چند روز پیش رئیسجمهور ایالات متحده در اظهارنظری جنجالی مدعی شد که ایران تنها سه روز دیگر امکان ذخیرهسازی نفت دارد و پس از آن، به دلیل پر شدن مخازن، خطوط لوله و همچنین مخازن ایران منفجر و ایران ناچار خواهد شد تولید نفت خود را متوقف کند. این ادعا بلافاصله در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت و برخی آن را نشانهای از اثرگذاری محاصره آمریکا بر صنعت نفت ایران دانستند. با این حال، تحلیلگران فنی صنعت نفت همان زمان نیز نسبت به دقت این ادعا تردید داشتند. اکنون با گذشت سه روز از آن اظهارات، گزارشها و دادههای تازه نهتنها تصویر متفاوتی ارائه میدهد، بلکه نشان میدهد سازوکارهای متعددی برای مدیریت تولید و صادرات نفت ایران در نظر گرفته شده است.

چالش ذخیرهسازی؛ واقعیت فنی ماجرا
در صنعت نفت، یکی از نگرانیهای اصلی در شرایط محدودیت صادرات، مسئله ذخیرهسازی و ادامه تولید از چاههاست. برخی تحلیلها هشدار میدهد که اگر تولید متوقف شود، ممکن است بخشی از نفت در لایههای زمین برای همیشه محبوس بماند یا بازگشت به تولید حداکثری زمانبر شود.
با این حال بسیاری از کارشناسان این برداشت را اغراقآمیز میدانند. حامد ملحانی، کارشناس ارشد حوزه تولید نفت و گاز، در تحلیلی تأکید میکند که در اغلب مخازن نفتی ایران بسته شدن چاهها لزوماً اثر منفی بلندمدت ندارد. به گفته او، در برخی موارد حتی توقف موقت تولید میتواند به بهبود شرایط مخزن نیز کمک کند.
بر اساس این تحلیل، تنها بخشی از چاهها - مانند چاههای موسوم به «آسفالتینی»-در صورت توقف طولانیمدت جریان نفت ممکن است با مشکلات عملیاتی مواجه شوند. در چنین شرایطی عملیاتهایی مانند اسیدکاری، تزریق حلال، تزریق نیتروژن یا تعمیرات چاهی برای بازگرداندن تولید انجام میشود.
بازگشت سریع بخش بزرگی از چاهها
به گفته کارشناسان، حتی در سناریوی بدبینانه که تولید نفت به طور کامل متوقف شود، حدود ۷۰ درصد چاهها میتوانند بدون اقدام خاصی دوباره به مدار تولید بازگردند. ۳۰ درصد دیگر نیازمند عملیاتهای فنی هستند که بسته به شرایط چاه ممکن است بین چند هفته تا چند ماه زمان ببرد.
برآوردها نشان میدهد بخشی از این چاهها با عملیاتهای ساده در مدت یک تا چهار هفته به شرایط عادی برمیگردند، در حالی که در موارد پیچیدهتر ممکن است بازگشت کامل تولید بین یک تا پنج ماه زمان نیاز داشته باشد. علاوه بر این، نکته مهم آن است که بخش قابل توجهی از تولید نفت ایران صرف مصرف داخلی میشود و بنابراین حتی در صورت کاهش صادرات، تولید به طور کامل متوقف نخواهد شد.
مخازن خالی و ظرفیت ذخیرهسازی
در کنار این بحث فنی، مسئله ظرفیت مخازن ذخیرهسازی نیز مطرح شد. ادعای مطرحشده این بود که مخازن نفتی ایران ظرف چند روز پر خواهند شد. اما گزارشهایی که از سوی برخی رسانهها منتشر شده، تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
به گفته یک مقام وزارت نفت که با خبرگزاری فارس گفتوگو کرده است، بخش قابل توجهی از مخازن ذخیرهسازی روی خشکی و دریا همچنان خالی است و دستکم برای بیش از یک ماه (و حتی طبق برآورد موسسه کپلر بیش از سه ماه) ظرفیت نگهداری نفت وجود دارد. این موضوع به معنای آن است که حتی در صورت کاهش صادرات، فضای کافی برای مدیریت تولید در کوتاهمدت فراهم است.
چابهار؛ مسیر جایگزین صادرات
در همین حال تصاویر ماهوارهای منتشرشده از فعالیت نفتکشها در بندر چابهار نیز توجه تحلیلگران بازار انرژی را جلب کرده است. گزارش بلومبرگ نشان میدهد چندین نفتکش بزرگ و کوچک در نزدیکی این بندر در حال بارگیری نفت هستند.
چابهار به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود - در خارج از خلیج فارس و در حاشیه دریای عمان - میتواند به عنوان مسیری جایگزین برای صادرات نفت مورد استفاده قرار گیرد. دسترسی مستقیم این بندر به آبهای آزاد باعث میشود فعالیتهای نفتی آن کمتر تحت تأثیر محدودیتهای احتمالی در تنگه هرمز قرار گیرد.
برخی دادههای رهیابی نفتکشها نیز نشان میدهد که در روزهای اخیر میلیونها بشکه نفت از منطقه خلیج فارس به مقصد بازارهای آسیایی منتقل شده است؛ موضوعی که نشان میدهد جریان صادرات به طور کامل متوقف نشده است.
«مخازن شناور» روی آب
یکی دیگر از ابزارهایی که در سالهای اخیر در تجارت نفت ایران مورد توجه قرار گرفته، استفاده از ذخیرهسازی شناور روی آب است. در این روش، نفتکشها برای مدت طولانی در نقاط مختلف جهان به عنوان مخزن ذخیره عمل میکنند و سپس از طریق انتقال کشتی به کشتی به خریداران تحویل میشود.
بر اساس دادههای شرکتهای رهگیری نفتکشها، حجم قابل توجهی از نفت ایران به صورت شناور در آبهای شرق آسیا ذخیره شده است. این ذخایر میتواند در شرایط محدودیت حملونقل دریایی، نقش یک پشتوانه مهم برای ادامه صادرات را ایفا کند. طبق گزارش اختصاصی سیانان (CNN) و تحلیل دادههای ماهوارهای، منطقه EOPL در آبهای مالزی به یک «پایانه شناور» کلیدی برای دور زدن تحریمها تبدیل شده است.
گزارشها از انجام صدها عملیات انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی مسیرهای اصلی کشتیرانی در جنوب شرق آسیا حکایت دارد؛ روشی که در سالهای اخیر به یکی از شیوههای رایج تجارت نفت در شرایط تحریم تبدیل شده است.
مسیرهای تازه؛ از دریا تا ریل
در کنار مسیرهای دریایی، برخی گزارشها از تلاش برای استفاده از مسیرهای زمینی نیز خبر میدهند. طبق این گزارشها، بخشی از نفت میتواند از طریق شبکه ریلی و با همکاری کشورهای منطقه به سمت بازارهای شرقی منتقل شود.
کارشناسان برآورد میکنند که ظرفیت این مسیر در حال حاضر محدود است و شاید تنها بتواند حدود ۸ تا ۱۰ درصد صادرات نفت ایران را پوشش دهد. با این حال توسعه چنین زیرساختی میتواند در بلندمدت به تنوع مسیرهای صادرات انرژی کمک کند.
بازار جهانی و واقعیت تجارت نفت
بازار جهانی نفت بازاری پیچیده و چندلایه است که در آن عوامل مختلفی از جمله قیمت، تقاضا، مسیرهای حملونقل و شبکههای تجاری نقش دارند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که حتی در شرایط تحریمهای شدید نیز جریان تجارت نفت به طور کامل متوقف نمیشود و معمولاً مسیرهای جایگزین برای آن شکل میگیرد.
در چنین فضایی، ارزیابی دقیق وضعیت تولید و صادرات یک کشور تنها با اتکا به دادههای فنی، تصاویر ماهوارهای و آمارهای رهگیری نفتکشها امکانپذیر است؛ دادههایی که گاه تصویری متفاوت از اظهارنظرهای سیاسی ارائه میدهند.
درمجموع ادعای سه روزه درباره پایان ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران، اگرچه در ابتدا توجه زیادی را جلب کرد، اما بررسیهای فنی و گزارشهای جدید نشان میدهد واقعیت صنعت نفت پیچیدهتر از چنین برآوردهای سادهای است. وجود مخازن ذخیره، ذخیرهسازی شناور، مسیرهای صادراتی جایگزین و انعطاف عملیاتی چاههای نفتی، مجموعهای از ابزارها را در اختیار صنعت نفت قرار میدهد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران انرژی معتقدند که آینده صادرات نفت بیش از هر چیز به تحولات بازار جهانی، تقاضای انرژی و مسیرهای لجستیکی بستگی دارد؛ عواملی که معمولاً با یک پیشبینی کوتاهمدت و چند روزه قابل توضیح نیستند. در هر حال، تاکنون ادعای ترامپ، پوچ از آب درآمده است.