کلیدواژه «پشت خیمه معاویه» به ابزاری برای اثرگذاری هیجانی و غیر واقعی بر فرایند تصمیمسازی تبدیل شده است
توهم پشتخیمه
یوسفی
در میانه یک جنگ ترکیبی با آمریکا که لایههای آن از میدان تا ادراک عمومی امتداد دارد، برخی همچنان ترجیح میدهند واقعیت را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که دوست دارند، روایت کنند. مسعود براتی از فعالان
رسانه ای جریان عدالتخواه در توئیتی نوشت:
« الان ایران «پشت خیمه معاویه» است و برخی سیاسیون با سیاسیبازی درکش نمیکنند چون باورشان نمیشود.» این توئیت بیش از آنکه نشانهای از اعتمادبهنفس باشد، نمادی از فاصله عمیق با فهم واقعی صحنه جنگ است؛ نوعی سادهسازی خطرناک که پیچیدگیهای میدان را به یک تصویر تاریخی بدون هیچ گونه توضیحی تقلیل میدهد.مسئله فقط یک خطای تحلیلی نیست، بلکه نوعی گسست از واقعیت است. جنگ، عرصه گزارهها و استعارههای هیجانی نیست، میدان محاسبه، هزینه و توازن قواست. آنکه از «یک ضربه تا نابودی» سخن میگوید، یا میدان را ندیده یا روایت روایتگران واقعی میدان را نشنیده است. تناقض آنجا آشکارتر میشود که همزمان، فواد ایزدی چهرهای نزدیک به همین طیف، از تحقق اهداف کوتاهمدت آمریکا با کمترین هزینه سخن میگوید، و این جریان در برابر این ادعای غلط ایزدی سکوت کردند.در مقابل، وقتی یک فرمانده میدانی با تجربه که عملا مدیریت این ۴۰ روز جنگ را برعهده داشته، تصویری واقعبینانه از نسبت قدرتها و منطق جنگ نامتقارن ارائه میدهد، ناگهان برچسب سیاسیبازی را علیه وی فعال میکنند. گویی واقعیت، تا زمانی قابل پذیرش است که در چارچوب توهم پیروزی مطلق بگنجد.
مسئله اصلی این جاست، جنگ را نمیتوان با واژهها اداره کرد. آنان که سهمشان از میدان، صرفاً تولید ادبیات هیجانی و غیرواقعی است، نباید جای تحلیلگران و فرماندهان بنشینند و تعیین تکلیف کنند. این تصویرسازیهای موهوم، نهتنها کمکی به فهم عمومی نمیکند، بلکه با تحریک احساسات پاک مردم، سرمایه اجتماعی را در معرض فرسایش قرار میدهد، و این حق الناس بزرگی را برعهده مدعیان این روایت غیرواقعی باقی میگذارد.
در نهایت، آنچه در پس این روایتسازیها دیده میشود، تلاشی آگاهانه برای تحریف واقعیت جنگ و تحریک احساسات عمومی بهمنظور اعمال فشار بر تصمیمگیران کشور است؛ رویکردی که از منظر راهبردی خطاست، چراکه در شرایط جنگی، هرگونه تصمیمسازی باید بر پایه دادههای دقیق میدانی و محاسبه عقلانی هزینه–فایده صورت گیرد، نه بر موج هیجان و تصویرسازیهای غیرواقعی که میتواند محاسبات کلان را دچار خطا و منافع ملی را با مخاطره جدی مواجه کند.