printlogo


گزارش خراسان از معلمی که کلاس درس را در سنگر خیابان برگزار می کند
الفبای مقاومت و ایستادگی
مریم رستگار


 دشمنان این سرزمین، با حمله به مدرسه‌‌ شجره طیبه میناب و ۱۶۷ دانش‌آموز و معلم، ثابت کردند که علم و آگاهی این ملت را نشانه گرفته‌اند؛ اما تاریخ بارها ثابت کرده است که این چراغ، با چنین تهدیداتی خاموش نمی‌شود. در شرایطی که به‌دلیل ناامنی احتمالی حاصل از جنگ، بسیاری از مدارس فعالیت خود را به‌صورت مجازی ادامه می‌دهند، برخی معلمان مسیر متفاوتی را انتخاب کرده‌اند و تنها به برگزاری کلاس‌های مجازی اکتفا نمی‌کنند و در مساجد و منازل خود دانش‌آموزان را گردهم می‌آورند تا اشکالات درسی آن‌ها را برطرف کنند. به گزارش خراسان رضوی، یکی از این معلمان، خانم مریم جعفری است؛ آموزگاری با ۲۳ سال سابقه‌ تدریس که کلاس درس خود را  نه پشت صفحه‌های مجازی، بلکه در کنار تجمعات مردمی برگزار می‌کند. روز معلم فرصت خوبی است تا به اقدام ارزشمند این معلم فداکار و پرتلاش بیشتر پرداخته شود. به میدان خلیج‎فارس می‌روم؛ جایی که در گوشه‌ای از آن عشق و امید یک معلم، چراغ  کلاس درسی را روشن نگه داشته که قرار است سربازانی برای سنگر علم و دانش تربیت کند.
مداد این بچه ها، سلاح آن هاست
خانم جعفری، معلم پایه چهارم دبستان نجفی گل، باور دارد که آموزش نباید در هیچ شرایطی متوقف شود. او هدف خود را چنین بیان می‌کند: هدف ما این است که بچه‌ها با فضای اجتماع آشنا شوند و درک درستی از شرایطی که در آن زندگی می‌کنند، داشته باشند. او معتقد است در این روزهای سخت، بهترین کاری که یک معلم می‌تواند انجام دهد، ادامه دادن آموزش است. به گفته‌ او، کمترین وظیفه‌اش این است که اجازه ندهد بچه‌ها از درس و یادگیری فاصله بگیرند. این معلم فداکار با نگاهی عمیق‌تر به مفهوم آموزش، از نقش آن در شرایط بحرانی می‌گوید: در این وضعیت، مهم‌ترین دفاعی که می‌توانیم داشته باشیم، آموزش دادن به بچه‌هاست. باید به آن‌ها یاد بدهیم که حتی در سخت‌ترین شرایط هم درس خواندن را فراموش نکنند. در واقع، آموزش برای او تنها انتقال مفاهیم درسی نیست، بلکه نوعی مقاومت و ایستادگی در برابر شرایط دشوار است. خانم جعفری با بیانی تاثیرگذار، تصویری نمادین از این وضعیت ارائه می‌دهد و می افزاید: مدادی که امروز در دست بچه‌هاست، در واقع سلاح آن‌هاست. همین زیراندازهای ساده‌ای که در فضای باز پهن شده، به ‌نوعی سنگر آن‌ها محسوب می‌شود. در این سنگر، بچه‌ها نه‌تنها درس‌های کتاب را یاد می‌گیرند، بلکه مفاهیمی عمیق‌تر مانند ایستادگی، شجاعت و دفاع از وطن را نیز تجربه می‌کنند. وی بر این باور است که حمله دشمن به مدرسه میناب و به شهادت رساندن دانش‌آموزان و معلمان، برای تضعیف علم و دانش است؛ چراکه آگاهی، قدرت می‌آورد. به همین دلیل تأکید می‌کند که دشمن تلاش می‌کند مسیر آموزش را مختل کند، اما معلمان نباید اجازه دهند این اتفاق بیفتد. خانم جعفری می‎گوید: ما ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد تا به بچه‌ها یاد بدهیم که علم و دانش را در هیچ شرایطی کنار نگذارند.
معلمم را به اندازه یک دنیا دوست دارم
۲۳ سال تدریس برای خانم جعفری، مسیری سرشار از تجربه، عشق و تعهد بوده است. او از این سال‌ها با افتخار یاد می‌کند و می‌گوید: خدمت به کودکان این سرزمین، برایم بزرگ‌ترین افتخار است. احساسی که در کلام او موج می‌زند، نشان‌دهنده‌ پیوند عمیق میان معلم و رسالتش است. در کنار این روایت، صدای دانش‌آموزان نیز تصویری زنده از تاثیر این تلاش‌ها ارائه می‌دهد. یکی از دانش‌آموزان که با لباس بسیجی در کلاس شرکت کرده، با هیجانی کودکانه می‌گوید: من معلمم را اندازه یک دنیا دوست دارم.‌ او از اینکه معلمش تنها به کلاس‌های مجازی اکتفا نکرده و در کنار آن‌ها حضور دارد، خوشحال است چون می‌تواند معلم  و دوستانش را ببیند و بهتر درس را می‎فهمد. دانش‌آموز دیگری نیز با نگاهی به آینده، هدف خود را چنین بیان می‌کند: من سعی می‌کنم خوب درس بخوانم تا در آینده شغل مهمی داشته باشم و بتوانم از معلمم قدردانی کنم.
همراهی خانواده ها
از سوی دیگر، خانواده‌ها نیز در این مسیر نقش مهمی ایفا می‌کنند. یکی از والدین، در پاسخ به نگرانی‌ها درباره‌ حضور در تجمعات، با قاطعیت می‌گوید: ما هیچ ترسی نداریم. حتی فکر می‌کنم در این شرایط، حضور بچه‌ها ضروری است. او باور دارد که این حضور، به تقویت حس مسئولیت‌پذیری و وطن‌دوستی در کودکان کمک می‌کند. این مادر همچنین به تفاوت آموزش حضوری و مجازی اشاره می‌کند و می‌گوید: وقتی بچه‌ها رو در رو با معلمشان هستند و توضیحات را مستقیم دریافت می‌کنند، یادگیری‌شان بسیار بهتر می‌شود. او تأکید می‌کند که هر شب فرزندانش را برای شرکت در این کلاس‌ها همراهی می‌کند؛ اقدامی که نشان‌دهنده‌ اعتماد و همراهی خانواده با معلم است.