printlogo


اوراق خزانه آمریکا در شیب سقوط اعتبار
امینی

توئیت اخیررئیس مجلس درباره وجودفشارفروش و محدودیت‌های عملی دربازاراوراق خزانه آمریکا،درفضای رسانه‌ای و تحلیلی نگاه ها را به خود جلب کرد.پیامی که به خطوط سوآپ ارزی، «سقف‌های پنهان فروش» واحتمال بسته شدن«درِخروج»برای برخی دارندگان نهادی اشاره داشت.آن هم دربازاری که تا دیروزنماد«دارایی بدون ریسک»بود.دراین راستا، داده‌های بین‌المللی نشان می‌دهد این هشدار تنها یک موضع‌گیری سیاسی نبوده، بلکه با روندی عینی و قابل‌سنجش در کاهش جایگاه اوراق خزانه آمریکا درذخایر جهانی هم‌جهت است.

چرخش آرام اما معنادار بانک‌های مرکزی
تغییرترکیب دارندگان اوراق خزانه آمریکا نخستین شاخصی است که وضعیت نابسامان پیش روی اوراق خزانه داری امریکا را نشان می دهد. براین اساس برای نخستین‌باردرتاریخ،سهم سرمایه‌گذاران خصوصی خارجی ازبانک‌های مرکزی پیشی گرفته است. کشورهایی مانند چین، ژاپن وعربستان که سال‌ها ازستون‌های اصلی تقاضا برای این اوراق بودند، اکنون خریدخودراکاهش داده یاحتی بخشی ازدارایی‌های خود را فروخته‌اند.
این تغییرساده نیست؛ زیرا بانک‌های مرکزی طبق معمول افق زمانی بلندمدت ورفتارنسبتا باثبات دارند.کاهش وزن آن‌ها دربازاراوراق،به معنای آن است که موتورتقاضای«پایدار»ضعیف‌ترشده وجای آن را بازیگرانی گرفته‌اندکه درمواجهه با شوک‌های بازار،آمادگی بیشتری برای فروش سریع و گاهی هیجانی دارند.
ازدلار تا طلا؛ تغییردرسبد ذخایر جهانی
آمارهای منتشرشده ازسوی منابع بین‌المللی نشان می‌دهد سهم دلاراز ذخایر ارزی و طلای جهان به حدود۴۶درصد کاهش یافته است؛ کمترین سطح دربیش ازدو دهه اخیر. هم‌زمان، برای نخستین‌باردرتاریخ، ارزش ذخایرطلای بانک‌های مرکزی(پس ازتعدیل ارزش) ازدارایی‌های دلاری آن‌ها پیشی گرفته است. این داده‌ها، تصویرروشن‌تری از«کاهش اعتبار» اوراق خزانه ارائه می‌کند:کاهش تقاضای رسمی برای دلار، به‌طورطبیعی به کاهش اشتهای خرید اوراق دلاری منجرمی‌شود.
درهمین مسیر،گزارش بلومبرگ که ازکاهش قابل توجه دارایی‌های دلاری چین دراوراق آمریکاوحرکت این کشوربه سمت تقویت ذخایرطلا حکایت دارد،نمونه‌ای برجسته از روندی جهانی است که تنها به یک کشورمحدود نمی‌شود.
اثرتنش‌های ژئوپلیتیکی و فشار مالی کشورها
یکی ازعوامل تشدیدکننده فروش اوراق، تنش‌های ژئوپلیتیکی ـ ازجمله جنگ علیه ایران وجنگ اوکراین ـ عنوان شده است. افزایش هزینه‌های نفت دلاری، فشاربرارزهای ملی ونیازبه تأمین مالی فوری،بسیاری از کشورها را به سمت نقد کردن بخشی ازاوراق خزانه سوق داده است.این تصویر با آنچه گزارش دیروزهمین صفحه با عنوان«نبرد رسانه‌ای با خزانه‌داری»، هم‌خوانی دارد؛ جایی که تأکیدشده بودکشورهای عربی برای بازسازی و پاسخ به نیازهای اقتصادی، به دنبال آزاد کردن منابع در دسترس خود هستندواوراق خزانه آمریکا یکی از نقدشونده‌ترین این منابع است.
اما نکته حساس همین‌جاست:اگردرشرایط کاهش نقدشوندگی، موج گسترده‌ای از فروش شکل بگیرد، بازارممکن است نتواند این حجم عرضه را بدون ایجاد تنش شدید قیمتی جذب کند؛وضعیتی که درتوئیت رئیس مجلس با استعاره«اگراوضاع تشدید شود،دربسته می‌شود» توصیف شده بود.
«فشارفروش» و مفهوم سقف‌های نانوشته
بازار اوراق خزانه آمریکا به‌طوررسمی یکی ازعمیق‌ترین ونقدشونده‌ترین بازارهای جهان است وممنوعیت قانونی برای فروش وجود ندارد. با این حال،تجربه نشان داده است که برای بازیگران نهادی بسیار بزرگ، واقعیت بازار با کتاب‌های درسی تفاوت دارد.
فروش‌های کلان اگربه‌صورت ناگهانی انجام شود، می‌تواند قیمت اوراق را به‌شدت پایین بیاورد وبازده راجهشی بالا ببرد؛ رخدادی که پیامدهای آن ازوال‌استریت تا بازارمسکن و وام‌های شرکتی کشیده خواهد شد. به همین دلیل، بانک‌های مرکزی وصندوق‌های ثروت ملی معمولاً درچارچوبی نانوشته، فروش خود را درسقف‌هایی چنددرصدی و درطول زمان پخش می‌کنند.
این همان چیزی است که درادبیات غیررسمی بازار، به«سقف فروش پنهان» شبیه است؛ محدودیتی که روی کاغذ وجود ندارد،امادرعمل، سرعت خروج بازیگران بزرگ را کاهش می‌دهد و امکان«فرارجمعی» را محدود می‌سازد.
بازاری که دیگرکاملاً «بدون ریسک» نیست
قرارگرفتن توئیت اخیر رئیس مجلس درکنار سلسله آمارها وگزارش‌های جهانی، تصویری به نسبت هم‌سو ارائه می‌دهد:اوراق خزانه آمریکا، که دهه‌هامهم‌ترین پناهگاه سرمایه‌های رسمی جهان بود،اکنون با پرسش‌های جدی درباره نقدشوندگی، ظرفیت جذب فروش‌های بزرگ و پایداری تقاضای خارجی مواجه است.
کاهش سهم بانک‌های مرکزی،افزایش وزن سرمایه‌گذاران خصوصی، رشد اقبال به طلا و دارایی‌های غیردلاری، وفشارهای مالی ناشی ازتنش‌های ژئوپلیتیکی، همگی نشان می‌دهد«شیب سقوط اعتبار» این بازارهرچند آرام، اما واقعی است.
درچنین شرایطی، منحنی بازده اوراق خزانه همچنان خط مقدم تحولات مالی جهان باقی خواهد ماند؛خط مقدمی که کوچک‌ترین موج فشار فروش می‌تواند آن را به لرزه درآورد وپیام آن،تنها محدودبه اقتصاد آمریکا نخواهد ماند.