کلیپی ازمیثم مطیعی پخش شده که درآن از برخی افراد که رفتارهای کودکانه دارند و شرایط حساس فعلی که درجنگ هستیم را نادیده گرفته و هنوز در اتمسفر تسویه حساب سیاسی و رفتار انتخاباتی هستند به شدت انتقاد میکند. موضعی صریح که باعث شد برخی از افراد همین جریان به این مداح هجمه وارد کنند. اما مطیعی دقیقاً به چه چیزی انتقاد داشت؟ ماجرا ازاین قراراست که اینروزها برخی از افرادی که انواع تریبونها را دارند از احساسات مخاطب سوءاستفاده کرده وحرفهایی خلاف وحدت میزنند، ابزار پیشبُرد چنین رفتاری هم این است که مدعی هستند اخباری دارند که از منابع خاص رسیده و دیگران به آن دسترسی ندارند؛ اخباری که بیشتر اوقات درست هم نیست و برای همین درحالت خوشبینانه منجر به نتیجهگیری نادرست، بیاعتماد کردن مردم به برخی ازمسئولان و آسیب زدن به وحدت جامعه میشود؛ اما درحالت بدبینانه بهنظر میرسد علت درز چنین اخبارغیردقیقی و بیان آن درتریبونهای عمومی، تسویه حسابهای سیاسی باشد. درمواردی هم به نظر میرسد برخی از تریبون داران سیاسی و مذهبی دوست دارند موضعی هیجانی با لحنی حماسی بگیرند و برای همین فراتر از وظیفه، مسئولیت و جایگاهشان اظهارنظر میکنند؛ اما علت هرچه هست پیامدهایش به نفع جامعه نیست. موضوعی که در این مطلب از ابعاد مختلف مورد بررسی قرارمیدهیم.
کسیکه هنوز دردعواهای انتخاباتی مانده، بزرگ نشده میثم مطیعی دریکی ازتجمعات شبانه درباره این رفتارها علیه وحدت گفت: «یک ادایی هست که ما دسترسی داریم و ما رانت اطلاعاتی داریم و اگر چیزی شنیدیم حتماً باید درمیادین بیاییم و بگوییم، و برای اینکه نشان بدهیم مثلاً ما خیلی خفن هستیم، یکسری اخبار به ما میرسد. حالا شماهایی که اینگونه رفتار میکنید، آنهایی که این خبرها را به شما میدهند چرا این کاررا میکنند؟ خبرها را هم ناقص میدهند و هم اشتباه. من دیشب گفتم و باز هم تکرارمیکنم: بزرگ شوید و از بچگیِ خودتان دست بردارید. الان انتخابات نیست؛ الان جنگ است... هرکسی که الان هنوز دردعواهای انتخاباتی مانده، هنوز بزرگ نشده است. الان وسطِ جنگ هستیم و دشمن هم برنامه جدی برای بههمریختن میادین دارد... ما با صراحت اعلام میکنیم:حرف مردم درهمه میادینِ همه کشور این است که اگر کسی، از هر جهتگیری و ازهرجناح، مخصوصاً به اسم انقلابی، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، ازخود مردم تو دهنی میخورد. ما به فرمان حضرت آقا درمیدان هستیم و به فرمان ایشان هم از میدان میرویم. حالا حالاها درمیادین هستیم».
جسارت ایستادن مقابل جریانی پرهیاهودرفضای برخی از تجمعات که جریانی تندرو اتمسفر احساسی آنرا در کنترل دارند مخالفت پرهزینه است و به طرف مقابل انواع برچسبها زده میشود.درچنین شرایطی، سخن گفتن علیه موج هیجانی و انتقادی که آن جریان خاص نمایندگیاش میکند، نوعی ایستادن در برابرفشارجمعی قدرتمندی است که حتی برای چهرهای شناختهشده و مذهبی مانند میثم مطیعی هم پرهزینه محسوب میشود و اهمیت کار او درهمین نقطه نهفته است؛جسارت نهیب زدن به جریانی که هیچ نقدی نمیپذیرد و هرکسی که کمی با آن مخالفت کند را با برچسبهای مختلف آزار میدهد مسئولیتپذیری جدی میخواست و البته اعتباری که مطیعی نشان داد بدون محاسبات رایج هر دو را دارد.

مطیعی چه چیزی را دقیقاً نقد کرد؟ یکی ازمهمترین نقاط سخنان مطیعی، نقد صریح پدیدهای بود که میتوان آن را «نمایش رانت اخبار و اطلاعات» نامید؛ افرادی که برای تثبیت قدرت نمادین خود، ادعا میکنند به اطلاعات پشتپرده دسترسی دارند و همین را ابزارمشروعیتسازی تحلیل و موضع خود میسازند. مطیعی این رفتار را نهتنها بیفایده، بلکه کودکانه توصیف کرد. این توصیف، بیش از یک برچسب احساسی باشد؛ یک نقد درست به سازوکاری است که درآن، «شنیدهها» به ابزاری برای سوءاستفاده از احساس بخشی از افکارعمومی تبدیل میشود. میثم مطیعی نشان داد کسانی با چنین نمایشی از مطلع بودن میخواهند دیدگاه خود را مشروع نشان دهند بیشتر به دنبال منافع شخصی و جناحی هستند تا انسجام کشور.
وقتی مطیعی میگوید این رفتارها کودکانه است، در حقیقت مخاطب نقدش را به بلوغ سیاسی دعوت میکند؛ بلوغی که از احساسات لحظهای عبورکرده و میفهمد هرادعای پشتپردهای لزوماً حقیقت و خیرجمعی نیست.
بازخوانی جمله مهم میثم این جمله که الان جنگ است نه انتخابات، بخش اصلی هشدارمطیعی است؛ «انتخابات» نماد رقابت، جدل، هویتطلبی جناحی و تلاش برای حذف رقیب است؛ اما «جنگ» نماد تعلیق رقابتها، تمرکز بر اولویت مشترک و ضرورت یکپارچگی است.
مطیعی نمیگوید اختلافها وجود ندارد؛ میگوید زمان بروز دادن چنین اختلافاتی حالا نیست. این جمله برای مخاطبانی که هنوز درفضای رقابتهای انتخاباتی سالهای اخیر زیست میکنند، یک هشدارمهم است: ادامهدادن منازعات جناحی در شرایطی که کشور درمعرض تهدید خارجی قراردارد، غفلت بزرگی از اهمیت لحظه تاریخی است.
آیا مطیعی ازجریان خاصی حمایت کرد؟پس ازسخنان مطیعی موجی ازمخالفت و نقد توسط اقلیتی که پرهیاهو هم هستند به راه افتاد چون تصورکردند او درحال دفاع ازجریان سیاسی خاصی است، اما واقعیت دقیقتراین است که او هرگزخطوط گفتمانی خود را ترک نکرد. تمایز کلیدی درحرکت او همینجاست: نقد رفتارتندروانه، بدون عبورازاصول.
هشدار مطیعی درخصوص حفظ اتحاد بود و خطاب به هرکسی از هرجریانی که خلاف انسجام کشور حرکت میکند. بهخصوص اینکه درشرایط بحرانی مثل جنگ که احساسات بدنه جامعه در اوج است، امکان موجسواری جریانهایی که میتوانند رگخواب این احساسات جمعی را با شورآفرینی پیدا کنند زیاد است؛ برای این جریان هرچه سخنرانی یا مداحی تندتر، مخاطب بیشتر و نقش تعیینکنندهتر خواهد بود. اما وقتی ماجرا خطرناک میشود که این شوردرمسیر مصلحت کشور نباشد و تبدیل به ابزار جریانی برای تخریب طرف مقابل شود. دردل سخنان مطیعی چالش کشیدن جدی این تندروی و میل به دیده شدن بود. پس عجیب نیست این نوع نقد، برای گروهی که بخش اعظم مشروعیت خود را ازتحریک و سوءاستفاده ازاحساسات جمعی میگیرند، تهدیدکننده باشد و مطیعی را تخریب کنند.
چرا هشدارمطیعی«بهموقع» بود؟ارزش واقعی سخنان مطیعی درزمانبندی آن است. جامعه درلحظات بحرانی بهشدت مستعد دوقطبیسازی است؛ یک جرقه، یک تعبیر اشتباه یا یک سخن تند میتواند شکافهایی را فعال و انرژی جامعه را ازمسیر اصلی منحرف کند. هشدارمطیعی درزمانی آمد که فضای برخی ازتریبونها بهسمت هیجانیترشدن پیش میرفت و برخی صداها تلاش میکردند دوگانهای دربین برخی مسئولان درعرصه دیپلماسی و میدان ایجاد کنند. اما مطیعی سکوت نکرد و پیش از آنکه دوقطبیها نهادینه شوند نقدش را مطرح کرد. هشدار او درست درلحظهای بیان شد که هنوزامکان اصلاح مسیر وجود داشت؛ پیش ازآنکه اختلافها به شکافهای پایدار بدل شوند.
همین پیشدستی، سخنانش را از یک واکنش ساده فراتر میبرد و آن را به یک مداخله مسئولانه تبدیل میکند.