
انتخاب بازیکنان برای فهرست نهایی تیم ملی، حق طبیعی هر سرمربی است و نمیتوان امیر قلعهنویی را بابت سلیقهاش سرزنش کرد. با این حال، وقتی معیارهای اعلامشده او با تصمیمهای عملی تطابق نداشته باشد، پرسشهایی شکل میگیرد؛ از جمله در ماجرای مقایسه دنیس اکرت و اللهیار صیادمنش. قلعهنویی در ماههای اخیر اصرار زیادی بر دعوت دنیس اکرت داشته؛ مهاجمی که هنوز مدارک ایرانیبودنش نهایی نشده اما در اردوی اخیر تیم ملی حضور داشت. با وجود پیگیریهای گسترده، عملکرد اکرت در استاندارد لییژ معمولی بوده؛ تنها ۵ گل در ۳۰ بازی و بدون هیچ سابقه ملی، آن هم در آستانه ۳۰ سالگی. این سوال مطرح است که چه چیز او را به پروژهای اینقدر مهم تبدیل کرده است؟ در نقطه مقابل، اللهیار صیادمنش در همان لیگ بلژیک عملکردش به وضوح موثرتر از اکرت است، او ۷ گل و ۴ پاس گل ثبت کرده و تنها ۲۴ سال دارد؛ یعنی هم برای این جام میتواند مفید باشد و هم سرمایهای است برای آینده. بهویژه حالا که علی قلیزاده مصدوم شده، اللهیار از نظر سبک بازی، سرعت، انعطافپذیری در کنارهها و آمادگی جسمانی، بهترین گزینه برای پوشش این خلأ است. او میتواند در ۲۴ سالگی نخستین جام جهانیاش را تجربه کند و این شانس را هم دارد که سالها برای تیم ملی بازی کند. چند ماه پیش وقتی که در تورنمنت کافا بودیم آقای نبی مدیر تیم ملی گفته بود: «چون چشم تیمهای کافا رنگی نیست، از آن ها انتقاد میشود.» حالا هم باید گفت کاش اللهیار چشمهایش رنگی بود تا حداقل توجه بیشتری به او میشد، بازیکنی که در هر معیاری، از دنیس اکرت بهتر است.