printlogo


همزمان با روز دختر، راوی میدان داری پرشور دختران مشهدی در تجمع های این روزها شدیم
بعثت معصومه ها
مریم رستگار

​​​​​​​

روز دختر، امسال بهانه‌ای است برای گفتن و نوشتن از نسلی که با زبان و شیوه خاص خود، سهمش را در سرنوشت این سرزمین ایفا می‌کند. این روزها و شب ها، تجمعات پرشور خیابانی مشهد، جایی است که دختران ایران، با هر ظاهر و هر عقیده، دوشادوش سایر هموطنان خود ایستاده‌اند. نه برای دیده شدن، بلکه برای آن که میدان خیابان‌ خالی نماند؛ برای آن که پیوندی میان پشت جبهه و خط مقدم برقرار بماند. حضوری که تنها فیزیکی نیست، بلکه معنایی عمیق از همراهی، ایستادگی و باور را در خود دارد. از همان دختربچه‌ای که با زبان کودکانه‌اش، با شوقی بی‌مرز، از فرماندهان نظامی می‌خواست با موشک صورتی، تل‌آویو را نشانه بگیرند تا دختران نوجوانی که اسلحه به دست برای دشمن رجز می خوانند. همزمان با روزی که به نام دختر مزین شده و با میلاد حضرت معصومه (س) گره خورده است، شاخه‌های گل سرخ در دست، میان دخترانی قدم زدیم که هرکدام‌شان، قصه‌ای از ایستادن بودند و این روزها میدان دار اصلی خیابان ها.
به نمایندگی از دختران میناب
یکی از دختران، با لباس نظامی و کلاهی که پرچم ایران بر آن نقش بسته بود، با صدایی استوار گفت: ما به نمایندگی از دختران میناب که قرار بود روز دختر از مدیر مدرسه خود کادو بگیرند اما نتوانستند این روز را ببینند، این جا در خیابان می‌مانیم. تنها اثری که از دشمن باقی مانده است همان پرچم هایی است که ما هر شب و هرروز از روی آن ها رد می شویم.
گُردآفریدهای ایران 
کمی آن طرف تر دختری با قابی از پرچم ایران می‌گوید: ما به عنوان یک دختر ایرانی هیچ وقت خسته نمی‌شویم و تا ابد پای ایران می‌مانیم. من روز دختر را به دختران مدرسه میناب که معصومانه به شهادت رسیدند، تبریک می گویم. دختر دیگری که پرچم ایران را از خودش جدا نمی‌کرد، گفت: ما دختران ایران، چونان گردآفرید برای کشورمان مبارزه می‌کنیم، ما این جا ریشه در خاک داریم و همیشه برای ایران مان می‌جنگیم. این اسطوره‌ شاهنامه امروز در قامت دختران این سرزمین دوباره جان گرفته است.
مانند پدر برای میهن جان می دهم
در میان جمع، دو دختر ۹ ساله نیز بودند؛ ساده، صادق و بی‌واسطه. گفتند: «ما به ایرانی بودن‌مان افتخار می‌کنیم.» جمله‌ای که شاید کوتاه بود، اما از عمق هویتی می‌آمد که از همین سنین شکل می‌گیرد. آن‌سوتر، دختری که خود را فرزند یکی از شهدای جنگ اخیر معرفی می‌کرد، با آرامشی عجیب گفت: اول این که خیلی ناراحتم که امسال در روز دختر ، پدر شهیدم حضور ندارد اما من از طرف دختران میناب به جهان می‌گویم که اسم ما به عنوان نابودکننده رژیم 
کودک کش اسرائیل در تاریخ ثبت می‌شود، ما دختران شهدا، مانند پدران مان، جان‌مان را برای میهن فدا می‌کنیم.دختر دیگری، پرچم ایران به دست گفت : این پرچمی که در دست من است به نمایندگی از دخترانی است که جنگ نگذاشت به سن من و به آرزوهایشان برسند و باعث تمام این اتفاقات، دشمن اسرائیلی و آمریکایی است.
حضور و معنای واقعی روز دختر
این شب ها، خیابان های شهر به صحنه‌ای تبدیل شده است که در آن، نسل‌های مختلف دختران ایران، روایت مشترکی را زندگی می‌کنند. روایتی از ایستادن، از انتخاب کردن و از پیوندی که میان ایمان، هویت و سرزمین برقرار است  و شاید معنای واقعی روز دختر، همین‌جا شکل می‌گیرد؛ نه فقط در تبریک‌ها و نمادها، بلکه در این حضور زنده، در این انتخاب آگاهانه و در این امتداد تاریخی که از حضرت معصومه (س) آغاز می‌شود و در چهره‌های امروز ادامه پیدا می‌کند.