در روزهایی که خبرها بیوقفه از صفحه گوشیها و تلویزیونها عبور میکنند و هر تیتر، باری از اضطراب را به خانهها میآورد، بسیاری از والدین با پدیدهای بهظاهر آرام روبهرو هستند: کودکی که ساکت است، بازی میکند، سؤال نمیکند و انگار هیچچیز او را تحتتأثیر قرار نداده است. این «آرامش» اما، همیشه آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
کودکان چگونه اضطراب را حس میکنند؟در روانشناسی کودک، سکوت میتواند یکی از پیچیدهترین واکنشها به اضطراب باشد. کودکی که آرام نشسته، ممکن است درست در حال تجربه هیجانی عمیق و نامفهوم باشد که توان بیانش را ندارد. کودکان بیش از آنچه تصور میکنیم، محیط را حس میکنند. آنها لحن صدا، تغییرات چهره و حتی سکوتهای طولانی بزرگسالان را دریافت و تفسیر میکنند. وقتی فضای خانه تحتتأثیر تنش قرار میگیرد، کودک این تغییر را در سطحی حسی تجربه میکند، حتی اگر معنای دقیق آن را درک نکند. در چنین شرایطی، برخی کودکان بهجای بروز آشکار اضطراب، به دلیل ناتوانی در پردازش هیجان، به درون خود پناه میبرند و بهجای حرف زدن، اضطراب را در رفتار و بدن خود نشان میدهند: اختلال در خواب، وابستگی بیشتر به والدین، شکایتهای جسمی بدون علت مشخص، یا حتی نوعی بیحسی و گوشهگیری.
چرا کودک تصمیم میگیرد ساکت بماند؟1 برای محافظت از والدین| کودکان بهطرز شگفتآوری به حال روحی بزرگترها حساساند. وقتی نشانههای نگرانی را در والدین میبینند، ممکن است احساس کنند بیان ترسهایشان، بار عاطفی بیشتری ایجاد میکند. در نتیجه، سکوت را انتخاب میکنند.
2 ناتوانی در مفهومسازی| برای بسیاری از کودکان، ترس یک حس مبهم است، نه یک تجربه قابل توضیح. آنها چیزی را حس میکنند که نمیتوانند نامش را بدانند. این احساس سرکوبشده، معمولاً در قالب بازی، نقاشی یا رویاهای آشفته خود را نشان میدهد.
3 الگوگیری از والدین| وقتی بزرگسالان برای حفظ ظاهر یا کنترل شرایط، احساسات خود را پنهان میکنند، کودک نیز میآموزد که ابراز هیجان، رفتاری نامطلوب است.
وظیفه والدین؛ فراهم کردن امکان گفت وگودر چنین فضایی، وظیفه والدین تنها آرام نگهداشتن کودک نیست، بلکه ایجاد امکان «بیان» برای اوست. بهجای پرسشهای مستقیم و اضطرابزا، جملاتی ساده میتوانند راهگشا باشند: «این روزها چه حسی داری؟» یا «چیزی هست که بخواهی دربارهاش حرف بزنی؟». بازی و نقاشی هم ابزارهایی کلیدی برای ورود به دنیای درونی کودک هستند.
نکته مهم دیگر، مدیریت مواجهه کودک با اخبار است. ذهن کودک، ظرفیت پردازش حجم بالای اطلاعات و تصاویر نگرانکننده را ندارد و بیواسطه قرار گرفتن در معرض آنها میتواند اضطراب را تشدید کند.
کودکان احساس امنیت را میفهمندآنچه بیش از هر چیز به کودک احساس امنیت میدهد، ثبات در روابط و حضور عاطفی والدین است. تماس فیزیکی، برنامه روزانه منظم و حتی چند دقیقه توجه کامل، میتواند تعادل روانی او را بازسازی کند. کودکان ممکن است درباره جهان چیزی ندانند، اما درباره «احساس امنیت» همهچیز را میفهمند و گاهی، مهمترین کاری که میتوان برای آنها انجام داد، این است که سکوتشان را نادیده نگیریم؛ چون بعضی از آرامترین کودکان، شدیدترین اضطرابها را در درون خود حمل میکنند.