این روزهای سخت، چه باید کرد؟
سیدصادق غفوریان
با تلاش مضاعف و تدابیر ویژه بخش اجرایی کشور، انرژی و ارزاق و کالاهای اساسی، اگرچه طی دوماه حساس اخیر در مواردی با افزایش قیمت همراه شد، اما دچار سکته، کمبود و نقصان نشده است. البته این عدم کمبود، در بخش های فولاد و پتروشیمی، با توجه به گزارش ها شرایط متفاوتی را تجربه می کند که به طور مشخص، دولت در این زمینه باید تدابیر لازم را اتخاذ نماید.
اما وظیفه ما در شرایط کنونی و در این هنگامه که دولت تروریستی آمریکا، بنای پایان دادن به زنجیره جنایات خود علیه ملت ایران را ندارد، چیست و البته دولتمردان ما در این پیچ سخت اقتصادی چه تکالیفی برعهده دارند؟
منطق حکم می کند، ما این جا ابتدا از تکالیف «حکمران» در برابر مردم بگوییم و این که مدیریت کشور، در شرایط حساس کنونی با تمرکز بر چه حوزه هایی می تواند، از آلام و تنگناها بکاهد.
1-اهتمام در ایجاد ثبات بر فضای بازار
بی ثباتی و عدم قطعیت در بازار، چه بسا ضربه مهلک و سخت تری نسبت به «قیمت» کالا داشته باشد. چراکه در رنج قیمت گران، اگرچه سفره را کوچک و توان خرید را کاهش می دهد، احتمالا فرد بتواند شرایط زیست و زندگی خود را با گرانی تطابق دهد اگرچه با حذف آن از سبد معیشت خود. اما عدم ثبات و نوسان در قیمت ها، علاوه بر آسیب نخست یعنی افت توان خرید، روان و روحیه جامعه را دچار زخم و جراحت می کند. طبیعتا، آسیب دیدگی یک روان خسته و زخمی در این شرایط، مشکلات فرد و جامعه را افزون خواهد کرد.
2- اتخاذ تدابیر لازم برای کاهش بیکاری
در شرایط فعلی که بخشی از توان تولیدی کشور دچار سکته شده، طبیعتا بخشی از مشاغل از زنجیر «کار» حذف می شود اما بدیهی است که می توان با ایجاد تدابیر ویژه دوره جنگ،به ویژه با ارائه بسته های حمایتی به بنگاه ها از موج بیکاری جلوگیری کرد و یا دستکم آمار آن را به حداقل رساند. همه می دانیم که بیکاری در چنین شرایطی، اولین مرحله ورود به حجم وسیعی از آسیب هاست که گاهی یک یا چند خانواده را دچار چالش می کند.
3-اقناع افکار عمومی در تصمیم گیری ها
طبیعی است که اداره کشور درشرایط جنگ با غیرجنگ کاملا متفاوت است و قطعا مردم نیز از این موضوع کاملا آگاهند. اما در این شرایط، برگ برنده برای حکمران آنجا رقم می خورد که مردم را امین خود بداند و در یکایک تصمیمات، آنان را نسبت به اهداف و مسیر خود آگاه و البته اقناع کند. مهم ترین ابزار این امر نیز این است که نگاه حکمران به جامعه، نگاهی فراتر از نوع نگاه های سیاسی و فرهنگی باشد. به زبان ساده، حکمران باید تمامی مردم با همه تنوع سلایقشان را در تصمیم گیری ها و حرکت کشور سهیم بداند که بی شک این رویکرد، خود یک ابزار مهم در پیشبرد سرمایه اجتماعی است.
4-از حفظ روحیه غفلت نکنیم
در شرایط کنونی به ویژه پس از شهادت رهبر عزیز انقلاب، شاید بخشی از صاحبان تریبون، در برابر این خواسته که جامعه نیازمند حفظ روحیه و نشاط آفرینی است، جبهه بگیرند؛ اما واقعیت چنین است که وقتی می گوییم «مردم ایران»، مقصود جامعه ای 90 میلیونی است که نباید روحیه و ثبات روانی اش را مخدوش کرد. طبیعتا با تدابیری توسط رسانه ملی و رسانه های موثر، می توان به راهکارهایی در ایجاد نشاط بیشتر اندیشید. قطعا، در امر نشاط آفرینی، چه اقدامی صورت گیرد چه نگیرد، اصل قضیه یعنی شرایط سخت کنونی، تغییر نخواهد کرد پس می توان با اتخاذ تدابیری به این منظور از آلام روحی جامعه کاست.
و اما مردم
ایرانیان به دلیل پیشینه باشکوه فرهنگی، تاریخی و تمدنی شان از دیرباز، سبک و سیاق زیست و زندگی شان، رنگ و بوی فرهیختگی و فرزانگی داشته و دارد؛ طبیعتا این پیشینه کهن، بسیار متفاوت از ممالکی است که تمام تاریخ شان بعضا به چند صدسال یا گروه ها و فرقه های جعلی که با غصب و دزدی، تاریخ شان به یک صد سال هم نمی رسد.لذا با این ملت و این فرهنگ کهن در هنگامه ها و کارزارها صمیمانه تر می توان هم سخن شد و آن سخن چیست؟امروز یکایک ایرانی ها از شرایط ویژه کشور آگاهند و حتما خود در جهت متناسب سازی زندگی روزمره تغییراتی ایجاد کرده اند؛ برای نمونه حتما آنان به مدیریت هزینه ها و بخشی از مصارف غیرضروری اندیشیده اند. بی شک، ایرادی ندارد آن جا که می توانیم از مصرف برق حتی در حد یک چراغ، یا در هنگام استحمام به اندازه یک دقیقه از زمان مصرف آب بکاهیم. قطعا، می توانیم گاهی از ترددهای غیرضروری بپرهیزیم تا یک لیتر در هفته میزان مصرف بنزین را کاهش دهیم که از این نمونه ها در زندگی روزمره فراوان است و چنانچه یکایک ما به این جزئیات توجه کنیم، خواهیم دید در مقیاس تعداد خانواده های کشور، چه آمار و اعداد بزرگی در صرفه جویی رقم می خورد.و در نهایت، این روزها حواسمان به طبقات محروم و احسان پذیر، بیش از همیشه باشد که قطعا آن ها شرایط زیست و زندگی شان اکنون سخت تر از قبل شده است؛ همین.