printlogo


چرا توئیت ترامپ سرکاری است؟
محسن مهدیان

​​​​​​​

اوضاع به شکل جذابی خیلی خوبه. چرا؟ توئیت‌های دونالد ترامپ را بخوانید و بخندید.  همین که گفته «تمدن ایران امشب یک‌جا فرو می‌پاشد.» 
این جمله جدید نیست. قبلاً هم از این حرف‌ها زده؛ مثل این که «اسم ایران را عوض می‌کنم» یا «نقشه‌اش حذف می‌شود.»
حتماً عده‌ای هم ناخواسته حرف از حمله هسته‌ای می‌زنند.
اما این‌ها بافته است؛ شوخی است، جنگ روانی است.
این که ترامپ مدام عقب‌نشینی کرده، دلیلش روشن است: از 48 ساعت به 5 روز و 10 روز و دو روز و یک روز و ...عملاً چاره‌ای ندارد.
اما اجازه بدهید ماجرا را جور دیگری ببینیم.
یک سوال: اگر بخواهد حمله اتمی کند چرا تا حالا نکرده است؟ پایبند به چیزی است؟ اصلا اگر قرار است کشتار مردمی راه بیندازد چرا هزاران برابر آنچه تا الان کرده انجام نداده است؟ نمی توانست؟ 
خیر. نتیجه نمی گرفت. بیشتر هم هزینه می داد. الان هم همان حکم برقرار است. 
یک پاسخ سرپایی و ساده این است که در یک نمونه پاسخ ایران در زدن دیمونا یعنی عملا محو اسرائیل. حتی فراتر. البته ایران نیاز به زدن دیمونا هم ندارد. خیلی گزینه های دم دست تری وجود دارد که حکم سلاح هسته ای و کشتار گسترده دارد. مثلا همین موشک های بارانی یا خوشه ای. 
اما الان مسئله اصلی ترامپ چیست؟
نه آوار شدن اسرائیل، نه حتی آسیب دیدن تأسیسات کشورهای خلیج فارس. پس چیست؟
ترامپ الان، برخلاف آنچه مدام می‌گوید، مسئله‌اش تنگه هرمز است؛ همان نقطه‌ای که باعث شد افسار پاره کند، جیغ بکشد و فحش بدهد.
چرا؟ ساده است؛ قیمت انرژی و تمام وابستگی‌هایش.
همین یک قلم، دنیا را مقابل او قرار می دهد. مردم خودش بدتر. 
حالا چه باید بکند؟
باید شروط ایران را بپذیرد.
راه دیگری نمانده.
کشورهای دیگر به او پشت کرده‌اند. داخل خودش پر از اختلاف است. کشورهای عربی هم بی‌اعتماد شده‌اند؛ هم پول دادند، هم چوب خوردند و هم پیاز خوردند و هم تهش ماتحت ترامپ را رفتند و ماچ کردند. 
اما او به این سادگی نمی‌تواند شروط ما را بپذیرد؛ بپذیرد یعنی آمریکا برای همیشه تمام می‌شود. یک آمریکاست و یک تکبرش؛ تکبرش را بزنی، تمدن او به معنی واقعی کلمه نیست و نابود می شود. 
پس باید طوری روایت کند که «پیروز» بیرون آمده.
چطور؟ با زدن زیرساخت؟ با حمله هسته‌ای؟
هیچ‌کدام.
فکر می کنید چرا برای اولین بار که تاسیسات را زدیم، عقب نشینی کرد و گفت دیگر تکرار نمی شود؟ عاشق چشم و ابروی ما بود؟ یا وجدان درد گرفته بود؟ هیچ کدام. ترسید نفت و گازی نماند که از تنگه عبور کند. دقت کنیم همان چیزی که زدیم یک پنجم گاز قطر را متوقف کرد. این جا بود که به غلط کردن افتاد. امروز هم تاسیسات بزرگ نفتی زدیم. 
چیزی که از آن می‌ترسد پاسخ متقابل ایران است و این‌بار روی تأسیسات نفتی و گازی. یعنی هرچقدر نگران تنگه بوده است حالا صدها برابر بدتر می شود. دیگر با مذاکره و آمدن ناتو هم درست نمی شود. 
ترامپ یک راه بیشتر ندارد. آن هم قطعاً عقب می‌نشیند.
اما یک داستان می‌سازد؛ مثل اصفهان، که در انتقال اورانیوم شکست خوردند و گفتند «برای نجات خلبان آمده بودیم».
برای همین هم این یکی دو روز، اسرائیل دارد آخرین دست‌وپاهایش را می‌زند؛ شبیه دو روز آخر جنگ دوازده‌روزه. در هر جنگی شدت آتش یعنی پایان آتش. 
این ضربه‌ها هزینه دارد، بله؛ اما مهم نیست. همه‌اش جبران می‌شود. بر اساس گزارش دقیق کارشناسان این صنعت، همه اش در کوتاه مدت و میان مدت قابل برگشت است که آن هم از عوارض و هم از تنگه هزینه‌ اش برمی‌گردد.
خلاصه؛ از این اهن و تلپ‌ها نترسید. این تهدیدات یعنی پیروزی. 
به شکل اعجاب‌برانگیزی همه‌چیز به نفع ماست:
افکار عمومی دنیا علیه اوست.
افکار عمومی خودش علیه اوست.
داخل خودش دچار اختلاف شدید است.
به هیچ‌کدام از اهدافش نرسیده.
رسانه‌های دنیا علیه او هستند.
جبهه مقاومت کاملاً احیا شده.
داخل ایران، برخلاف همه نقشه‌ها، منسجم‌تر از همیشه است. 
بی‌آبرویی کامل در عرصه نظامی رقم خورده.
منافقین و نفوذی ها شناسایی و مهره‌های دست‌ساز مثل پهلوی برای همیشه تمام شدند.
کشورهای منطقه به هوش آمده‌اند و مسیر به سمت اخراج آمریکا می‌رود.
پساجنگ زیباتر است.
سایه جنگ برداشته می‌شود.
ایران وارد یک نقطه جدید در منطقه و جهان می‌شود.
با یک قدرت جدید مواجه‌اند.
رشد اقتصادی و درآمد در راه است.
تحریم بی‌اثر می‌شود.
و این‌ها فقط بخشی از ماجراست ادامه‌اش را خودتان بشمارید.
تا پیروزی نهایی یک یاحسین دیگر باقی است.