printlogo


خراسان از شب های بارانی تجمعات مشهد گزارش می دهد
ایستاده زیر باران
هانیه غلامی

​​​​​​​
از ابتدای بهار 1405، همزمان با تجمعات مردمی در خیابان، بارها شاهد آن بوده ایم که مردم در شب های بارانی، با چتر، بدون چتر و بی واهمه از رگبار بارانی که سر و صورت شان را خیس می‎کند، سنگر خیابان را رها نمی‎کنند. در یکی دو شب گذشته نیز همین گونه بوده است. این همه غیرت و حمیت به وطن باعث می‎شود سر تعظیم در برابر ملتی بزرگ فرود آوریم. مشهدی های غیور در زیر باران بهاری، تفاوت رنگ ها و اندیشه ها را می شویند و زیر پرچم ایران، یکرنگ می‎شوند. با هر کدام که همکلام می‎شویم قصه خود را دارد. یکی از اقتصاد گلایه دارد اما درد وطن برایش مهم تر است. دیگری که باران سر تا پایش را خیس کرده، می گوید: همین لحظه که ما این‎جا مشغول صحبت هستیم، جوانی پای لانچر ایستاده و می داند ممکن است به خانه برنگردد، حضور ما کمترین کاری است که می توانیم انجام دهیم. مادری که فرزند خردسالش را در آغوش دارد و به سایه بان مغازه ای پناه برده، می گوید: باران که برکت خداست، سنگ هم ببارد من با فرزندم باز هم به خیابان خواهم آمد. جوانی که پرچمی در دست دارد و به سختی می‎تواند آن را تکان دهد، آب صورتش را با آستین می‎گیرد و می گوید: خداروشکر که باران می بارد، این هم از برکت اتحاد و یکرنگی مردم است. پرچم ایران همیشه بالا خواهد بود. 
آسمان در حیرت به تماشا نشسته و باران خاک قدوم دلیرمردان و شیرزنان مشهدی را توتیای چشم می‎کند و با خود می‎برد. باور به این که خیابان سنگر است و نباید رها شود، هر شب بیش از قبل در اندیشه مشهدی ها نمود دارد و شاهد افزایش تعداد افراد در تجمعات شبانه هستیم. به طوری که خانواده ها حضور در تجمعات شبانه را بخشی از برنامه روزانه خود کرده اند. پدرها با وجود خستگی همگام با همسرو فرزند به خیابان می آیند و هم محله ای ها با هم قرار می گذارند تا همه ما با هم همچون رودی کوچک به دریای بزرگ تجمع در میادین اصلی و جوار مساجد جامع ملحق شوند.