printlogo


جشن علیه جنگ  
سید مصطفی صابری، روزنامه‌نگار

بیش از 40 روز از آغاز تجاوز نظامی دشمن به کشور عزیزمان می‌گذرد؛ اتفاق تلخی که بسیاری از برنامه‌های عادی مردم را به تعویق انداخت. سفرهای نوروزی لغو شد، جشن‌ها و دورهمی‌های خانوادگی عقب افتاد و بسیاری از زوج‌های جوان که برای آغاز زندگی مشترک برنامه‌ریزی کرده بودند، مراسم خود را به زمان نامعلومی موکول کردند. در حال حاضر هم جامعه با وضعیتی روبه‌روست که شاید بتوان آن را «اختلال در ریتم زندگی روزمره» ‌نامید؛ وضعیتی که اگر طولانی شود می‌تواند به فرسودگی روانی منجر شود؛ چراکه آدم‌ها غرق در دنیای اخبار هستند و این حس در آن‌ها تقویت می‌شود که زندگی‌شان گره خورده به اتفاقات بیرونی و چندان حق انتخابی ندارند. در همین نقطه است که مراسم‌های شادی، از عروسی گرفته تا جشن‌های خانوادگی کوچک، معنایی فراتر از یک مراسم معمولی پیدا می‌کنند. این مراسم‌ها فقط لحظاتی برای دورهمی و خوشگذرانی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار اجتماعی جامعه برای حفظ تعادل روانی، بازسازی امید و ادامه دادن زندگی محسوب می‌شوند. جامعه‌ای که همچنان جشن می‌گیرد، در واقع اعلام می‌کند که ریتم زندگی خود را به طور کامل تسلیم منطق جنگ نکرده است. برگزاری مراسم‌های شادی در چنین شرایطی می‌تواند نشانه‌ای از تداوم زندگی و نوعی ایستادگی اجتماعی باشد؛ یادآوری این‌که حتی در سخت‌ترین روزها هم جامعه می‌تواند راه‌هایی برای زنده نگه داشتن امید، پیوندهای خانوادگی و میل به آینده پیدا کند. 

 چرا در شرایط جنگ باید از شادی
 حرف زد؟

جنگ فقط زیرساخت‌ها و مرزهای جغرافیایی را هدف نمی‌گیرد؛ یکی از نخستین چیزهایی که در شرایط جنگی آسیب می‌بیند، ریتم عادی زندگی است. برنامه‌های روزمره مختل می‌شود، آینده نامطمئن به نظر می‌رسد و فضای عمومی جامعه تحت تأثیر اضطراب، خبرهای مداوم و احساس ناامنی قرار می‌گیرد. در چنین وضعیتی اگر این اختلال در زندگی روزمره طولانی شود، می‌تواند به فرسایش روانی و کاهش امید اجتماعی بینجامد.
 به همین دلیل جامعه‌شناسان سال‌هاست تأکید می‌کنند که حفظ برخی آیین‌های جمعی حتی در دل بحران نقشی مهم در حفظ تعادل روانی جامعه دارد. 
از این منظر، مراسم‌هایی مثل عروسی صرفاً یک جشن خانوادگی نیستند؛ آن‌ها بخشی از سازوکارهای اجتماعی برای بازتولید زندگی روزمره محسوب می‌شوند. هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از مراسم‌ها دارد که از طریق آن‌ها پیوندهای انسانی و خانوادگی تقویت می‌شود و حس تعلق و همبستگی دوباره شکل می‌گیرد. وقتی چنین جشن‌هایی ادامه پیدا می‌کنند، در واقع پیام مهمی به جامعه منتقل می‌شود: زندگی متوقف نشده است. 
هر چند الان در آتش‌بس هستیم اما بازهم شرایط پر از تعلیق است، برای همین برگزاری مراسم‌های شادی می‌تواند نوعی بازگرداندن حس «عاملیت» به جامعه باشد. یعنی این احساس که مردم هنوز می‌توانند درباره بخشی از زندگی خود تصمیم بگیرند و همه چیز به منطق بحران سپرده نشده است.
 از این زاویه، جشن گرفتن فقط یک واکنش احساسی نیست، بلکه رفتاری اجتماعی است که به جامعه کمک می‌کند میان واقعیت تلخ جنگ و ضرورت ادامه زندگی تعادل برقرار کند. 
​​​​​​​
چگونه می‌توان در شرایط جنگ جشن گرفت؟
واضح است که شرایط جنگی با وضعیت عادی متفاوت است و همین تفاوت باعث می‌شود شکل برگزاری جشن‌ها هم دستخوش تغییر شود. در چنین موقعیتی مسئله اصلی نه برگزاری یک مراسم پرهزینه و پرجمعیت، بلکه حفظ معنا و کارکرد اجتماعی مراسم است. 
در بسیاری از جوامعی که تجربه جنگ یا بحران‌های طولانی را پشت سر گذاشته‌اند، شکل آیین‌های شادی به سمت سادگی و صمیمیت بیشتر حرکت کرده است. یعنی تمرکز از نمایش هزینه و تشریفات به سمت اصل واقعه، یعنی پیوند دو نفر و همراهی خانواده‌ها، جابه‌جا می‌شود.
 در چنین شرایطی ممکن است مراسم‌ها کوچک‌تر برگزار شوند، جمع مهمانان محدودتر باشد و بخش زیادی از تشریفات پرهزینه کنار گذاشته شود؛ اما در عوض فضای خانوادگی و حمایت عاطفی پررنگ‌تر می‌شود. مشابه چیزی که در روزهای کرونا تجربه کردیم. این تغییر در واقع نوعی بازتعریف فرهنگی از جشن است. به جای آن‌که عروسی به عرصه‌ای برای رقابت اقتصادی یا نمایش سبک زندگی تبدیل شود، دوباره به همان معنای اصلی خود بازمی‌گردد: اعلام آغاز یک زندگی مشترک در حضور نزدیک‌ترین شبکه‌های خانوادگی. چنین نگاهی می‌تواند فشارهای اقتصادی و اجتماعی را از دوش زوج‌های جوان بردارد و به آن‌ها اجازه دهد بدون نگرانی از هزینه‌های سنگین، زندگی مشترک خود را آغاز کنند.
 البته ساده‌تر شدن جشن‌ها به‌خاطر شرایط فعلی نه نشانه کاهش اهمیت آن‌ها، بلکه نشانه‌ای از سازگاری جامعه با شرایط جدید است؛ تلاشی برای آن‌که زندگی، حتی در دل بحران، همچنان مسیر خود را ادامه دهد.  
پیامدهای توجه به شادی و ازدواج
 در شرایط جنگ

توجه به برگزاری مراسم‌های شادی، به‌ویژه آغاز زندگی مشترک، می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک اتفاق خانوادگی داشته باشد و به تقویت روحیه اجتماعی کمک کند. برای زوج‌های جوان، چنین تصمیمی به معنای بازگرداندن حس کنترل بر زندگی است؛ این‌که آینده همچنان قابل ساختن است و برنامه‌های شخصی نباید به طور کامل متوقف شود. در سطحی گسترده‌تر، کودکان و نوجوانان هم از این فضا تأثیر می‌گیرند. آن‌ها در دوره‌های بحران بیشتر در معرض اضطراب و اخبار نگران‌کننده قرار دارند و تجربه لحظه‌های شاد خانوادگی می‌تواند به کاهش فشار روانی و بازگشت حس عادی بودن زندگی کمک کند. در نهایت، مجموعه این تجربه‌های کوچک در مقیاس بزرگتری به تقویت روحیه جمعی جامعه منجر می‌شود؛ جامعه‌ای که حتی در شرایط سخت هم نشانه‌هایی از تداوم زندگی، امید و پیوندهای انسانی را حفظ می‌کند. 
نقش خانواده‌ها در همراهی با این روند
خانواده‌های درجه یک و دو می‌توانند در همراهی با زوج‌های جوان در عملی کردن این تصمیم مهم یعنی برگزاری مراسمی جمع‌وجور در شرایط فعلی نقشی تعیین‌کننده داشته باشند؛ نقشی که بیش از هر چیز بر حمایت عاطفی، درک شرایط و پذیرش شکل‌های ساده‌تر برگزاری مراسم استوار است. وقتی خانواده‌ها بپذیرند که در چنین دوره‌ای اصل موضوع آغاز زندگی مشترک است نه برگزاری مراسمی پرهزینه و پرجمعیت، بسیاری از فشارهای اجتماعی از دوش زوج‌های جوان برداشته می‌شود.
در واقع خانواده‌ها با این نوع همراهی می‌توانند به تثبیت همان چیزی کمک کنند که جامعه در چنین شرایطی بیش از هر چیز به آن نیاز دارد؛ یعنی حفظ پیوندهای انسانی، تقویت امید به آینده و کمک به ادامه یافتن جریان عادی زندگی.