انتشاراخباری مثل درخواست نماینده ترامپ برای جایگزینی ایتالیا به جای ایران درجام جهانی، شاید روی کاغذ ازنظرمقرراتی وجاهتی نداشته باشد، اما درعمل به«جرقهای» برای شعلهورشدن یک بحث بزرگترتبدیل شد؛ بحثی درباره اینکه تا چه حد میتوان به سازوکارهای میزبانی، ضمانت اجرای تعهدات و نقش نهاد ناظریعنی فیفا اعتمادکرد؟درکنارآن میتوان توئیت چند وقت قبل ترامپ و همچنین اظهارات دوپهلوی وزیرامورخارجه آمریکا درباره محدودیتهای احتمالی صدورویزا برای برخی همراهان و اعضای تیم ملی را مرورکرد که همگی گویای تصویری نهچندان حرفهای ازمیزبان و نهاد ناظرارائه میکند. 
سهمیهای که درزمین گرفته شدهحضوردرجام جهانی،«امتیازاعطایی»یا«پاداش سیاسی»نیست ؛محصول یک مسیرروشن، رسمی و شفاف دردل رقابتهای انتخابی است. تیم ملی ایران در چارچوب مکانیزمهای انتخابی فیفا سهمیه خود را درزمین بهدست آورده است. ازمنظرحقوق ورزشی، پس ازقطعی شدن صعود یک تیم، حذف یا جایگزینی آن خارج ازسازوکارهای دقیق انضباطی وحقوقی فیفا اساساً موضوعیت ندارد. حتی اگریک تیم بخواهد انصراف بدهد، برای تعیین جانشین، سازوکارزمانی مشخص تعریفشده و سلسلهمراتبی ازتصمیمگیری وجود داردکه نه در اختیارکشورمیزبان است و نه تابع موج رسانهای روز.
علامت سوال بزرگ درباره میزبانیپس ازداغ شدن بحث «جایگزینی»، پای مسئله ویزا هم توسط روبیو وزیرامور خارجه آمریکا وسط آمد؛ با این روایت که «مشکل ازخود ورزشکاران نیست، برخی همراهان ممکن است دچارمحدودیت شوند.» درظاهر،این جمله آرامبخش است؛ اما درعمل، چند لایه ابهام تازه ایجاد میکند: همراهان چه کسانی هستند؟کادرفنی؟ برخی بازیکنان با پیشینه سربازی درسپاه؟و... در استانداردهای حرفهای میزبانی رویدادهای بزرگ اصل بنیادین، تضمین «دسترسی برابر،ایمن و بدون تبعیض» برای تمام تیمهای واجد شرایط است. این اصل فقط به معنای بازبودن درها برای۱۱بازیکن داخل زمین نیست؛ بلکه یعنی تمام اجزایی که برای عملکرد حرفهای یک تیم ضروری است، بتوانند بدون مانع غیرورزشی درکنارتیم حاضرشوند. وقتی درفضای عمومی، احتمال ممانعت ازورود برخی اعضای یک تیم مطرح میشود و هیچ پروتکل شفاف و قابل استناد ازسوی میزبان یا فیفا روی میزقرارنمیگیرد، عدالت رقابتی عملاً درمعرض تهدید قرارمیگیرد.
نقش فیفا؛ نهاد ناظریا عنصری منفعل؟فیفا سالهاست روی شعارهای«استقلال ازدولتها» و«ممانعت ازدخالت بیرونی» تاکید میکند. فدراسیونهای ملی را تهدید به تعلیق میکند اگرسایه دولت روی تصمیماتشان سنگین شود؛اما همین نهاد، وقتی پای تعهدات میزبانی توسط آمریکا وسط است، ناگهان درمنطقه خاکستری قرارمیگیرد و فراموش میکند روزقرعهکشی برخلاف جایگاهش به ترامپ جایزه صلح داده و حالا هم فقط سکوت کرده است. درچنین پروندههایی،انتظارحداقلی ازفیفا روشن است: اعلام عمومی وشفاف پروتکلهای میزبانی درحوزه ویزا و ورود تیمها وهمراهان، تضمین کتبی وعلنی میزبان برای عدم اعمال تبعیض علیه تیمهای صعودکرده وتعیین سازوکارمشخص اعتراض، درصورت نقض این تعهدات. سکوت یا انتشارمواضع کلی و مبهم، فقط یک مشکل ارتباطی نیست؛ ضربهای به جایگاه فیفاست. نهاد ناظری که دربرابرکوچکترین شائبه دخالت دولتها درفدراسیونها واکنش سریع و بعضاً شدید نشان میدهد، اگردر پروندههایی که مستقیماً عدالت رقابتی وکیفیت میزبانی را تهدید میکند، جانب احتیاط و محافظهکاری را بگیرد، عملاً پیام متناقضی به جهان فوتبال میفرستد: سیاست نباید وارد فوتبال شود مگرآنکه پای آمریکا وسط باشد.
اگرایران به جام جهانی نرود؟نه فیفا و نه میزبان نمیتوانند مانع حضورتیم ما باشند واگر ویزای تمام بازیکنان، کادرفنی وتدارکاتی صادرنشود شاید تیم ما برای نرفتن تصمیم بگیرد، آنجاست که با توجه به قرعهکشی و زمانبندی فشرده، جایگزینی یک تیم پس ازنهایی شدن جدولها، درعمل بسیاردشوار و دربسیاری ازموارد، غیرممکن است. نزدیکترین سناریوی واقعبینانه، برگزاری گروه با یک تیم کمترخواهد بود، نه دعوت ازکشوری مثل ایتالیا که درروند انتخابی موفق نبوده، صرفاً چون قهرمان دورههای قبلی است.
درصورت نرفتن محروم میشویم؟اما نکته مهمتراینجاست: اگرمنشاء چالش، ناتوانی میزبان دراجرای کامل و بدون تبعیض تعهدات میزبانی باشد و فیفا هم درمقام ناظر، ابزارهایش را برای اصلاح وضعیت فعال نکند، بحث اعمال محرومیت یا جریمه علیه تیم غایب، از منظراخلاقی و حتی حقوقی با تردید جدی مواجه میشود و فیفا که نتوانسته ازعهده دیکته کردن پروتکلهای میزبانی به آمریکا بربیاید نباید به هرترتیبی خواهان حضورتیم ما باشد و درصورت تحریم جام، تیم ما را محروم کند.