
صنایع فولادی یکی از ستونهای اصلی اقتصاد خراسان رضوی و از مزیتهای رقابتی مهم این استان در سبد تجارت خارجی کشور است. خراسان رضوی طی سالهای اخیر بهواسطه حضور مجموعههای بزرگ فولادی، واحدهای نورد، ذوب، شمشسازی و تولید مقاطع، به یکی از بازیگران اصلی تولید و صادرات فولاد در کشور تبدیلشده است. بر اساس آمارهای گمرک، در برخی سالها بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد ارزش صادرات صنعتی استان مربوط به گروههای کالایی فولاد و محصولات فولادی بوده و این حوزه عملاً نقش موتور محرک تجارت استان را ایفا کرده است.
اما با آغاز «جنگ تحمیلی سوم» و حمله دشمن به زیرساختهای صنعتی به خصوص صنایع فولاد کشور و اختلالهای ناشی از آن در زنجیره تأمین داخلی، بازار فولاد کشور با نگرانیهایی جدی درباره کمبود مواد اولیه و عرضه داخلی روبهرو شده است. زمزمه کمبود شمش، مقاطع و برخی محصولات نوردی در بازار داخلی باعث افزایش قیمتها و نوسان شدید برخی اقلام فولادی شد که البته این التهاب در زمستان سال گذشته و با تعدیلهای صورت گرفته در یارانههای ارزی و جهش قیمت دلار باعث شده بود قیمت آهنآلات در بازار گران شوند که گلایه جدی فعالان ساختوساز را در پی داشته است.
در چنین شرایطی دولت برای مهار التهاب بازار و جلوگیری از کمبود، تصمیم به ممنوعیت صادرات فولاد گرفت؛ تصمیمی که در نگاه نخست برای آرامسازی بازار داخل قابل دفاع به نظر میرسد، اما میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهتری را نیز به همراه داشته باشد.
از یکسو، صنایع فولادی استان وابستگی بالایی به جریان نقدینگی حاصل از صادرات دارند. فروش خارجی به دلیل قیمت بهتر، بازگشت ارز و امکان پوشش هزینههای تولید، بخش مهمی از گردش مالی واحدهای فولادی را تأمین میکند. توقف صادرات، بهویژه برای واحدهایی که بخش عمده تولیدشان صادراتمحور است، میتواند موجب انجماد سرمایه، کاهش سودآوری، توقف خطوط تولید و حتی کاهش اشتغال شود. از سوی دیگر، فولاد یکی از کالاهای اصلی در سبد صادراتی کشور و یکی از منابع مهم ارزآوری است؛ بهطوریکه در سالهای گذشته میانگین سهم فولاد از کل صادرات غیرنفتی کشور حدود ۱۰ درصد بوده است. ممنوعیت صادرات در سطح ملی، طبیعتاً بر توان ارزآوری کشور و تراز تجاری استانهایی مانند خراسان رضوی اثر مستقیم میگذارد.افزون بر این، توقف صادرات در بازارهای بینالمللی تبعاتی نیز برای اعتبار تجاری ایران دارد. مشتریان خارجی که سالها با تولیدکنندگان فولاد خراسان رضوی همکاری کردهاند، ممکن است با ایجاد وقفه در عرضه، به سراغ جایگزینهای جدید بروند؛ بازاری که اگر از دست برود، بازگشت به آن بسیار دشوار خواهد بود.
درنتیجه، اگرچه سیاست ممنوعیت صادرات فولاد میتواند در کوتاهمدت التهاب بازار داخلی را کاهش دهد، اما در میانمدت خطراتی جدی برای اقتصاد استان، جریان سرمایه کارخانهها، ارزآوری کشور و تداوم حضور در بازارهای جهانی به همراه دارد. تصمیمگیری در این حوزه نیازمند رویکردی متعادل است؛ بهگونهای که هم نیاز داخلی بهطور کامل تأمین شود و هم ظرفیت صادراتی، که یکی از نقاط قوت خراسان رضوی است، بهطور کامل از دست نرود. تدوین سهمیه صادراتی، مدیریت هوشمند عرضه و تقاضا و تعیین مشوقهایی برای تنظیم بازار میتواند راهکاری باشد تا نه بازار داخلی متلاطم شود و نه موتور تجارت خارجی استان خاموش بماند.