اصلی‌شان خواندن کتاب است.
رفیعا تصریح کرد: ایشان در بسیاری از جلساتی که با شاعران داشتند همواره به پاسداشت زبان فارسی تأکید می‌کردند. این تأکید تنها به زبان معیار خلاصه نمی‌شد و توجه به گویش‌های هر منطقه از کشور در فضای شعر را نیز شامل می‌شد. ایشان تأکید داشتند که ادبیات بومی هر منطقه پایه و اساس ادبیات فارسی است. خلاصه این که بنده احساس می‌کنم یک پشتیبان بزرگ ادبیات فارسی را از دست دادیم.


گزارش خراسان از منزل قدیمی رهبر شهید انقلاب در مشهد همزمان با اربعین شهادت امام خامنه ای
از این خانه، مردی برای ایران برخاست
هانیه غلامی



 آسمان مشهد می بارد ولی بغض را پایانی نیست. تمام شهر هر شب به خیابان می آیند، حماسه می سازند ولی دلتنگی قلب ها را بی قرار کرده است، چشم انتظاری را پایانی نیست. امام شهید ایران، فرزند بی همتای مشهدالرضا (ع) است. اهالی محل کوچه خامنه ای را خوب می شناسند، نامی که خودشان می گویند، پلاکش بر دل های آن ها کوبیده شده نه بر دیوار. این جا در جوار حرم امام هشتم (ع) در محله قدیمی سرشور مشهد در خانه ای کوچک، ایرانی ترین ایرانی زیست کرده است. مردی که در برابر مردمش متواضع و خاشع بود و در مقابل دشمنان وطنش استوارتر از کوه ایستاد. چهل روز از شهادت امام امت می گذرد، مهمان خانه قدیمی رهبر شهیدمان در مشهد شدیم، خانه ای که سیدالشهدای ایران اسلامی در آن متولد شد، رشد کرد و حتی بعد از ازدواج در آن زندگی کرده است و  هنوز عطر حضور ایشان را به همراه دارد. به گزارش «خراسان رضوی»، پیوند امام شهید انقلاب با قلب های مردم برآمده از زندگی ایشان در بطن مردم بود. آقایی که در خانه اش همچون عموم مردم زندگی کرد و از هر تکلفی که غباری بر این اتصال قلبی می نشاند، پرهیز کرد. رهبری که تار و پود جانش با عشق و ارادت به ثامن الحجج (ع) آمیخته بود و از مشهد با عنوان «مشهدِ ما» یاد می کرد.

​​​​​​​

نم باران کوچه را شسته است، گویا میزبان به رسم مهمان نوازی زمین را آب و جارو زده باشد. در کوچک حیاط باز می شود و وارد می شویم. قبل از هر چیز درختی به چشم می آید که رهبر شهید قبل از انقلاب در این خانه کاشته و اکنون شاخ و برگ آن دیوار حیاط را پوشانده است. شاخ و برگ بی پایانی که ریشه های محکمی در زمین دارد؛ شبیه ایران قوی، میراثی که قائد شهید امت برای مردمش به یادگار گذاشت. درخت انجیر کهنسالی در باغچه است، کاش زبان باز می کرد و برایمان از زمزمه های عزیز سفرکرده در دل شب های مبارزه با رژیم طاغوت می گفت. از آن لحظه که در این خانه در مقابل چشمان آقا سید مجتبی او را دستگیر کردند و آن هنگامه اضطرار که آقا سید مصطفی با نگاهی ترسیده سر بر شیشه های مشجر در گذاشته بود و بردن پدر را تماشا می کرد، دلش لرزید ولی ایمانش حتی ذره ای نه. 
گنجی از تاریخ معاصر ایران در مشهد
در این خانه همان زیراندازهای قدیمی پهن است و نشان از ساده زیستی ایشان از همان سال های ابتدایی زندگی دارد. هنوز می شود زمزمه های شهید دکتر بهشتی و استاد شهید مطهری را شنید. می توان هیجان کلاس های درسی که معارف را به جان عاشقان کوی دوست می چشاند، احساس کرد. صدای قدم هایی که آرام بود و استوار. بسیاری از لوازم اندک در این خانه که از ضروریات زندگی است یادگار همان روزهاست و بعضی را بازسازی کرده اند اما به رسم امانت همان گونه که آقای شهیدمان توصیف کرده است. در این منزل بیش از هر چیز کتابخانه به چشم می آید، قفسه هایی که تنوع در آن ها فراوان است از کتب تخصصی حوزه تا رمان های خارجی. آجر به آجر خانه عطر عشق، سادگی، شجاعت و وطن دوستی را تداعی می کند. در دوران ستم شاهی در آن روزگار سیاه، کمتر کسی را می توان یافت که مبارز باشد، درس بدهد، مطالعه کند، از ورزش غافل نشود و حواسش به گل و گیاه خانه باشد. خانواده اش را همچون گنجی گران بها حفظ کند و فرزندانش را پرورش دهد. عقربه های ساعت بی رحم است و ما ناچاریم این گنجینه پنهان تاریخ معاصر ایران را ترک کنیم، از کنار گل های شمعدانی عبور می کنیم، حوض را از نظر می گذرانیم و باز چشم مان اسیر آن درخت می شود، درختی که شاخه هایش بی شمار است و ریشه ای استوار در زمین دارد. شایان ذکر است، بازدید از این منزل که با نام خانه موزه انقلاب اسلامی شناخته می شود به صورت رایگان و با ثبت نام از طریق
survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr امکان پذیر است.