با افزایش احتمال رویارویی مستقیم نظامی آمریکا و چین، چینی ها بر سر دوراهی تداوم سیاست پرده نشینی در روابط بین الملل و ایستادگی در مقابل رفتارهای بی محابای آمریکا قرار دارند

در جهان امروز بر همه روشن است که آمریکا به عنوان قلدر شماره یک نظام تک قطبی حاکم بر جهان با تهدیداتی روبه روست. کره شمالی، ایران، روسیه، چین، شکل گیری اتحادهایی حول محور معاهداتی مثل بریکس و شانگهای و زمینه سازی برای به زمین زدن آقایی دلار در بازارهای جهانی همگی تهدیداتی هستند که آمریکایی ها باید با آن ها مبارزه کنند. اما آن چه که مشخص است و همه هم به آن اذعان دارند، این است که هیچ کدام از این تهدیدات به اندازه چین برای ربودن تاج پادشاهی آمریکا خطرناک نیستند. نکته ای که حتی در آخرین اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا هم به آن ها اشاره شده است. در این اسناد که در مدت کوتاهی پس از شروع دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ از سوی کاخ سفید منتشر شدند؛ به وضوح بر تمرکز دکترین سیاست خارجی دولت ترامپ بر کنترل و رویارویی با قدرت نظامی و اقتصادی چین تصریح شده است. گرچه که ترامپ به اظهارات ضد و نقیض و تغییر مواضعش معروف است اما با بررسی مسیر سیاست خارجی او می توان متوجه شد که عموما اتفاقاتی چند وجهی را رقم زده که همواره یکی از وجوه اساسی آن تضعیف جایگاه جهانی و کاهش نفوذ چین بوده است. انجام عملیات تروریستی در ونزوئلا، شروع جنگ با ایران و حمله احتمالی به کوبا ضمن این که هرکدام می توانند آورده های ژئوپلیتیکی و استراتژیکی برای آمریکا داشته باشند اما بدیهی است که همگی موجب تضعیف چین نیز می شوند. همین تصویر است که برخی از تحلیل گران را بر آن داشته تا تهاجم آمریکا به ایران را قسمتی از سریال تضعیف چین ببینند؛ گرچه که مشخص شده برخلاف ونزوئلا، ایران لقمه گنده تر از دهان ترامپ بوده است و طولانی شدن جنگ ایران تداوم دنبال کردن عملیات تضعیف چین را با مشکل مواجه کرده است.
محاصره دریایی ایران یا چین؟آخرین پرده از دست و پا زدن های ترامپ برای بهره برداری حداکثری از جنگ با ایران تصمیم او برای محاصره دریایی ایران پس از ناتوانی از کنترل تنگه هرمز است. تصمیمی که بدیهی است اثری بر عزم و ایستادگی ایران که پس از 47 سال تحریم، ترور و حتی جنگ تسلیم نشده است؛ نخواهد داشت اما مشخصا می تواند اثر قابل توجهی بر صنایع چین بگذارد مخصوصا که تخمین زده می شود چین حدود 40 درصد نفت مورد نیاز خود را از مبدأ تنگه هرمز تامین می کند و بسته شدن این آبراهه می تواند به شدت صنعت و اقتصاد چین را تحت تاثیر قرار دهد. در نظر داشته باشید که چین بزرگترین واردکننده نفت در جهان است و در شرایط عادی روزانه 11 میلیون بشکه نفت وارد می کند. با توجه به این که نه بازار جایگزینی برای تامین این حجم از نفت وجود دارد و از سویی قیمت ها نیز به شدت افزایشی است اثراتی مثل رکود و کاهش تولید می تواند گریبانگیر دومین اقتصاد جهانی شود. همین نکات بود که وزیر دفاع و سخنگوی وزارت امور خارجه چین را برآن داشت تا به صورت مستقیم هم نسبت به این مسئله واکنش نشان دهند و نسبت به دخالت در امور تجاری ایران و چین هشدار دهند.
بازتعریف رابطه آمریکا و چین از سوی ترامپاگر به خاطر داشته باشید ترامپ در بدو ورود به کاخ سفید اقدام به وضع تعرفه های سنگین بر قراردادهای تجاری با کشورهای مختلف کرد. چین هم از این قاعده مستثنا نبود هرچند که پاسخ متقابل چینی ها باعث عقب نشینی ترامپ شد. امروز آمریکا گرچه همچنان قدرتمندترین کشور جهان است اما مخصوصا برای رویارویی با چین نیاز به برگ های جدیدی برای بازی کردن دارد. سرنوشت جنگ تعرفه ای اخیر او با چینی ها و بدیهی بودن عدم کارکرد هرگونه رویکرد نظامی برای کنترل چین، ترامپ را برآن داشته تا به شدت برای کنترل تنگه هرمز تلاش کند. نقل معروفی از دیک چنی معاون اول بوش پسر و معمار حمله آمریکا به عراق وجود دارد که می گوید: هرکه ایران را کنترل کند، می تواند جهان را کنترل کند و احتمالا این همان مسیری است که ترامپ را آن طور که تاکر کارلسون مجری و تحلیل گر معروف آمریکایی اخیرا گفت، به انجام احمقانه ترین تصمیم زندگی اش یعنی حمله به ایران وادار کرده است. مخصوصا که ترامپ یک ماه دیگر در چین با شی جین پینگ دیدار خواهد کرد و به دنبال این است تا با برگ هایی جدید و برای بازتعریف رابطه اخیرا مغلوب شده کشورش با چین به پکن برود.
رویارویی مستقیم چین و آمریکا چه زمانی؟بدیهی است که در حالت عادی چینی ها هیچ نیازی به تشدید با آمریکایی ها احساس نمی کردند. از یاد نبرید که چین حتی جلوتر از آمریکا از نظم تک قطبی حاکم بر جهان سود برده و در حالی که آمریکایی ها پس از پیروزی در یک جنگ جهانی و مدت ها مبارزه با شوروی به جایگاه امروز خود رسیدند چینی ها تنها با سود بردن از همین نظم جهانی به یک ابرقدرت تبدیل شدند و طبیعی است که چینی ها تا به امروز هیچ میلی برای به هم زدن آن نداشته اند. اما بدیهی است که آمریکا در حال تغییر شیوه تعامل خود با جهان است و در این راه ابایی از تغییر نظام بین الملل هم ندارد. این همان نقطه خطری است که مدتی است چینی ها را وارد فاز رویارویی با آمریکا کرده است. در واقع چینی ها نیاز به ورود به رویارویی با آمریکا ندارند و پیش از اتفاقات اخیر هم به رغم تداوم بازی با نظم تک قطبی در موارد بسیاری مثل موضوع جنگ روسیه و اوکراین، کمک به دور زدن تحریم ها علیه ایران و وتوی قطعنامه های اخیر شورای امنیت علیه ایران؛ در مقابله مستقیم با آمریکایی ها قرار گرفته اند. خوب است بدانید که فلسفه سیاسی چینی ها برگرفته از تعبیرات کنفسیوس است، او می گوید:« تا زمانی که متوقف نمی شوی؛ مهم نیست چقدر آرام پیش می روی.» این دقیقا همان مدلی است که چینی ها در حال تعامل با آمریکا هستند؛ ترامپ هر چقدر که می خواهد می تواند مانند توئیت دیروزش خطاب به شی نمایش راه بیندازد و رفتارهایش را به پای بقیه فاکتور کند اما قطعا چین اجازه نخواهد داد که شریان های نفتی اش به همین راحتی قطع شود و همین الان لیستی از راه ها برای تداوم همکاری ایران و چین در بحث تامین انرژی و تجارت با محوریت دور زدن مدل جدید تحریمی ترامپ در حال اجرایی شدن است.