printlogo


سایه‌روشن‌های‌ آتش‌بس؛ یک قدم تا پیروزی
علیرضا حجتی 


فرصت برای بررسی ابعاد پیروزی درخشان و تاریخی ایران در دفاع میهنی ۴۰ روزه در برابر دو قدرت یاغی جهان بسیار است که باید به آن ویژه پرداخت؛ اما درباره آتش‌بس موقت دوهفته‌ای نکاتی قابل توجه است:
1- جنگ فعلا در همان مدت اعلام شده اولیه یعنی بین ۴ تا ۶ هفته به پایان رسیده است، اگرچه آمریکا بر اساس آنچه رسانه‌های این کشور فاش کردند به ترکیه اعلام کرده بود عملیاتش در تمام کردن کار ایران ۴ روز بیشتر طول نخواهد کشید.
2- بعد از هفته دوم جنگ مشخص بود محور واشنگتن-تل‌آویو قادر به پیروزی کامل (همان جنون سیاسی نتانیاهو درباره غزه) نخواهند بود و هرچه بیشتر نبرد ادامه پیدا کند، فقط به فرسایش طرفین خواهد انجامید. در این میان واکنش غافلگیرکننده ایران در هدف قرار دادن «تمام آمریکا» در «همه خاورمیانه» یا به عبارتی منطقه‌ای کردن جنگ، همچنین استفاده هنرمندانه از کارت «تنگه هرمز» و هوشمندی در اتصال این جنگ به اقتصاد جهانی، کنترل نبرد را از دستان ترامپ خارج کرد و نقش تعیین‌کننده‌ای در ناکام گذاشتن اهداف جنگ وجودی دشمن آمریکایی-صهیونی علیه کشورمان ایفا کرد.
3- ترامپ در موقعیت خطرناکی قرار داشت و دارد. شیوه جنگ ایران، مسدود ماندن تنگه هرمز، حفظ خط آتش تهاجمی و بی‌پایان موشکی ایران و فشار انرژی و قیمت نفت و انهدام زیرساخت‌های نظامی پنتاگون در پایگاه‌های خلیج‌فارس، او را در وضعیتی گذاشت که نه راه پس داشت و نه راه پیش! او برای خروج از مهلکه‌ای که نتانیاهو برایش تدارک دید، نیاز به یک پنجره خروج داشت، عملیات زمینی و در نهایت جنگ زیرساختی در دکترین «نبرد ناعادلانه» وزارت جنگ پیت هگست، آخرین تلاش برای بیرون کشیدن ترامپ از باتلاق بود. 
4- بی‌تردید اتفاقات شنبه شب و آنچه در اصفهان بر نیروهای آمریکایی گذشت، جعبه سیاه این جنگ در رسیدن به نقطه توقف موقت یا دائمش است. ضمن این که وتوی قطعنامه ضد ایرانی بحرین درباره تنگه هرمز توسط چین و روسیه، این سیگنال را ارسال کرد که قرار نیست در سطح بلوک‌بندی جهانی، ایران طرف بازنده این جنگ باشد.
5- در ایران، کسی نباید توقف آتش فعلی را خاتمه جنگ بداند. با تجارب گذشته این نبرد زمانی به پایان خواهد رسید که دستاوردهای میدانی روی کاغذ ثبت شود و فضای «نه جنگ نه صلح» دیگر بر ایران سایه نیفکنده باشد: جنگی که به همه جنگ‌ها پایان دهد.
6- این که در وهله نخست ترامپ آتش‌بس را منوط به پذیرش چهارچوب پیشنهاد ۱۰ بندی ایران قبول کرده، دستاورد قابل توجهی در تنبیه این متجاوز محسوب می‌شود، اما باید توجه کرد ساختار سیاسی-دیپلماتیک ایران دیگر حق اشتباه کردن ندارد. با توجه به این که در متن شورای عالی امنیت ملی، اشاره مبهمی به شروط پانزده‎گانه آمریکا هم شده، رئیس جمهور آمریکا قطعا تلاش خواهد کرد برای بار سوم ایران را فریب دهد؛ باید راه‌ عملیات فشار و فریب او را مسدود کرد و در اسلام‌آباد فقط باید منوی ده‌گانه ایرانی روی میز گفت‌وگوها چیده شده باشد.
7- متغیر دیگر و شاید مهم این مذاکرات و آتش‌بس نقش‌آفرینی «جی.دی.ونس» باشد که حضور او و اخراج ویتکاف از روند مذاکرات از شروط تهران برای هر گفت و‌گوی جدیدی با آمریکا در دیپلماسی «بک‌چنل» هفته‌های اخیر بوده است. معاون ترامپ که از ابتدای دور دوم ترامپ از ایده «مصالحه حداقلی» با ایران حمایت می‌کرد، این بار تلاش کرد از حاشیه خارج شود و اجازه ندهد سرمایه سیاسی «ماگا» در آمریکا توسط باند صهیونیستی ویتکاف-کوشنر- روبیو در معرض خطر قرار گیرد. ونس در خفا از این که کنترل سیاست خارجی کاخ سفید به نتانیاهو واگذار شده، ناخشنود است. مشکل واشنگتن در قبال سازش با ایران همان درد کهنه است: مداخله لابی اسرائیلی. آیا ونس در پاکستان می‌تواند بر این چالش دیرینه فائق آید؟ خواهیم دید چه می‌شود!
8- نکته بسیار مثبت آتش‌بس دوهفته‌ای، گنجاندن جبهه لبنان ( فارغ از این که تل‌آویو بپذیرد یا نه) است، به قول آمریکایی‌ها تا درباره همه‌چیز توافق نشود، درباره هیچ‌چیزی توافق نشده است.
9- در میان شروط ده‌گانه، کنترل تنگه‌هرمز، حق غنی‌سازی (بدون وارد کردن ذخیره ۴۰۰ کیلویی اورانیوم به بحث) و تثبیت محور مقاومت، اهمیت بسیار بالایی دارد و ایران باید روی آن پافشاری داشته باشد. تحقق این ۳ مورد، معماری نظم منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر خواهد داد. باید هم همین باشد!