
روز یک شنبه مدیر روابط عمومی ادارهکل بهزیستی خراسان رضوی از دو مورد فوت در مراکز نگهداری معلولان استان خبر داد؛ یکی در مرکز نگهداری معلولان قائم مشهد و دیگری در مرکز نگهداری معلولان ذهنی شدید بالای ۱۴ سال در تربتحیدریه. پیش از این نیز در آذرماه ۱۴۰۴ خودکشی یکی از افراد دارای معلولیت در آسایشگاه شهید فیاضبخش مشهد و همچنین قتل دختربچهای که در کاشمر به فرزندی سپرده شده بود، افکار عمومی را شوکه کرد. مجموعه این اتفاقات سوالهایی درباره وضعیت نظارت و شرایط نگهداری مددجویان در مراکز بهزیستی ایجاد کرده است. در همین زمینه با مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی گفتوگو کردیم تا درباره دو حادثه اخیر و اقدامات انجامشده توضیح دهد. مهدی برجی می گوید: فوت مددجوی مرکز تربتحیدریه مربوط به دوم فروردین ۱۴۰۵ است. فرد فوتشده کودک مجهولالهویه و کمتوان ذهنی شدید بود. برای افزایش ایمنی نیز تختها و اطراف محل استراحت این افراد با پوششهای فومی محافظت میشود. وی ادامه می دهد: متأسفانه در این مورد مددجو یکی از قطعات فوم محافظ تخت را جدا کرده و در دهان گذاشته است. این قطعه باعث انسداد راه هوایی شده و با وجود انجام عملیات احیا و انتقال به بیمارستان، کودک جان خود را از دست داده است.
مدیرکل بهزیستی استان اظهار می کند: بلافاصله پس از اطلاع، تیم نظارتی به شهرستان اعزام شد و علاوه بر این مرکز، همه مراکز تربتحیدریه مورد بازرسی قرار گرفتند. با توجه به این که فوت مددجو خط قرمز ماست، ابتدا مرکز بهطور موقت تعطیل شد. اما چون تعطیلی کامل باعث بیکاری حدود ۴۰ نفر میشد، با هماهنگی دادستان و نماینده شهرستان تصمیم گرفته شد ظرفیت مرکز به ۵۰ درصد کاهش یابد. همچنین برای مرکز اخطار رسمی صادر شد، درجه آن کاهش یافت و پرونده قضایی برای بررسی دقیق علت فوت تشکیل شد. تیمهای نظارتی در هفته اول و دوم پس از تعطیلات نوروز چند روز در محل حضور داشتند و بررسیهای دقیق انجام دادند. این تیمها شامل بازرسان، کارشناسان تخصصی و نیروهای حراست بودند. حتی در روزهای اخیر نیز مجدد بازدیدهایی انجام شده و گزارشها در حال جمعبندی است.

سوختگی یا زخم بستر؛ مراقبت کجاست؟
در ادامه برجی درباره فوت مددجوی مرکز قائم مشهد نیز می گوید: این مددجو یک بیمار اعصاب و روان با تشخیص اسکیزوفرنی بود که در ۱۷ دیماه ۱۴۰۴ از بیمارستان حجازی ترخیص و به مرکز قائم ارجاع شد. پس از پذیرش، معاینات پزشکی در دو نوبت انجام و وضعیت جسمی او در پرونده ثبت شد. بر اساس مدارک پزشکی، وی مبتلا به دیابت، زخم و شکاف دهانی، آنزیمهای کبدی بالا و همچنین بیاختیاری ادرار بوده است. بهدلیل عفونت دهان، وی به متخصص عفونی ارجاع شد. بررسیهای اولیه نشان میدهد زخمها بیشتر به زخم بستر شباهت دارند و نشانهای از سوختگی عمیق دیده نشده است. تخت مددجو در نزدیکی شوفاژ قرار داشته، اما طبق گفته مسئولان مرکز، در آن زمان شوفاژ خاموش بوده است. علاوه بر این، برخی متخصصان معتقدند سوختگی ناشی از شوفاژ معمولاً سطحی است و با سوختگیهای شدید تفاوت دارد. وی با بیان این که این فرد 2 فروردین ۱۴۰۵ با رضایت خانواده از مرکز ترخیص شده و فیلم خروج او نیز موجود است، می گوید: در آن زمان وضعیت عمومی او عادی گزارش شده و آزمایش خون نیز برای بررسی عفونت انجام شده بود. پس از ترخیص، چند روز بعد در بیمارستان ابنسینا بستری و سپس به بیمارستان امام رضا(ع) منتقل شد. وی حدود پنج روز در بیمارستان بستری بود و در نهایت فوت کرد. هنوز نتیجه قطعی اعلام نشده است. موضوع در حال بررسی توسط پزشک معتمد و پزشکی قانونی است تا مشخص شود، آیا فوت ارتباطی با سوختگی احتمالی داشته یا خیر. تصاویر زخمها نیز در جلسات کارشناسی بررسی شده و نیاز به ارزیابی دقیقتر دارد.
مدیرکل بهزیستی استان در پاسخ به این سوال که با وجود بروز چنین اتفاقاتی آیا نظارتی بر مراکز از سوی شما وجود دارد؟ جواب می دهد: نظارت درچند سطح انجام میشود؛ از جمله نظارت مسئولان فنی در سطح شهرستان و نظارت ما بر شهرستان ها. سال گذشته همه مراکز استان پایش شدند و برای امسال نیز برنامه مشخصی تدوین شده تا در ششماهه نخست سال همه مراکز دستکم یکبار توسط تیم استانی ارزیابی شوند. با این حال بررسی پروندهها همچنان ادامه دارد و اگر در جریان بررسیها مشخص شود قصور یا کوتاهی از سوی مسئولان یا کارکنان مراکز رخ داده است، مطابق مقررات با افراد مسئول برخورد خواهد شد. همچنین قرار است چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت جلسه کمیته نظارت برای سومین بار بهطور ویژه درباره این مرکز برگزار شود تا ابعاد موضوع بهطور کامل روشن شود.