printlogo


پاتک موازنه به جنگ زیرساختی
سیدمحمدمهدی هاشمی



تشدید حملات دشمن به زیرساخت ها چه متاثر از ته کشیدن بانک اهداف نظامی باشد و چه در جهت اجتماعی کردن جنگ و ایجاد فشار عمومی برای پذیرش آتش بس؛ باید از سوی ما با حملات مشابه نظامی و تشدید انسجام ملی پاسخ داده شود تا در پله جدید نردبان تنش جنگ، موازنه ایجاد شود و بتوانیم دشمن را از پیگیری مسیر اجتماعی کردن جنگ منصرف کرده و او را به فاز مواجهه نظامی برگردانیم. این موازنه در دو کانال قابل پیگیری است. 
ایجاد موازنه در میدان: در ۴۰ روز گذشته نیروهای مسلح ضمن جذب ضربات مهلک ابتدایی دشمن و سپس تشدید آتش بر سر مواضع دشمن؛ با استفاده از کارت تنگه هرمز و کشاندن جنگ به منطقه ضربات اثرگذاری را بر دشمن وارد آورده اند. تداوم حملات دشمن به زیرساخت ها مخصوصا در هفته گذشته به رغم دریافت پاسخ های محکم اما همچنان منتهی به ایجاد موازنه موردنیاز برای بازداشتن دشمن از حمله به زیرساخت ها نشده است. البته بخشی از این مسئله با تشدید حملات نظامی نیروهای مسلح کشورمان در حال جبران است؛ تشدید ضربات محکم به صنایع و پتروشیمی های منطقه و رژیم صهیونی در 24 ساعت گذشته و رونمایی از لانچرهای دو پایه که می تواند شدت حملات موج های پیشین را دو برابر کند؛ در جهت دردآورتر کردن حملات در حال انجام است. اما نکته ای که می تواند در حملات آینده به کار نیروهای مسلح کشورمان بیاید؛ اجتماعی کردن بیشتر جنگ با حمله به اهدافی است که زندگی در سرزمین های اشغالی را دردناک تر خواهد کرد. اهدافی مانند پل ها، نیروگاه ها، آب شیرین کن ها و ایستگاه های راه آهن مشابه آنچه که دشمن صهیونی تاکنون مورد حمله قرارداده است باید مورد حملات شدید قرار گیرد تا با افزایش فشار متاثر از بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی در چند روز آینده و انسداد تنگه باب المندب در صورت نیاز به دست رزمندگان یمنی به شدت در تکمیل میدانی موازنه تنش موثر باشند. 
اهمیت تشدید انسجام ملی: پرواضح است که ملت شریف ایران در 40 روز گذشته با تمام قوا پای کار کشور بوده اند و این روزها خیابان های ایران شاهد تاریخی ترین جلوه ها از انسجام ملی و یکپارچگی هستند. در ادامه هم ملت ایران آن قدر نجیب و باشرافت هستند که پیروزی کشور را با تاب آوری در مقابل مشکلاتی که ممکن است با حمله به زیرساخت ها برایشان ایجاد شود، تضمین کنند؛ اما روی این سخن با نخبگان اجتماعی و جریانات روشنفکر از گروه های مختلف است که متاسفانه در چند روز گذشته رفتارها، بیانیه ها و اظهاراتی خلاف حفظ اتحاد مقدس را که سفارش مستقیم رهبر شهیدمان بود، در پیش گرفته اند. در این مسیر اظهارات اخیر سعید لیلاز که با حضور در تجمع شبانه مردمی در جهت امیدبخشی و تصویر حقیقت میدانی جنگ در پیش چشم مردم بدون دامن زدن به دوقطبی ها و در جهت تحکیم انسجام ملی ایراد سخن کرد، مایه دلگرمی است که می تواند بدل به الگویی برای دیگران شود یا مثلا علی قمصری نوازنده ای که سال ها منتقد سیاسی نظام محسوب می شد اما برای ایران ساز خود را برداشت و جلوی نیروگاه دماوند تهران نشست. جری شدن دشمن وحشی صهیونیستی که چاره ای به جز سانسور شدید در اعلام تلفات و خسارت های حملات سربازان دلیر کشورمان ندارد شاید از مخابره تصویر اختلاف و عدم انسجامی باشد که در چند روز گذشته با برخی اظهارات و جهت گیری های نسنجیده از برخی تریبون ها به گوش دشمن رسیده است؛ در همین جهت پافشاری جریان نخبگانی و رسانه ای کشور بر وحدت ملی می تواند باعث امیدواری و افزایش تاب آوری اجتماعی در برابر تداوم حملات بزدلانه و جنایتکارانه دشمنان کشورمان باشد. مخصوصا که حملات دشمن به مسیر های مواصلاتی مثل راه آهن و جاده ها می تواند به عنوان پیش درآمدی از ورود دشمن به عرصه تهاجم زمینی و در جهت ایجاد اختلال در جابه جایی نیرو و پشتیبانی به جبهه های احتمالی تلقی شود؛ مرحله ای از جنگ که به قطع نقش اتحاد ملی مردم در آن بسیار 
پررنگ تر خواهد بود.


فرا خبر
سناریوهای جنگ زیرساختی
۱. جنگ زیرساختی عملا از هفته‌های قبل آغاز شده و ما تنها در حال مشاهده تشدید آن هستیم. این یک نکته جالب است که ترامپ زمان‌هایی را تعیین و تهدیداتی می‌کند اما سگ هار آن زودتر، به صورت پله به پله این جنگ را پیش می‌برد. 
۲. در روزهای اخیر رایزنی‌های عملیاتی میان سنتکام و آمان درخصوص بانک اهداف زیرساختی زیاد بوده است که به معنای افزوده شدن این اهداف در میانه جنگ (که خود به معنای شکست حملات قبلی است) و همچنین وجود طراحی‌های جانبی است. منظور از طراحی‌های جانبی این است که احتمالاً ما شاهد یک کمپین مشترک جهت اجرای عملیات‌های دیگر و همزمان، همراه با استفاده از تسلیحات جدید بر روی اهداف مرکز ثقلی خواهیم بود. اکنون شاهد یک چهار ضلعی از سوی دشمن هستیم که شامل تداوم حملات به اماکن نظامی و مراکز شلیک، حمله به زیرساخت‌های ملی، ترور و تدارک و اجرای حملات زمینی و هلی برن است. 
۳. برخی تحلیل گران عقیده دارند جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت برخی از برگه‌های مهم خود را حفظ کرده‌اند تا با آغاز مرحله جدید عملیات دشمن، ضربات خود را به صورت
 پی‌ در پی بر پیکره دشمن وارد آورند. به عقیده این دسته از تحلیل گران، با توجه به عدم کسب دستاورد راهبردی از سوی دشمن و همچنین شکاف خواسته‌های میان طرفین، حمله زمینی از احتمال بسیار بالایی برخوردار بوده و شاهد آن تزریق نیروهای جدید به منطقه و هدف قرار دادن زیرساخت‌های مرتبط در جزایر و شهرهای هدف و مراکز و خطوط پشتیبانی آن هاست. قبلا سناریوهای اصلی حمله دشمن به جزایر، شهرهای ساحلی و همچنین پلن‌های اغتشاشات را بررسی کرده‌ایم. نیروی دریایی یمن از صبح دیروز دستورات لازم جهت بستن تنگه باب المندب را دریافت کرده است. همچنین حملات به شهرک صنعتی جبیل عربستان و استفاده از پرتابگرهای دو فروندی نشان داده که ایران و مقاومت اراده و ابزار تشدید را دارند. در برابر تحلیل تله واکنش، تحلیل تله انتظار نیز وجود دارد که امشب مشخص خواهد شد کدام صحیح است. 
۴. درخصوص سناریوی زمین سوخته که ناظر به روز بعد صورت می‌گیرد، به نظر آن ها زمین سوخته را به عنوان زمینه‌ای برای بعد از پایان جنگ می‌بینند تا با وارد آوردن تکانه‌ها و شوک‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، کشور را وارد چرخه‌ای خونین از درگیری‌های داخلی سازند؛ باطل السحر این موضوع علاوه بر پاسخ تخریب محور به تاسیسات دشمنان جهت اختلال در چرخه بازسازی آن‌ها، تحمیل معادلات مدنظر امنیتی و اقتصادی به دشمن در طول جنگ فعلی است تا آن ها نتوانند بدون تعیین تکلیف این موارد و به صورت بی‌هزینه از جنگ خارج شوند.