بیش از ۴۵ روز از دفاع قاطعانه ایران در برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان میگذرد و در این مدت، پویش «جانفدا» شاهد پیوستن بیش از ۲۴ میلیون نفر از هموطنان بوده است. این حضور گسترده، نشاندهنده اتحاد و همدلی مثالزدنی مردم در شرایط حساس کنونی است.در کنار این حرکت مردمی، هنرمندان نیز با خلق آثار خود، به ویژه در عرصه موسیقی، تلاش کردهاند تا روحیهای مضاعف به جامعه ببخشند. قطعه «شوکت جاودان» با شعری از مهدی قدکی و همچنین قطعه «دنا» با ترانهای از افشین مقدم و آهنگسازی بابک زرین، با صدای گرم مصطفی راغب، از جمله آثاری هستند که در همین زمینه منتشر شدهاند.مصطفی راغب، همواره در پویشهای مردمی فراوانی در کنار مردم بوده، از پویش آزادی زندانیان جرایم غیرعمد و فعالیتهای خیرخواهانه بگیرید تا اجرای آثاری شنیدنی آن هم در بزنگاههای سخت. این خواننده جوان کشورمان به تازگی نیز در پویش «جانفدا» ثبتنام کرده است. در ادامه گپ و گفت ما را با مصطفی راغب درباره آثار جدید او و همچنین ماجرای عضو شدنش در پویش جانفدا میخوانید.
جناب راغب، لطفاً مختصری درباره قطعه «شوکت جاودان» که با صدای شما منتشرشده، برایمان توضیح دهید.در قطعه شوکت جاودان بیشتر سعی کردیم آرزوی هر ایرانی برای وطنش در این ابیات گنجانده شود و آن را در قالب آواز دشتی بخوانیم؛ آوازی که روایت غم ایرانیها و ایران در طول تاریخ بوده است. این اثر در دو ریتم مختلف ساختهشده تا شور و شعف ایرانی بودن را در دل مردم زنده کنیم. این قطعه با شعری از دوست و همشهریام مهدی قدکی است. طبیعتاً در روزهایی که خبرهای مختلفی از بمباران نقاط مختلف کشور عزیزتر از جانمان به گوش میرسید، هرکدام از ما دوست داشتیم کاری برای این سرزمین انجام دهیم. چند اثری که از ابتدای این جنگ تولید کردهام، کمترین کاری است که از دستمان برمیآید. حضور در خیابان، دوشادوش مردم از دیگر نکات مهم این روزهاست که هنرمندان ما نباید فراموش کنند. البته در طول هفته های گذشته اثری دیگر با نام « دنا» با شعر زیبایی از افشین مقدم را خواندم و به شهدای ناو دنا تقدیم کردم.
باخبر شدیم که این شبها برای دفاع از وطن در شهر یزد در کنار مردم به خیابان میآیید. اولین عاملی که شما را برای این حضور بهمنظور دفاع از میهن قانع کرد، چه بود؟یکی از شبهای بسیار سرد وسوزان که در شهرم یزد با خودروی شخصی در خیابان تردد میکردم، تعدادی از همشهریهایم را دیدم، آنهم درحالیکه از شدت سرما دور خودشان پتو پیچیده بودند؛ در این جمع، زن بود، مرد و پیر و جوان و کودک و نوزاد هم بود. آنها برای کشورشان به خیابان آمده بودند برای دفاع از همه ما که در این مملکت زندگی میکنیم. روزهای اول در خیابانها میگشتم و از داخل خودرو نظارهگر مردم بودم اما بهمرور که این حجم ازخودگذشتگی مردم را آن هم در سردترین شب های سال، دیدم ، شب های بعد پرچم ایران را در دست گرفتم و در کنار مردم حاضر شدم تا هم به حاضران انرژی بدهم و هم کمی با حضورم خستگی را از تن آنها در کنم. این روزها حضور با پرچم ایران درخیابان کمترین کار است که از دستمان بر می آید.
شنیدهایم در پویش «جانفدا» ثبتنام کردهاید. از ماجرای ثبت نام در این پویش هم برایمان بگویید.وطن برای من مانند مادر است. در طول این روزها همیشه دوست داشتم کاری بهجز موسیقی انجام دهم؛ وقتی باخبر شدم پویش «جانفدا» برای دفاع از وطن راهاندازی شده و مردم بهعنوان داوطلب میتوانند در آن ثبتنام کنند، من هم باافتخار در این پویش ثبتنام کردم.
اگر فراخوان حضور در میدان جنگ صادر شود، موسیقی را رها می کنید و به جنگ علیه دشمن می روید؟ البته من ثانیه به ثانیه این روزها همواره امیدوارم سایه جنگ زودتر از سر کشورمان دور شود و کار به شدید شدن این جنگ نکشد؛ اما اگر کشید باافتخار لباس رزم میپوشم و جانفدای این کشور خواهم بود.