
وقتی شاقول و ترازی برای عیارسنجی در بازار وجود ندارد همین میشود که هست و این یعنی سلطه سوداگران بر معاملات بازاری. اینکه در بازار بر زبانها بیفتد که قیمت برخی محصولات و مواد اولیه 10 برابر خواهد شد، مسئولیتش با چه کسی است؟ حتی اگر برخی ملاحظات را بپذیریم آیا درباره تخممرغ هم همین است؟قیمت تخممرغ ظرف یک هفته دوبرابر شد؛ از 125 هزار تومان به 250 هزار تومان در بازار مشهد رسید و اولین واکنش دولت به این افزایش چه بود؟ ممنوعیت صادرات تخممرغ.
تا دیماه سال گذشته تخممرغ در بازار مشهد کمتر از 100 هزار تومان بود ولی با تغییرات یارانههای ارزی و حذف ارز دولتی 28500 تومانی واردات خوراک و نهاده دامی قیمت تخممرغ رشد دوبرابری پیدا کرد و به 200 هزار تومان رسید. رفته رفته بازار تنظیم شد و قیمت این محصول بین 180 تا 190 هزار تومان تثبیت شد. هم مرغداران رضایت نسبی داشتند و هم بازار در آرامش به سر میبرد و مرغداران مازاد تولید خود را که بازار متقاضی آن نبود، صادر میکردند.
با شروع جنگ تحمیلی سوم و لزوم تأمین کالای اساسی و لجستیکی کشور در شرایط جنگی جلوی صادرات کالاهای اساسی گرفته شد که تخممرغ جزئی از این ممنوعیتها بود. یکباره قیمت تخممرغ ریزش پیدا کرد و به کیلویی 125 هزار تومان رسید. ممنوعیتی که بنا بر ادعای مدیران اتحادیه مرغداران مرغ تخمگذار استان ضرر 70 هزارتومانی بابت هر یک کیلو به مرغداران وارد کرد. با تشدید وضعیت و گلایه شدید مرغداران، دولت صادرات تخممرغ را آزاد کرد. اما این تمام ماجرا نبود؛ کاهش شدید قیمت باعث کاهش رغبت مرغداران به جوجه ریزی شد و حتی کار به کشتار مرغ مولد هم رسید که در گزارشهای پیشین به آن پرداختهایم.
همین دو عامل، یعنی آزادسازی صادرات و کشتار مرغ تخمگذار که منجر به کاهش گله شد، کافی بود که یکباره قیمت تخممرغ طی هفته گذشته از 125 هزار تومان به 250 هزارتومان برسد. البته این موج رشد قیمت از ابتدای هفته گذشته شروعشده بود و پیشبینی میشد تا حداقل 200 هزار تومان برسد اما قیمت ها فراتر رفت و به قیمت 250 تا 260 هزار تومان رسید. یزدی مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی مرغ تخمگذار خراسان رضوی در گفت وگو با رسانهها مدعی شد که قیمت تمامشده هر کیلو تخممرغ درب مرغداریها باید 252 هزار تومان و قیمت مصرفکننده 310 هزار تومان باشد. اولین تصمیم دولت در واکنش به این وضعیت ممنوعیت صادرات بود که روز گذشته معاونت بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی طی اعلامیهای آن را اعلام کرد.
تمام این فرایندها تنها یک سؤال را در ذهن ایجاد می کند؛ چرا هیچ شاقولی برای تعیین نرخ و نظارت درست بر فرایندها مثلاً تولید و فروش مرغ وجود ندارد؟ جایگاه جهاد کشاورزی در این فرایندها چیست و چرا باید سیاستهای صفر و صدی همواره اجرا شوند یعنی یا ممنوعیت صادرات و یا آزادسازی صادرات و هیچ حد وسطی بهعنوان تنظیم بازار دقیق وجود ندارد.