printlogo


ایران؛ در حال دیکته کردن


 پروفسور جان مرشایمر، تحلیلگر شناخته شده روابط بین الملل، در سخنرانی خود در یازدهمین کنفرانس سالانه مرکز عربی واشنگتن که با موضوع بررسی سیاست خارجی دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ در حال برگزاری است، با اشاره به شکست ترامپ در جنگ با ایران اظهار کرد: برخلاف عدم تمایل نهادهای مختلف نظامی و دولتی آمریکا برای ورود به این جنگ، این موساد بود که ترامپ را برای ورود به این جنگ قانع کرد. مرشایمر با اشاره به ناتوانی آمریکا در حمایت و دفاع از متحدان منطقه ای خود در حاشیه خلیج‎فارس ادامه داد: برخلاف آن چه تصور می شد ما از خاورمیانه روی برگردانده ایم تا به کنترل چین بپردازیم، اما انتقال مهمات و نیرو از شرق آسیا به خاورمیانه در جریان جنگ جاری خلاف این استراتژی را نشان می دهد؛ مسئله ای که می تواند به بازنگری متحدان آمریکا در شرق آسیا مثل کره و ژاپن در روابط خود با ما بینجامد. او با اشاره به دست بالاتر ایرانی ها در مذاکره با آمریکا ادامه داد: ایرانی ها با کنترل تنگه هرمز اهرم فشار قابل توجهی بر اقتصاد جهانی و همچنین کشورهای حاشیه خلیج‎فارس دارند چون می توانند با حمله به آب شیرین کن ها عملا این جوامع را نابود کنند. در کنار این مسائل آن ها توانایی قابل توجهی در آسیب زدن به اسرائیل دارند و این ها اهرم های فشاری هستند که برای ترامپ راه خروجی به جز پذیرش شکست در این جنگ را باقی نگذاشته اند. مرشایمر، نتانیاهو را نیز بازنده این جنگ معرفی کرد و افزود: این جنگ به شدت روابط آمریکا و اسرائیل را تحت تاثیر قرار داده است و نگاه مردم آمریکا پس از شروع این جنگ به رغم نفوذ شدید لابی های اسرائیلی در آمریکا، به آن‎ها تغییر کرده است. از طرفی آن ها هیچ راه حل متعارف دیگری برای شکست ایران نخواهند داشت و همین باعث نگرانی من می شود چون احتمال می دهم همین درماندگی، اسرائیلی ها را به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران وادار کند. 

استاد دانشگاه شیکاگو: این شکست از ویتنام هم 
بدتر است

البته مرشایمر تنها تحلیلگری نبود که به شکست ترامپ و نتانیاهو در جنگ با ایران اشاره کرد؛ پروفسور رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، با اشاره به جنگ ایران و آمریکا اظهار کرد: آمریکا بزرگ‎ترین شکست استراتژیک خود از زمان ویتنام را تجربه کرد که تبعات آن می تواند از شکست در ویتنام هم بیشتر شود. تحلیلگر نیویورک تایمز ادامه داد: ایران اورانیوم غنی شده کافی برای ساخت 10 تا 16 سلاح اتمی را در دست دارد و من احتمال می دهم آن ها در بازه 6 ماه تا یک‎سال آینده اولین تست سلاح هسته ای خود را هم انجام دهند و آمریکا هم نمی تواند از آن جلوگیری کند. 

جان بولتون: ایرانی ها تیم مذاکره کننده آمریکا را 
انتخاب کردند!

اما در کنار این چهره های آکادمیک، اظهارات برخی مقامات سابق آمریکایی مثل جان کری وزیر امور خارجه سابق آمریکا و جان بولتون درباره درماندگی و وضعیت بد ترامپ پس از جنگ ایران قابل توجه بود. جان کری با اشاره به نقش نتانیاهو در شروع این جنگ اظهار کرد: شما زمانی وارد جنگ می شوید که یک تهدید تعریف شده دارید و از پشتیبانی مردم خود نیز برخوردارید و می دانید که به چه دلیلی وارد جنگ می شوید؛ در حالی که این جنگ به وضوح برای به حقیقت پیوستن آرزوی دیرینه و 40 ساله نتانیاهو برای آسیب رساندن به ایران شروع شد. جان بولتون چهره ضدایرانی و مشاور سابق ترامپ نیز با اشاره به درماندگی ترامپ برای یافتن یک راه خروج از جنگ با ایران اظهار کرد: ترامپ به شدت به دنبال یک راه خروج می گردد و تعدد پست هایی که در فضای مجازی می گذارد، بیانگر همین استیصال است؛ مسئله ای که در مذاکرات دست بالاتر را به ایرانیان داده است. بولتون با انتقاد از حضور جی دی ونس در مذاکره با ایران ادامه داد: به نظرم فرستادن معاون اول رئیس جمهور اشتباه است و وزیر امور خارجه انتخاب بهتری بود؛ اما مشکل اساسی این بود که با نگاه به اخبار درز پیدا کرده به رسانه های آمریکایی مشخص شد که جی دی ونس از ابتدا مخالف این جنگ بود و ایرانیان به وضوح مذاکره با او را مطالبه کرده اند و این مشکل بزرگی است؛ چون شما اجازه نمی دهید طرف مقابل تیم مذاکره کننده شما را انتخاب کند.

​​​​​​​
فرا خبر
چرا خوش بین نیستیم؟
سیدمحمدمهدی هاشمی- بعید است این روزها به جز اظهارات خود ترامپ و نتانیاهو تحلیلگر عاقل و محترمی پیدا شود که محور آمریکایی-صهیونی را پیروز جنگ ایران و آمریکا بداند؛ در عوض فضای رسانه های دنیا پر است از تحلیل هایی که ترامپ را بازنده جنگ می دانند که با افتادن در دام نتانیاهو، حماقتی را مرتکب شده که می تواند اقتصاد جهان را از کار بیندازد و از دل آن ایران سال ها تحریم شده به عنوان یک ابرقدرت جهانی متولد شود. با این اوصاف اما فضای تحلیل های داخلی این چنین مثبت نیست و تقریبا همه ما با بدبینی اخبار را دنبال می کنیم. فارغ از این که مذاکرات جاری به چه نتیجه ای ختم شود، چند علت برای این موضوع قابل ذکر است:
تجربه مذاکره با آمریکایی ها: خروج یک طرفه از برجام و دوبار حمله به کشورمان در میانه مذاکرات نزدیک ترین تجربیات ما از مذاکره با آمریکایی هاست؛ مسئله ای که موجب بی اعتمادی و نگاه بدبینانه ما به مذاکرات می شود. البته نکته مهم این جاست برخلاف دفعات قبلی آمریکایی ها این بار پس از شکست در مرحله نظامی، پای میز مذاکره خواهند نشست و برگ برنده میدان در دست مذاکره کنندگان ایرانی خواهد بود.
 اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، آمریکایی ها می توانند آماده باشند تا هرآنچه از دارایی هایشان در منطقه باقی مانده، همچنان زیر آتش بماند و آن ها مجبور باشند تا در همین حین برای کنترل آثار بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی معافیت های جدید تحریمی برای نفت ایران صادر کنند!
 اساسا مشکل آمریکایی ها این است که آن ها پس از جنگ برخلاف مذاکرات قبلی که با تهدید نظامی و تحریم همواره با دست بالاتر وارد مذاکرات می شدند، این بار با شروع جنگ عملا این برگ ها را بازی کرده اند.
 تجربیات تلخ تاریخی از جنگ و مذاکره: تجربیات تاریخی ما ایرانیان در 250 سال گذشته پر است از تلخی و شکست در مقابل استعمار. از قراردادهای ترکمانچای و گلستان گرفته تا معاهدات پاریس و سعدآباد، حافظه تاریخی ایرانیان در مواجهه با مذاکره و پایان جنگ ها با از دست رفتن سرزمین و کوچک شدن نقشه ایران عجین شده است؛ مسئله ای که بدبینی تاریخی ملت ما در تعامل با خارجی ها را توجیه می کند.
 نباید از یاد ببریم که تا پیش از انقلاب اسلامی ما قرن ها نه تنها در هیچ جنگی پیروز نشده بودیم بلکه در مواردی حتی بدون هیچ گونه نبردی قدرت های استعمارگر تکه هایی از سرزمینمان را از ما جدا می کردند و امتیازات فراوانی را هم از ما می گرفتند.
 اکنون اما نه ما ایران 250 سال گذشته ایم و نه جهان در مواجهه با ما می تواند با معادلات قبلی، ما را از منتفع شدن از مناسبات جهانی محروم کند؛ دستاورد دلاوری های ملت ایران در این جنگ نه تنها باید به بهترین شکل ممکن ذیل یک توافق محکم پایدار شود بلکه ما باید پس از این جنگ با تکمیل پازل های مختلف اقتصادی، نظامی و سیاسی بازدارندگی تمام و کاملی برای کشور ایجاد کنیم تا این جنگ به عنوان آخرین جنگ ایران تا سال های سال ضامن حفظ چارچوب سرزمینی و منافع ملی ما باشد.