printlogo


مذاکره‌ای که بود؛ مذاکره‌ای که هست
مهدی خانعلی‌زاده 


‌اسلام‌آباد؛ شهری که تا هفته‌ پیش یک مقصد غیرمعمول برای گفت وگوهای سیاسی و بین‌المللی به نظر می‌رسید اما در عرض چند روز تبدیل به محل برگزاری یکی از مهم ترین ‌رویدادهای تاریخ جهان در قرن بیست و یکم شد: مذاکرات ایران و ایالات متحده بعد از 39 روز جنگ و ناکامی واشنگتن در تسلیم تهران؛ رویدادی که به دلیل فشارهای آمریکا به پاکستان برای تحقق آتش‌بس و خروج موقت آمریکا از فشار ناکامی‌های جنگ، نهایتا در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان برگزار شد.
تیم ایرانی به سرپرستی محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی و تیم آمریکایی به سرپرستی جی دی ونس به عنوان رئیس مجلس سنا عازم اسلام‌آباد شدند. آن چه در پیش از برگزاری مذاکرات مشخص بود، تفاوت راهبردی انگیزه‌های طرفین برای حضور در این گفت وگوها بود: تیم ایرانی به دنبال نقد کردن دستاوردهای میدانی خود و تیم آمریکایی به دنبال کسب امتیازهایی که در جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد. این دستورکارهای کاملا متفاوت و حتی متضاد، اندیشمندان روابط بین‌الملل را به این نتیجه رسانده بود که حداقل دور اول این گفت وگوها نمی‌تواند منجر به توافق نهایی شود؛ به طور ویژه آن که دونالد ترامپ تایید کرده بود که مبنای مذاکرات، شروط ده‌گانه‌ تهران است؛ شروطی که تحقق آن ها، مصداق پیروزی ایران در جنگ و پذیرش شکست از سوی آمریکا بود.
از آن جایی که درخواست آتش‌بس از سوی طرف آمریکایی صورت گرفته بود، ایران پیش‌شرط‌هایی را برای حضور در گفت وگوهای اسلام‌آباد مطرح کرده بود که آمریکا در یک متن مکتوب به واسطه‌ طرف پاکستانی، موافقت خود با آن ها را اعلام کرده بود. «برقراری آتش‌بس در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان» و «آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدود شده‌ ایران از سوی آمریکا»، دو موردی بودند که از سوی رئیس تیم مذاکره‌کننده‌ ایران نیز مورد تاکید قرار گرفتند. همین تاکید بر تحقق شروط بود که باعث شد هیئت ایرانی به مدت حدود شش ساعت، پرواز خود به سمت پاکستان را به تاخیر بیندازد تا بعد از اطمینان از اجرایی شدن آن ها، راهی اسلام‌آباد شود. با این حال، اعضای هیئت کارشناسی تیم ایران، نگاه‌های متفاوتی به این مسئله داشتند: برخی بر لزوم اجرایی شدن قطعی شروط پافشاری می‌کردند، برخی به اجرای مدلی از آتش‌بس در لبنان که درگیری را محدود به جنوب می‌کرد، اشاره داشتند و برخی دیگر هم نکات متفاوتی را مطرح می‌کردند. نهایتا جمع‌بندی تیم ایران این گونه صورت گرفت که ضمن تاکید بر قطعی بودن شرط ایران برای آتش‌بس در لبنان و همچنین اجرایی شدن بخشی از این آتش‌بس در بیروت، مذاکرات با طرف آمریکایی برگزار شود.
هیئت 300 نفره‌ آمریکایی که بیشتر اعضای آن را نیروهای امنیتی تشکیل می‌دانند، صبح روز شنبه به اسلام‌آباد رسید و معاون رئیس‌جمهور آمریکا به صراحت اعلام کرد که این سفر «یک روزه» خواهد بود؛ موضوعی که از همان ابتدا و از سوی کارشناسان به عنوان «عدم آمادگی طرف آمریکایی برای رسیدن به توافق» ارزیابی شد. در پایان مذاکرات و در حالی که گمانه‌زنی‌ها مبتنی بر ادامه‌ گفت وگوها در روز یک شنبه بود، نشست خبری ناگهانی جی‌دی ونس و اعلام ناموفق بودن مذاکرات، رسانه‌های بین‌المللی را به همان نتیجه‌ ابتدایی رساند: تیم آمریکایی اساسا برای ارزیابی شرایط و نه انجام توافق، به پاکستان آمده بود.
آنچه را که از شنیده‌ها و نمایش میدانی درباره‌ روند مذاکرات برداشت می‌شود، می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
چارچوب مذاکرات مبتنی بر شروط 10 گانه‌ ایرانی بوده است و اساسا طرح 15 بندی آمریکا که شامل مواردی مانند گفت وگو درباره‌ مسائلی نظیر توان موشکی ایران و دستاوردهای شبکه مقاومت بوده، هیچ جایگاهی در مذاکرات نداشته است.
ایران بر تحقق پیش‌شرط‌های خود تاکید داشته و ایالات متحده هم آن ها را پذیرفته اما نهایتا و بر طبق معمول، بدعهدی‌هایی در این زمینه رخ داده که با تاکید ایران، بخش‌هایی از آن و با ملاحظاتی اجرایی شده‌اند؛ نظیر محدود شدن خط آتش اسرائیل در لبنان به جنوب این کشور. البته بخش‌هایی نیز اجرایی نشدند که با عدم اجرای بازگشایی تنگه‌ هرمز از سوی ایران پاسخ داده شد.
طرفین بر سر کلیات شروط 10گانه ایران به تفاهمات عمومی رسیدند و برخی اختلافات به صورت جزئی در حد سازوکارهای اجرایی باقی ماندند اما سه موضوع، اختلافات بنیادین طرفین را نمایان کرد: رژیم امنیتی جدید تنگه هرمز، مسئله هسته‌ای و زمان‌بندی اجرای تعهدات. طرف آمریکایی که از تمام ظرفیت‌های میدانی خود – بمباران سنگین خط ساحلی در بندرعباس، ترور مقامات ارشد نظامی ایران، اجرای عملیات زمینی در اصفهان و ...– برای بازگشایی تنگه‌ هرمز استفاده کرده بود و نهایتا در این زمینه ناکام ماند، به دنبال کسب این امتیاز در میز مذاکرات بود که با واکنش جدی تیم ایرانی روبه رو شد. ایران معتقد بود که وضعیت کنونی تنگه هرمز حاصل تجاوز غیرقانونی واشنگتن است و برای جلوگیری از اقدام مجدد علیه تهران و همچنین کسب درآمد از آن برای جبران خسارات وارد شده، شرایط مدیریت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت. در زمینه‌ برنامه‌ هسته‌ای ایران نیز طرف آمریکایی همچنان موارد مدنظر خود در مذاکرات ژنو را مطرح کرد که اساسا از سوی تیم ایرانی مورد بررسی قرار نگرفت؛ چراکه در دستورکار مدنظر ایران، گفت وگو درباره‌ حقوق هسته‌ای ایران منع شده بود. از سوی دیگر و با توجه به بدعهدی سابقه‌دار طرف مقابل، تهران بر لزوم در اختیار داشتن ابزارهایی برای کسب اطمینان از اجرای تعهدات واشنگتن تاکید کرد که با مخالفت طرف آمریکایی روبه رو شد.
تیم مذاکره‌کننده‌ آمریکا دارای اختیار تصمیم‌گیری نبود و برهمین اساس در طول مذاکرات، چندین بار اقدام به برقراری تماس با کاخ سفید کرد تا میزان پیشرفت یا تغییر در فرایند مذاکرات را به اطلاع رئیس‌جمهور این کشور برساند و برای ادامه‌ روند، کسب اجازه کند.
در میانه‌ برگزاری گفت وگوها، مدلی از اقدام نظامی میدانی از سوی طرف آمریکایی به منظور اعمال فشار به تیم مذاکرات ایران صورت گرفت. دو ناو آمریکایی قصد عبور از تنگه‌ هرمز را داشتند تا با اعلام این خبر، ابزار چانه‌زنی تیم ایرانی در اسلام‌آباد خدشه‌دار شود که با همراهی 100 درصدی دیپلماسی و میدان، این طراحی آمریکایی شکست خورد و با شلیک یک پهپاد ایرانی به سمت ناوهای آمریکایی، آن ها مجبور به بازگشت شدند.
ترکیب سه‌گانه‌ تیم مذاکره‌کننده‌ ایرانی – دکتر محمدباقر قالیباف، دکتر علی باقری‌کنی و دکتر سیدعباس عراقچی – در عین وحدت بر سر مسائل ملی، نمایندگی طیف‌های مختلف کارشناسی در سطح عالی کشور هستند و بحث‌های فنی درباره‌ مدل مذاکراتی و نحوه‌ برخورد با درخواست‌های طرف آمریکایی، در جریان بوده است.
درمجموع می‌توان گفت که با توجه به نیت طرف آمریکایی برای ارزیابی وضعیت و رصد میزان تاثیرگذاری جنگ بر طرف ایرانی، اساسا قرار نبود مذاکرات اسلام‌آباد در گام نخست به نتیجه برسد و سخنان معاون رئیس‌جمهور آمریکا با پایان باز هم این گزاره را تایید کرد که آمریکایی‌ها مجدد خواهان ادامه‌ فرایند گفت وگوها – همزمان با اعمال فشار و تلاش برای تاثیرگذاری خارجی بر فرایند مذاکرات - خواهند بود؛ موضوعی که با اعلام نمادین «محاصره‌ دریایی ایران» از سوی دونالد ترامپ، رنگ واقعیت گرفت. در چنین شرایطی، واکنش جدی ایران به این مسئله و تاکید بر «ناقض آتش‌بس بودن این اقدام»، برگ افزایش فشار بر مذاکرات احتمالی بعدی را از دست کاخ سفید خارج کرد.
اگرچه هنوز خبر موثقی درباره‌ برگزاری دور جدید مذاکرات وجود ندارد اما لازم است تا نسبت به یک مسئله، توجه ویژه وجود داشته باشد. امتیازهایی که ایران در مذاکرات ژنو – دقیقا دو روز قبل از آغاز جنگ علیه ایران و ترور رهبر انقلاب – به طرف آمریکایی ارائه شد، یک بسته‌ جامع سیاسی – اقتصادی – هسته‌ای برای جلوگیری از وقوع جنگ بود؛ امتیازاتی که بعد از عدم پذیرش از سوی تیم آمریکایی و آغاز تهاجم ایالات متحده به ایران و ناکامی در تحقق اهداف واشنگتن، دیگر نباید در دستورکار تیم ایرانی قرار داشته باشد. در واقع، مذاکرات اسلام‌آباد نمی‌تواند و نباید ادامه‌ مذاکرات ژنو باشد؛ چراکه اساسا آن دستورکار برای جلوگیری از جنگ دیگر معنایی ندارد و با پیروزی ایران در 39 روز دفاع از امنیت ملی خود، حالا گزینه‌های جدیدی برای تثبیت این دستاورد میدانی در میز مذاکره وجود دارد. توجه به این مسئله – که در دور اول مذاکرات پاکستان کاملا رعایت شد و به طور جدی از سوی تیم ایرانی مطالبه شد که صرفا در قالب شروط 10گانه‌ تهران حاضر به گفت وگو هست – باید در اولویت طراحی مذاکرات احتمالی بعدی باشد.