printlogo


محاصره دریایی؛ از ادعا تا واقعیت
محمد حقگو


 در شرایطی که هنوز گردوغبار شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد فرو ننشسته بود، واشنگتن ناگهان صفحه بازی را عوض کرد. به‌جای بازگشت به عملیات نظامی، از «آغاز محاصره دریایی ایران» سخن گفت؛ سناریویی که به نظر نمی رسد بتواند واقعیت جغرافیایی و ظرفیت اقتصادی ایران را از کار بیندازد. از همان ساعت‌های نخست انتشار بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا، موجی از تحلیل‌ها شکل گرفت: از امکان توقف کشتی‌ها در تنگه هرمز گرفته تا تأثیر این اقدام بر صادرات نفت ایران و واردات کالاهای اساسی. اما جمع‌بندی اولیه کارشناسان نشان می‌دهد این «محاصره» بیش از آن که یک اقدام فلج‌کننده باشد، یک ریسک محاسبه‌نشده است؛ زیرا ایران هم از نظر جغرافیای اقتصادی و هم از منظر ساختار صادرات انرژی، در سال‌های اخیر ابزارهای متنوعی را برای مواجهه با چنین سناریویی آماده کرده است. در ادامه، در محورهایی از جمله کالاهای اساسی و نهایتاً صادرات نفت به روایت واقعیت های موجود درباره این ادعا می‌پردازیم.
​​​​​​​
محاصره‌ای که از ابتدا کامل نیست
فرمان ترامپ این بود: «نیروی دریایی آمریکا محاصره هر کشتی را که به ایران عوارض پرداخت کند،آغاز خواهد کرد.» بیانیه سنتکام نیز اعلام کرد از عصر روز دوشنبه 24 فروردین، «محاصره دریایی» در دریای عمان و دریای عرب اعمال خواهد شد؛ محاصره‌ای که به‌گفته آن ها «تمام تردد کشتی‌ها را صرف‌نظر از پرچمشان» شامل می‌شود. 
اما برای ارزیابی یک محاصره، فقط باید به نقشه نگاه کرد. ایران ۱۶۰۰ کیلومتر مرز دریایی در جنوب دارد، اما در کنار آن نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر مرز آبی در شمال و ۶ هزار کیلومتر مرز خشکی با ترکیه، عراق، ارمنستان، آذربایجان، پاکستان، افغانستان و ترکمنستان.به این ترتیب باید گفت لجستیک واردات و صادرات کشور تنها بر شانه بنادر جنوبی سوار نیست؛ ۲۰ گذرگاه فعال زمینی و ریلی، از بازرگان تا سرخس و از میلک تا شلمچه، در سال‌های اخیر به‌طور مداوم تقویت شده‌اند. به بیان روشن‌تر: محاصره جنوب ایران، محاصره اقتصاد ایران نیست.
ایران چگونه از هفته‌ها قبل بازی را جلوتر برد؟
«محمدطاها مشتاقی» کارشناس اقتصادی می‌گوید دولت از همان روزهای نخست جنگ، مجموعه‌ای از تدابیر «پیش‌دستانه» را آغاز کرد تا در صورت اعمال محدودیت‌های دریایی، کالاهای اساسی و دارویی از مسیرهای زمینی بدون اختلال وارد کشور شوند.
در این چارچوب، چند اقدام مهم انجام شد:
ایجاد «خطوط سبز گمرکی» برای محموله‌های دارویی و غذایی
کاهش تشریفات اداری و افزایش ساعات کاری گمرکات به حالت ۲۴ ساعته
تبدیل گمرکات شمالی، غربی و شرقی به «مراکز لجستیک اضطراری»
افزایش ظرفیت ترخیص کالا تا ۳۰۰ درصد در برخی مرزها
کاهش زمان ترخیص محموله‌های اساسی از «چند روز» به چند ساعت
این اقدامات باعث شد ضربه محاصره احتمالی، پیش از وقوع، تا حد زیادی خنثی شود و در واقع زیرساخت‌هایی که در سال های اخیر برای اتصال ایران به آسیای مرکزی، قفقاز و ترکیه شکل گرفته بود، حالا به‌عنوان «مسیرهای جایگزین» اهمیت ویژه پیدا کنند.
کالاهای اساسی؛ شبکه‌ای متنوع از مسیرهای ورودی
به موازات این تدابیر لجستیکی، وزارت جهاد کشاورزی نیز مسیرهای واردات کالاهای اساسی را بازطراحی کرده است. اظهارات نوری قزلجه در دیدار اخیر با رئیس جمهور و همچنین زارعی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، نتیجه اقدامات هفته های گذشته دولت درخصوص تامین کالاهای اساسی را این چنین نشان می دهد:
ذخایر استراتژیک کافی از برنج، گندم، روغن و سایر اقلام تا پایان سال
خرید ۲ میلیون تن کود پیش از جهش جهانی قیمت‌ها
واردات ۱۱ میلیون تن ذرت (۱۲ کشتی) در مقطع زمانی مناسب
فعال‌سازی مسیرهای ترکیه، آسیای مرکزی و آذربایجان
استفاده حداکثری از ظرفیت بنادر شمالی ؛سال گذشته ۸ میلیون تن کالا از بنادر خزر وارد شد
راه‌اندازی ناوگان حمل‌ونقل زمینی و ریلی مشترک با ترکیه
پیوند سه‌جانبه ایران، روسیه و چین برای کوتاه‌کردن مسیرهای ترانزیتی کالاهای اساسی از هفته گذشته، به جای مسیرهای ترانزیتی که از قاره آمریکا آغاز می شد.
این شبکه گسترده باعث شده وابستگی ایران به مسیرهای دریایی جنوب، در کالاهای اساسی به‌شدت کاهش یابد. علاوه بر این، طبق گفته وزیر جهاد، ۸۵ درصد نیاز غذایی کشور در داخل تولید می‌شود و سهم واردات تنها ۱۵ درصد است؛ موضوعی که ریسک هرگونه محدودیت بیرونی را کاهش می‌دهد.
نفت؛ مهم‌ترین میدان تقابل
اما مهم‌ترین سؤال این است: آیا آمریکا می‌تواند صادرات نفت ایران را مختل کند؟
ابتدا باید به یک نکته کلیدی توجه کرد. گزارش فارس، به نقل از منابع اطلاعاتی، از ذخیره‌سازی ۱۷۴ میلیون بشکه نفت ایران روی آب حکایت دارد. وال‌استریت ژورنال نیز عدد ۱۶۰ میلیون بشکه را تأیید کرده است. این ذخایر شناور با سرعتی سه‌برابر حالت معمول آماده شده‌اند تا در صورت محدودیت‌های ناگهانی، ایران بتواند حدود ۸۰ روز فروش نفت خود را تضمین کند.
همزمان، حدود ۱۲۹ نفتکش مرتبط با نفت خام ایران با وضعیت خاموش در حال حرکت‌اند؛ یعنی بدون انتشار سیگنال‌های ردیابی. به همین دلیل، محاصره عملیاتی آمریکا شامل نفتکش‌هایی که اکنون در دریا حضور دارند نمی‌شود و امکان رهگیری‌شان تقریباً وجود ندارد.
درآمدهای نفتی؛ سناریوی تاب‌آوری
به گفته ناصر خوش‌چشم، کارشناس مسائل راهبردی، ایران پیش از جنگ، نفت خود را با میانگین ۵۵ تا ۶۰ دلار می‌فروخت. با فرض صادرات یک‌میلیون بشکه ای و قیمت ۵۰ دلار، درآمد ایران حدود ۵۰ میلیون دلار در روز بود.
اکنون اگر قیمت ۱۰۰ دلار وارد محاسبات شود و صادرات حتی به ۵۰۰ هزار بشکه برسد، همان درآمد حفظ می‌شود.
این یعنی ایران می‌تواند درآمد نفتی ماه‌های پیش از جنگ را با حجم صادرات کمتر و در نتیجه پایداری برای چندین ماه بازتولید کند.
با قیمت‌های جدید از جمله نفت سنگین ایران با رقم بیش از ۱۲۴ دلار این تاب‌آوری حتی بالاتر می‌رود. گزارش‌ها نشان می‌دهد هم اینک صادرات ایران تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز نیز افزایش یافته است.
از منظر نظامی؛ محاصره چقدر ممکن است؟
«مهدی محمدی» کارشناس مسائل راهبردی، اجرای محاصره واقعی را با چالش های عمده ای برای آمریکا توصیف می‌کند. او توضیح می‌دهد:
اجرای کامل محاصره نیازمند حضور سنگین و دائمی آمریکا در مجاورت مرزهای ایران است؛ این حضور به‌خودی‌خود آسیب‌پذیری واشنگتن را افزایش می‌دهد.
۸۰ درصد مقصد نفت ایران چین است. آمریکا عملاً نمی‌تواند کشتی‌های چینی را هدف اقدام مستقیم قرار دهد.
در این راستا در پاسخ به تهدید بنادر، ایران «معادله بنادر در برابر بنادر» را فعال کرده و هشدار داده «امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس.» این یعنی آمریکا می‌تواند کشتی‌ها را تعقیب کند اما نمی‌تواند امنیت یک‌طرفه بر منطقه تحمیل کند. به‌خصوص در تنگه‌ای که ایران ابزارهای نفوذ مستقیم در آن دارد. 
محاصره:  تهدید جدی، اما با چالش های بزرگ
با اذعان به این که محاصره بنادر ایران، تهدیدی جدی و نیازمند اقدامات قاطع ایران است، اما با توجه به موارد فوق و همچنین واقعیات میدانی تا لحظه تنظیم این گزارش، باید گفت که با چالش های عملی روبه  روست. روز گذشته رویترز گزارش داد یک نفتکش چینی که تحت تحریم آمریکا بود، از تنگه هرمز عبور کرده است. وزیر دفاع چین نیز در پیامی هشدار داد: کشتی‌های ما در حال رفت‌وآمدند. ما قراردادهای انرژی با ایران داریم و به آن پایبند خواهیم بود.
از سوی دیگر، وال‌استریت ژورنال نوشت مقامات آمریکایی گفته‌اند: «هیچ برنامه‌ای برای شلیک به نفتکش‌های در حال ترک بنادر ایران وجود ندارد.»
این دو نشانه، عملاً وجه دیگری از مرزهای محدودیت واشنگتن را نمایش می‌دهد.
احتمال گسترش درگیری؛ سایه باب‌المندب
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند اگر آمریکا بخواهد محاصره را به سطح سخت‌گیرانه برساند، احتمالاً دامنه درگیری به باب‌المندب کشیده می‌شود. یمن ابزارهای قدرتمندی برای مختل‌کردن تردد در دریای سرخ دارد؛ اقدامی که می‌تواند مسیرهای جایگزین عربستان از جمله بندر ينبع را بی‌اثر کند و بازار انرژی جهان را در شوکی تازه فرو ببرد.
ساده‌ترین نتیجه این تقابل این خواهد بود که هرچه محاصره سخت‌تر شود، تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و هزینه‌های آمریکا شدیدتر خواهد شد.
جمع‌بندی
درمجموع باید گفت محاصره دریایی اعلام‌شده از سوی آمریکا، در ظاهر یک اقدام سخت به‌نظر می‌رسد، اما تحلیل داده‌های میدانی و اقتصادی نشان می‌دهد:
جغرافیای متنوع ایران اجازه نمی‌دهد محاصره جنوب به‌معنای محاصره کشور باشد.
تدابیر پیش‌دستانه دولت، ذخایر کافی و مسیرهای حمل‌ونقل جایگزین، واردات کالاهای اساسی را در شرایط پایدار نگه داشته‌اند.
ایران با ذخیره‌سازی گسترده نفت روی دریا، شبکه فروش غیرقابل رهگیری و مقصدهای مطمئن آسیایی، قدرت تاب‌آوری صادرات انرژی خود را افزایش داده است.
اجرای نظامی محاصره با ریسک‌های جدی برای آمریکا همراه است و نشانه‌های میدانی نیز از محدود بودن اثر آن حکایت دارد.
تشدید درگیری می‌تواند دامنه تقابل را به آبراه‌های بزرگ‌تر مانند باب‌المندب بکشاند و بحران انرژی جهانی را تشدید کند.
در نهایت، آنچه واشنگتن «محاصره دریایی» می‌نامد، در عمل با مجموعه‌ای از گزینه‌های گسترده ایران، از بازدارندگی نظامی تا تنوع مسیرهای اقتصادی و ذخایر راهبردی روبه‌روست؛ مجموعه‌ای که این سناریو را بیش از آن که یک فشار تعیین‌کننده کند، به یک تقابل پرهزینه و پیچیده برای آمریکا تبدیل می‌کند.