باز همان جبهه هفتم
کمیل خجسته
۱. عملکرد مسئولان امروز کشور در خلال دو جنگ نشان داده است که باید به آنها اعتماد داشت و نباید با یک حادثه فشار سیاسی داخلی ایجاد کرد. رفتار آنها، چه در روایت رهبر شهید انقلاب و چه در بیانیههای رهبر جوان انقلاب و چه در میدان عمل، نشان میدهد که با رفتار مسئولان اجرایی کشور در دهه ۹۰ شمسی و تمرکز افراطی آنها بر مذاکره با آمریکا، تفاوت دارد.
۲. صحنه روشن است. اکنون در میان مسئولان حوزه اجرا، اختلافی در ساحت عملیات وجود ندارد. مذاکره با زیادهخواهی آمریکا متوقف شده است؛ با حصار دریایی آمریکا، ایران نیز عملیات سد تنگه را در پیش گرفته است؛ کشتی در برابر کشتی.
۳. دشمن تلاش دارد ایران را به شرایط پیش از ۱۸ و ۱۹ دی بازگرداند.
این جنگ جدید، ترکیبی از محاصره دریایی و جنگ وزارت خزانهداری اسکات بسنت است. نشانههای روشنی وجود دارد:
آنها، همانند ایام پیش از کودتای دیماه، در حال توقیف کشتیهای ایرانی هستند تا فشار را به داخل ایران منتقل کنند.
اظهارات ترامپ درباره وجود اختلاف در ایران و اعلام اعداد نگرانکننده درباره خسارات جنگ، هزینه بازسازی و وضعیت کالاها، با هدف تضعیف روحیه تابآوری ملی
۴. اگر کسی میخواهد اراده و خواست رهبر انقلاب را دنبال کند و محقق کند؛ باید فرمایش صریح ایشان را سرلوحه قرار دهد که: «در اثر وحدت عجیب میان هموطنان، در دشمن شکستگی ایجاد شده است. عملیات رسانهای دشمن با هدف خدشه به وحدت و امنیت ملی انجام میشود.» نمیتوان «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ» بود.
۵. در این دوره ترور مسئولان ، آنچه دشمن را متعجب کرد، ساختار قدرتمندی بود که رهبر شهید انقلاب از خود به یادگار گذاشت. این ساختار، با وجود محدودیتهای ارتباطی و عملیاتی مسئولان، همچنان در حال اقدام است. باید مراقب بود که این ساختار، تحت فشار دشمن و عملیاتهای رسانهای ولو از سوی دلسوزان ، زمینگیر یا ازهم گسیخته نشود.