بارها در حریم قدس رضوی قدم زدیم، کاشیها، نقوش، رنگها، گنبد و گلدستهها را از نظر گذراندیم، نوای دلنشین نقاره را شنیدیم، محو درخشش آینهکاریها شدیم و هربار در دریایی از هنر و زیبایی، غرق شدیم. هزار بار هم با حسرت به پشت بام حرم و نقاط بلندی که انگار راه ورود به آسمان دارند، خیره شدیم و آرزوی دیدن این مکانها را مرور کردیم. حالا دوربین مستند «آستان جانان» با روایتگری محمد دلاوری به نقاط خاص و نادیده حرم رضوی رفته و گوشههایی از این «نمایشگاه عظیم فرهنگ و هنر» را به تصویر کشیده است، به همین بهانه با محمد دلاوری درباره این تجربه ویژه گفتوگو کردیم.
«آستان جانان» بیشتر روی معماری حرم امام رضا(ع) تمرکز دارد؟در سریهای قبلی «آستان جانان» نگاهی کلی داشتیم به مکانهایی که کمتر دیده شده و مردم خیلی دوست داشتند. اینبار برای خودم اتفاق بسیار جالبی افتاد؛ وقتی وارد شدم تا دوباره نادیدهها را نشان بدهم، متوجه شدم جمله معروفی که گفته میشود حرم رضوی یک نمایشگاه عظیم فرهنگ و هنر است که در طول سالیان شکل گرفته، معنایش چیست. دیدم هر سمت حرم را که نگاه میکنی، جلوه و جمال فوقالعاده جالب توجهی دارد، تصمیم گرفتم اینبار قاب را کمی ببندیم و با دقت بیشتری نگاه کنیم. اصرارمان حتما معماری یا هنر نیست؛ هدف دیدن عمیقتر و دقیقتر چیزهایی است که در این نمایشگاه عظیم وجود دارد.
با توجه به وسعت نادیدهها و ناگفتهها، چطور انتخاب میشود که به کدام قسمتهای حرم و چه موضوعاتی پرداخته شود؟صادقانه میگویم که ابتدا کاملا گیج شده بودم! وقتی شروع به کار کردیم تصورمان این بود که مثلا در موضوع نقوش کاشی، دو سه نسل کاشی داریم و این را میتوانیم نشان بدهیم، اما دیدیم که وارد هر نسلی از کاشی میشویم خودش داستان بسیار عمیقی است، بنابراین ناچار شدیم کمی گذرا عبور کنیم تا بتوانیم در مستند جا بدهیم، بعد اگر دوباره این دعوت از طرف امام اتفاق افتاد، فقط به یک نسل از کاشی بپردازیم. این نمایشگاه حدود هزار سال به دست بزرگ ترین هنرمندان شکل گرفته و شما نمیتوانی بگویی وارد موضوع منسوجات و بافتهها شوم و در یک قسمت همه چیز را بگویم! در نتیجه مثل کسی هستیم که کند و کاو میکند ببیند به چه میرسد، بعد وقتی به لایه بعدی رسیدیم، اگر فرصت پیش آمد در موضوع دقیقتر شویم.
آنچه در مستند میبینیم اولین مواجهه شما با نقاط مختلف حرم است یا پیشتر به این مکانها سر زدهاید؟کلا دوست دارم اولین دیدارم، واقعا اولین دیدار باشد، همان طور که بیننده شگفتزده میشود، من شگفتزده شوم. پژوهشگرها میروند و اطلاعاتی هم به من میدهند، اما ته دلم این است که تا میتوانم آن شگفتی اول را حفظ کنم، چون دفعه اول یک حس و لذت خاصی دارد و دوست دارم آن حس در من باقی بماند که همان به بیننده منتقل شود، اغلب این طور بوده. علاوه بر این، غیرممکن یا سخت است که بتوانیم دوباره برویم به بعضی جاهایی که رفتیم. معمولا همان یک بار هم فرصت یگانهای است که گیر ما آمده است.
از حس و حالتان در نقاط مختلف و نادیده حرم امام رضا (ع) بگویید.برایم هیجانانگیز و تعجبآور است یک جایی در ایران ما وجود دارد که پناهگاه همه آدمهاست؛ «همه» به معنای مطلق کلمه، یعنی کسی نیست که آن جا برود و مورد احترام نباشد یا محدودیتی برای ورودش وجود داشته باشد، این یک نعمت و برکت بزرگ است. در خیلی از کشورهای دنیا، آدمهای تنها و از زندگی ناامیدشده دیگر جایی برای رفتن ندارند، اما این جا همه آدمها در نهایت ناامیدی یک جایی دارند. کسی که بیرون از ایران زندگی کرده باشد، این را خیلی خوب میفهمد. برای ما خیلی عادی است، میگوییم دلم گرفته بروم حرم امام رضا(ع)، اما این برای همه آدمهای دنیا فراهم نیست. ویژگی دیگر حرم امام رضا(ع) تلفیق ایران و اسلام است، این قدر این دو باهم ممزوج شدند که آدم شگفتزده میشود. یعنی اگر بخواهیم جایی را مرکز همدلی عمیق مردم ایران بدانیم، حرم امام رضا(ع) است. من توانستم بروم کنار ضریح در حالی که اطرافش خالی بود، خیلی حال عجیبی دارد و تپش قلبی به آدم دست میدهد، توانستم بروم کنار گنبد و در این مکانها احساس میکردم دارم به مرکز زمین نزدیک میشوم.
«آستان جانان» در فصول دیگری ادامه دارد؟عمیقا و قلبا، این کار نسبت به بقیه کارهایم برای من کاملا حکم دیگری دارد. فکر میکنم این یک حکم است و اگر دوباره صادر شود ما دوباره آن جا خواهیم بود. آقای هادی سمیعی تهیهکننده مستند، هم در سری قبلی و هم این سری فوقالعاده زحمت کشیدند، انجام کارهای اینچنینی بسیار سخت است، گروه تحت فشار و تهیهکننده خیلی میتواند موثر باشد که کار به خوبی پیش برود، ایشان تلاش کرد تمام فضا را فراهم کند. انجام بعضی هماهنگیها خیلی سخت است و پیچیدگیهای جدی دارد، اما ایشان با ذوق و علاقه مندی پای کار بود. آقای محمد حاتمی هم کارگردانی کاملا محسوسی دارد، معمولا در مستندهای این شکلی کارگردانی به سختی دیده میشود و اغلب راوی ویترین کار است، اما آقای حاتمی هنرمندانه کار کرد. دوستان تصویربردار هم قابهای منحصربهفردی گرفتند و شاید مجموعه حرم، کمتر از این زاویه دیده شده بود.
چه در برنامهها و چه در آثار نمایشی، برای ساخت آثار امام رضایی ماندگار کمکاری شده و کمتر به ویژگی پناه بودن امام هشتم(ع) پرداختیم، به نظر شما علتش چیست؟ شاید نشود اسمش را کمکاری گذاشت. آدمها میآیند آن جا و در یک هاله نورانی قرار میگیرند، از شدت حضور امام رضا(ع)، ما متوجهش نیستیم. شاید کسی بتواند این موضوع را خوب روایت کند که دستش نمیرسد و دور است، او میفهمد که عجب جایی است، عجب حال خاصی دارد و عجب مکان عجیب و غریبی است. همه در آن شعاع نور شاید یادشان میرود که چیز دیگری بگویند، شاید لحن صحبت کردن ما در «آستان جانان» کمی با لحن حرف زدن عمومی درباره امام رضا(ع) فرق میکند. یعنی ما سعی کردیم از آن ادبیات مرسوم فاصله بگیریم، البته آن ادبیات بسیار ارزشمند است و همکارانی که این کارها را کردند همه بهتر و درجه یک هستند. سعی میخواهد که آدم در جهان احساس خودش غرق نشود و عقلی به موضوع نگاه کند. شاید همه در آن هاله غرق هستند و یادشان میرود که میشود این را از نظر جامعهشناسی و روان شناسی تحلیل کرد. من همواره میگفتم بیپناهترین آدمهای جهان این جا پناه دارند، مورد احترام هستند، چای و غذا جلوی آنها میگذارند و کسی نباید به آنان بگوید برو آن طرفتر! چون او زائر است، یعنی مقام پیدا میکند، چقدر این باشکوه است. این که مکانی با این مختصات وجود دارد، به لحاظ جامعهشناسی عالی و از نظر روان شناسی تسکیندهنده است. شاید روی این مسائل مطالعه شده و من ندیدم، شاید هم کمتر این کار انجام شده، امیدوارم تصادفا کسی این چند خط را بخواند و برایش زمینه فکر کردن شود.