printlogo


همزمان با روز ماما، خبرنگار خراسان با حضور در زایشگاه بیمارستان ولایت ، شاهد خدمت بی شائبه این قشر زحمتکش بود
ایستادن در کنار معجزه
مریم رستگار

 صدای منظم ضربان قلب جنین به گوش می‌رسد؛ ریتمی آرام و پیوسته که نوید یک آغاز تازه را می‌دهد. در سوی دیگر، گریه نوزادی تازه‌متولدشده، فضا را پر می‌کند؛ صدایی شیرین برای مادری چشم انتظار! اما زایشگاه لحظات سخت و طاقت فرسا هم کم ندارد، آن زمان که مادر، با چشمانی نگران و بدنی خسته، پا به این فضا می‌گذارد و شاید یکی از سخت‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش را پیش رو دارد. درست در همین لحظه، حضور یک ماما با آرامشی درونی و با یک لبخند ساده، یا حتی فشردن آرام یک دست می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. به گزارش خراسان رضوی، ماماها انگار زبان نانوشته‌ای بلدند؛ زبانی برای گفتنِ «من کنارتم» بدون نیاز به کلمات. همین حضور، همین همراهی بی‌وقفه، ترس را آرام‌آرام عقب می‌زند و جایش را به اطمینان می‌دهد. ماماها فقط مراقب یک فرایند پزشکی نیستند؛ آن‌ها نگهبانان آرامش‌اند، پلی میان درد و تولد و شاید بهترین توصیف برای این حرفه، همان جمله‌ای باشد که یکی از ماماها بیان می‌کند: «مامایی یعنی ایستادن در کنار معجزه».
​​​​​​​
اولین آغوش

در آستانه روز ماما به بیمارستان ولایت مشهد رفتیم، جایی که اکنون زایشگاه ام البنین مشهد را در خود جای داده است و با چند نفر از ماماهای این زایشگاه هم کلام شدیم. سارا بایبوردی، ماما و مسئول زایشگاه بیمارستان ولایت با ۲۱ سال سابقه کار در حیطه مامایی می گوید: مامایی یک هنر آمیخته با عشق است؛ هنری که در آن، هر تولد به معنای یک زندگی تازه است. لحظه‌ای که نوزاد اولین نفس را می‌کشد و اولین گریه‌اش در فضا می‌پیچد، نه‌تنها مادر، بلکه تمام تیم درمانی را سرشار از حس زندگی می‌کند. او هنوز اولین تجربه‌اش را به یاد دارد و این گونه توصیف می کند: وقتی نوزاد را در آغوش گرفتم، حس کردم توانسته‌ام سهمی در آوردن یک زندگی به دنیا داشته باشم. این حس، چیزی نیست که با گذشت سال‌ها کمرنگ شود؛ هر تولد، همچنان تازه و پرهیجان است.
گفت وگوی صادقانه مانع از سقط جنین
 می شود

اما این روایت همیشه هم شاد نیست، این ماما از روزهایی می‌گوید که مادران با دلی شکسته وارد زایشگاه می‌شوند؛ نوزادانی که پیش از تولد، از دست رفته‌اند؛ در چنین لحظاتی، مامایی فقط مهارت نیست؛ باید بتوانی همدردی کنی، او تأکید می‌کند که هنر واقعی مامایی، در همین لحظات سخت معنا پیدا می‌کند؛ زمانی که باید آرامش را به مادری هدیه بدهی که در اوج اندوه است. سارا بایبوردی در بخشی از صحبت‌هایش به تجربه مواجهه با مادرانی اشاره می‌کند که با تردید یا تصمیم به سقط جنین به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند. او معتقد است بسیاری از این مادران، بیش از هر چیز به یک «گفت‌وگوی صادقانه» نیاز دارند. خیلی وقت‌ها مادر فقط دنبال یک تأیید است می‌آید تا ببیند ما چه می‌گوییم. گاهی فقط یک ساعت صحبت کافی است تا مادر تصمیمش را عوض کند. ما باید کمک کنیم آگاهانه انتخاب کند، نه از روی ترس یا فشار. این مامای باتجربه، در ادامه بر آگاهی مادران درباره مزایای زایمان طبیعی تأکید می‌کند و می‌گوید: وقتی مادر آموزش ببیند و بداند چه اتفاقی می‌افتد، اغلب به این نتیجه می‌رسد که زایمان طبیعی برایش بهتر است.
همراه مادر اشک ریختم
اکرم زارعی، مامای دیگری است که با او هم کلام می‌شویم، او از فشارهای کاری، استرس بالا و مسئولیت‌هایی که گاهی بدون حمایت کافی بر دوش ماماها قرار می‌گیرد ، می گوید؛ لحظاتی که ماما ناچار است بدون حضور پزشک، مدیریت کامل یک زایمان را بر عهده بگیرد: بارها پیش آمده که پزشک در دسترس نبوده و ما صفر تا صد زایمان را خودمان مدیریت کرده‌ایم. این مسئولیت خیلی سنگین است، چون هر تصمیم می‌تواند سرنوشت مادر و نوزاد را تغییر دهد. در کنار این‌ها، موضوع نابرابری در شرایط کاری و دریافتی نیز از دغدغه‌های جدی این قشر است. زارعی در این‌باره اظهار می کند: با این حجم از کار و مسئولیت، واقعاً انتظار می‌رود توجه بیشتری به ماماها شود. اختلاف در دریافتی‌ها نسبت به سایر بخش‌های درمانی زیاد است و این موضوع، خیلی از همکاران را آزرده کرده است. وی معتقد است مامایی، با وجود تمام سختی‌ها، شغلی مقدس است و می گوید: ما باید تمام دغدغه‌های شخصی‌مان را پشت در زایشگاه بگذاریم. وقتی وارد می‌شویم، فقط یک چیز اهمیت دارد؛ مادری که به ما نیاز دارد. این ماما با 20 سال سابقه کاری هنگام گفتن از غمگین ترین لحظه کاری اش با چشمان خیس از اشک می‌گوید: بارها با مادرانی که نوزادشان سالم نبوده و یا فوت شده گریه کردم. 
حمایت عاطفی و اطمینان، ارمغان ماماها برای مادران است
مادری که در زایشگاه بستری و برای سومین بار منتظر تولد نوزادش است به خبرنگار ما می‌گوید: ارزش کار ماماها آن‌قدر زیاد است که هرچه از آن‌ها تشکر کنیم، کم است. او از لحظه‌هایی می‌گوید که حضور یک ماما، اضطرابش را کاهش و به او اطمینان خاطر داده است. مادر دیگری که به‌تازگی نوزادش را در آغوش گرفته، از تجربه‌اش چنین روایت می‌کند: در آن لحظات سخت، حضور ماماها آرامشی به من می‌داد که نمی‌شود توصیفش کرد. همین حمایت عاطفی باعث شد که بتوانم درد زایمان را بهتر تحمل کنم و با حس بهتری این مرحله را پشت سر بگذارم.