printlogo


اسلحه زمان علیه آمریکا واقتصادجهان
امینی

در اقتصاد جهانی، گاهی یک گلوگاه باریک می‌تواند سرنوشت بازارهای چندتریلیون دلاری راتعیین کند.تنگه هرمزدقیقاً چنین نقطه‌ای است. روزانه نزدیک به یک‌پنجم نفت مصرفی جهان از این مسیر عبورمی‌کند وهرگونه اختلال درآن بلافاصله بازار انرژی، حمل‌ونقل وحتی امنیت غذایی را تحت تأثیرقرارمی‌دهد.اکنون با ادامه تنش‌ها در منطقه و اختلال در جریان انتقال انرژی، اقتصاد جهانی با موج تازه‌ای ازنگرانی روبه‌روشده است.ازهشدارتحلیلگران درباره کاهش ذخایرنفت گرفته تا گزارش صندوق بین‌المللی پول درباره خطر رکودجهانی،نشانه‌ها حاکی ازآن است که بحران انرژی ممکن است زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی درسراسرجهان ایجادکند.

​​​​​​​
هشدار بازارانرژی؛خطر ازدست رفتن میلیاردها بشکه نفت

نخستین اثر بحران در بازار جهانی نفت دیده می‌شود. تحلیلگران انرژی درگفت‌وگو با بلومبرگ هشدار داده‌اند که اگر اختلال درصادرات نفت منطقه ادامه یابد، بازار جهانی ممکن است با کاهش قابل توجه ذخایرروبه‌رو شود.
برخی برآوردها نشان می‌دهددرصورت تداوم بحران، ممکن است بین یک تا ۱.۵ میلیارد بشکه ازعرضه جهانی نفت عملاً ازدسترس بازارخارج شود. چنین رقمی می‌تواند تعادل شکننده بازار انرژی را برهم بزندوفشارشدیدی بر قیمت‌ها واردکند. این نگرانی ازآن جا جدی‌تر می‌شودکه ظرفیت مازاد تولید در جهان محدود است وبسیاری ازکشورها توان افزایش سریع تولید را ندارند.درنتیجه هرگونه اختلال طولانی‌مدت درصادرات نفت منطقه می‌تواند بازار را به سرعت به سمت کمبود عرضه سوق دهد.
سناریوی کمبود جهانی نفت به روایت آژانس بین المللی انرژی
آژانس بین‌المللی انرژی(IEA)نیزدرارزیابی‌های خودهشدارداده بازارجهانی نفت حاشیه امنیت محدودی دارد. برخی برآوردهای تحلیلی نشان می‌دهد در صورت تشدید اختلال در صادرات منطقه، بازار ممکن است با کمبود۷ تا۱۰میلیون بشکه نفت در روز روبه‌رو شود.
چنین شکافی درعرضه، حتی با افزایش تولید برخی کشورها به سرعت قابل جبران نیست. علاوه براین، بازگرداندن کامل ظرفیت تولیدوصادرات منطقه درصورت آسیب‌دیدگی زیرساخت‌ها ممکن است حداقل2سال زمان ببرد.به همین دلیل بسیاری ازتحلیلگران معتقدند بازار انرژی در برابر شوک‌های جدید بسیار آسیب‌پذیر شده است.
بازارفیزیکی نفت؛ خطر نوسان‌های شدید
مدیرعامل شرکت بزرگ تجارت انرژی گانور (Gunvor) نیزدرگفت‌وگو با فایننشال‌تایمزهشدارداده است که بازارهای مالی هنوزبه طورکامل واقعیت کمبود عرضه دربازارفیزیکی نفت رامنعکس نکرده‌اند.
به گفته او، اگراختلال درعرضه ادامه پیدا کند،بازارممکن است وارد دوره‌ای ازنوسانات شدید و جهش‌های ناگهانی قیمت شود.درچنین شرایطی حتی تغییرات کوچک درعرضه یا تقاضا می‌تواند باعث جهش‌های قابل توجه درقیمت نفت شود.این هشدار درحالی مطرح می‌شود که تجربه بحران‌های انرژی گذشته نشان داده بازار نفت درشرایط کمبود عرضه می‌تواند به سرعت وارد دوره‌ای ازنوسان‌های غیرقابل پیش‌بینی شود.
3سناریوی صندوق بین‌المللی پول
افزایش قیمت نفت تنها به بازارانرژی محدود نمی‌شود.صندوق بین‌المللی پول(IMF)دریکی از سناریوهای اقتصادی خود هشدار داده است که شوک‌های شدید در بازار انرژی می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.
بر اساس ارزیابی این نهاد: 
    درسناریوی پایه، رشد اقتصاد جهانی حدود ۳.۱ درصد پیش‌بینی می‌شود و قیمت نفت در حدود ۸۲ دلار باقی می‌ماند.
    در سناریوی نامطلوب، با افزایش قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار، رشد جهانی ممکن است به ۲.۵ درصد کاهش یابد.
    در سناریوی شدیدتر، اگر قیمت نفت به۱۱۰دلار درسال ۲۰۲۶ و حتی ۱۲۵ دلار در سال ۲۰۲۷ برسد، رشد اقتصاد جهانی به ۲ درصد سقوط  می کند.اقتصاددانان این رقم را برای اقتصاد جهانی مرز ورود به رکود می‌دانند. در این شرایط تورم جهانی ممکن است به بیش از ۶ درصد برسد.
قبض‌های برق در آمریکا بالا می‌رود
پیامدهای شوک انرژی اکنون در زندگی روزمره آمریکایی‌ها نیز دیده می‌شود. داده‌های بازارانرژی نشان می‌دهد متوسط قیمت برق خانگی در ایالات متحده به حدود ۱۷.۳ سنت برای هر کیلووات ساعت رسیده که نسبت به سال‌های گذشته افزایش قابل توجهی داشته است.
در برخی مناطق، این افزایش حتی شدیدتر بوده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد در بخش‌هایی از پنسیلوانیا قیمت برق در قراردادهای جدید تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته و قبض ماهانه برخی خانوارها به طور متوسط حدود ۲۳ دلار بیشتر شده است.
براساس تحلیل منتشرشده در خبرنامه اقتصادی Kobeissi Letter، تنها دربازار برق تحت مدیریت اپراتور شبکه PJM – بزرگ‌ترین بازار برق عمده‌فروشی آمریکا – افزایش قیمت‌ها می‌تواند حدود۲۳ میلیارد دلار هزینه اضافی برای مصرف‌کنندگان ایجاد کند.
هم‌زمان پیش‌بینی می‌شود تقاضای برق آمریکا تا سال ۲۰۲۸ حدود ۲۲۴ گیگاوات افزایش یابد؛ رشدی که به دلیل گسترش مراکز داده، هوش مصنوعی و مصرف صنعتی رخ می‌دهد وفشاربیشتری بر شبکه برق وارد خواهد کرد.
تغییر رفتار مصرف‌کننده آمریکایی
افزایش هزینه انرژی تنها به قبض برق محدود نمی‌شود. قیمت بالاتر سوخت و انرژی به تدریج الگوی مصرف خانوارهای آمریکایی رانیزتغییرداده است.گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهدبسیاری از خانوارها برای کنترل هزینه‌ها سفرهای غیرضروری را کاهش داده و خریدکالاهای غیرضروری را به تعویق انداخته‌اند. ازآن جا که مصرف خانوار حدود دو سوم اقتصاد آمریکا را تشکیل می‌دهد، چنین تغییری می‌تواند بر رشد اقتصادی این کشور اثر بگذارد.مجله اکونومیست نیز درتحلیلی درباره شوک‌های انرژی هشدارداده است که افزایش طولانی‌مدت قیمت نفت می‌تواند اقتصادهای بزرگ را با ترکیبی از رشد پایین و تورم بالا روبه‌رو کند؛ وضعیتی که سیاست‌گذاران پولی برای مدیریت آن گزینه‌های محدودی دارند.
اثر بحران انرژی بر امنیت غذایی
پیامدهای بحران انرژی تنها به نفت و برق محدود نمی‌شود. یکی از بازارهایی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته، بازارکودهای شیمیایی است. بر اساس گزارش مؤسسه TD Economics، اختلال درمسیرهای انرژی خاورمیانه می‌تواند بازارکودهای نیتروژنی را دچارشوک کند. تخمین زده می‌شود۳۰ تا۴۰ درصد تجارت جهانی برخی کودهای نیتروژنی از مسیرهای مرتبط با خلیج فارس عبورمی‌کند. درهفته‌های اخیر قیمت جهانی اوره – یکی از مهم‌ترین کودهای کشاورزی – در برخی بازارها بیش از۵۰ درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت کود به معنای بالا رفتن هزینه تولید محصولات کشاورزی است و می‌تواند در نهایت به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود. تجربه بحران‌های قبلی نشان داده شوک‌های انرژی اغلب با تورم غذایی در بسیاری از کشورها همراه می‌شوند.
زمان ؛عامل تعیین‌کننده
در مجموع باید گفت بحران انرژی کنونی بیش از هر چیز به یک متغیر وابسته است: زمان. اگر اختلال در جریان انرژی کوتاه‌مدت باشد و صادرات نفت منطقه به سرعت به حالت عادی بازگردد، بازارها احتمالاً به تدریج آرام خواهند گرفت. اما اگر این اختلال طولانی شود، پیامدهای آن می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد.
از نفت ۱۰۰ دلاری و کاهش رشد اقتصاد جهانی گرفته تا قبض‌های سنگین برق درآمریکا و افزایش قیمت مواد غذایی، همگی نشانه‌هایی هستند از این که بحران در یک گذرگاه باریک دریایی می‌تواند اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که چگونه یک نقطه کوچک روی نقشه می‌تواند به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در اقتصاد جهانی تبدیل شود؛ جایی که زمان، خود به اسلحه‌ای علیه بازارها و اقتصاد جهانی بدل می‌شود.