printlogo


عطش نفتی جهان
محمد حقگو


وقتی شبکه دولتی ژاپن، ورود یک نفتکش ۹۱۰ هزار بشکه‌ای را مانند یک رویداد ملی زنده پخش می‌کند، پیام روشن است: بازارنفت وارد مرحله‌ای شده که «وجود داشتن کالا» مهم‌تراز«قیمت آن» است. کشوری که دهه‌ها ازباثبات‌ترین واردکنندگان انرژی جهان بوده، حالا رسیدن یک محموله را تیتراول می‌کند؛ نشانه‌ای ازتغییری ساختاری که تحلیلگران ازآن با عنوان«عبورازخط قرمز» یاد می‌کنند.به‌گزارش خراسان، اختلال طولانی‌مدت درتنگه هرمز وتوقف جریان روزانه۲۰میلیون بشکه نفت، جهان را به وضعیتی رسانده که نظریه‌های کلاسیک قیمت‌گذاری دیگرتوضیح‌دهنده تحولات نیستند. دولت‌ها و موسسات مالی ازنیویورک تا توکیو هشدارمی‌دهند: ضربه‌گیرهای بازار رو به پایان است.
​​​​​​​
نشانه‌ای ازشرق آسیا: وقتی ژاپن رسیدن یک نفتکش را جشن می‌گیرد
صبح دیروز،پس از۳۵روزطی مسیرازکانال پاناما،یک نفتکش حامل ۹۱۰ هزار بشکه نفت وارد خلیج توکیو شد و چند شبکه ژاپنی آن را زنده پخش کردند. این محموله کمتراز۰.۳ روز مصرف ژاپن را پوشش می‌دهد؛ اما اهمیت آن فراتر ازحجم آن است. ژاپن درهفته‌های اخیر با اقدامات بی‌سابقه‌ای از ذخایرراهبردی خود برداشت کرده:
آزادسازی معادل۳۰روز مصرف درفروردین
برداشت ۲۰روزدیگر از اول ماه مه
ودرخواست واردات از مکزیک برای تأمین ۶۰ درصد مصرف روزانه
این سطح از اضطرارنشان‌دهنده آسیایی است که با کمبود فیزیکی نفت روبه‌رو شده، نه با نوسان قیمت. خاویر بلاس، تحلیلگر بلومبرگ، نوشت:
«وقتی ورود یک نفتکش خبراول می‌شود، یعنی آسیا واقعاً دچارکمبود نفت خام شده است.»
بحران هرمز: عبوراز مرحله وحشت، ورود به مرحله واقعیت
اکنون یک ماه از بسته‌شدن تنگه هرمز می‌گذرد و شرکت‌های تحلیلی می‌گویند دوره دوم بحران آغازشده است:
ماه اول: شوک و آشفتگی لجستیکی
ماه دوم: کمبود واقعی کالا
شرکت HFR هشدارداده است:
«اگرتنگه هرمز ماه بعد بازشود هم نمی‌توان قیمت نفت را پیش‌بینی کرد؛ بازارازنقطه بی‌بازگشت عبورکرده است.»
بلومبرگ نیز می‌نویسد کمبود ایجادشده حدود یک میلیارد بشکه شده؛ رقمی که هیچ ذخیره استراتژیکی درجهان قادر به جبران آن نیست. کشورها هنوز با تکیه برذخایر خود ازکاهش شدید تقاضا جلوگیری می‌کنند، اما این سپردفاعی درحال تمام‌شدن است.
تخریب اجباری تقاضا؛ پدیده‌ای که ازقیمت مستقل شده
به‌طورمعمول، کاهش تقاضا زمانی رخ می‌دهد که قیمت‌ها بیش ازحد بالا می‌رود. اما این بارافت مصرف ناشی از نبودعرضه است، نه گرانی. جی‌پی‌مورگان می‌گوید کاهش تقاضا اکنون حتی ازدوران بحران مالی ۲۰۰۹ بزرگ‌ترشده، زیرا «شما نمی‌توانید چیزی را که وجود ندارد مصرف کنید.»
این واقعیت ساده نشان می‌دهد که هیچ سطح قیمتی نمی‌تواند تقاضا را احیا کند؛ چون مشکل اصلی نبود نفت خام است، نه قیمت آن.
چرا قیمت دیگر شاخص اصلی بازار نیست؟
درشرایط عادی، قیمت نقش تنظیم‌کننده تعادل عرضه و تقاضا را دارد. اما اکنون:
تنگه هرمز مسدود است
ذخایراستراتژیک کشورها ته می‌کشد
مسیرهای جایگزین توان جبران ۲۰ میلیون بشکه در روز را ندارند
رقابت کشورها برسرمحموله‌های محدود به اوج رسیده
درچنین بازاری، مفهوم «قیمت تعادلی» معنای خود را از دست می‌دهد و خودِ کالا تبدیل به شاخص اصلی می‌شود.
جهانی که به آستانه کمبود مطلق نزدیک شده
پخش زنده ورود یک نفتکش به ژاپن تنها یک تصویررسانه‌ای نبود؛ نشانه‌ای بود ازتغییردوران در بازارانرژی.دربازاری که فیزیک کالا بر اقتصاد آن غلبه کرده، قیمت به مسئله رده دوم تبدیل شده است.
اگرتنگه هرمز همچنان بسته بماند، پرسش اصلی بازار جهانی این نخواهد بود که «نفت چند؟» بلکه این خواهد بود که:
«اصلاً نفت هست؟»