printlogo


هوش مصنوعی جای منزوی ها را نمی گیرد
محمد بهبودی نیا

​​​​​​​
 بنا به اذعان بسیاری از کارشناسان حوزه ادبیات، حسین منزوی را می توان جزو قله های شعر معاصر به شمار آورد؛ شاعری که عاطفه مندی، زبان روان و اندیشه های عمیق تنها برخی از ویژگی های شعری اوست. اما یکی از ویژگی هایی که کمتر به آن پرداخته شده، موسیقی پذیری آثار این شاعر زنجانی است. شعر و ترانه های این شاعر نام آشنا تا امروز توسط خوانندگانی از جمله محمد نوری ،همایون شجریان، بیژن بیژنی، علیرضا افتخاری، محمد حشمتی و... اجرا و  در ذهن و حافظه شنوندگان طنین‌انداز شده است. شعر منزوی به لطف موسیقی درونی قدرتمند، زبان امروزی، پیوند عمیق با سنت و در عین حال نزدیکی به احساس و زیست مخاطب امروز، ظرفیت کم‌نظیری برای تبدیل شدن به قطعات موسیقایی شنیدنی و ماندگار دارد. برای آگاهی بیشتر از ویژگی های کمتر شنیده شده اشعار این شاعر جریان ساز با محمد حشمتی، خواننده و آهنگ‎ساز شناخته شده کشورمان گفت و گو کرده ایم.

جناب محتشمی،برایمان از ویژگی های شعر حسین منزوی در دنیای موسیقی بگویید.
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید مقدمه ای را درباره چگونگی شکل گیری قطعه «جان غزل» بگویم که شعرش از منزوی است و بنده آن را خوانده ام. ماجرای شکل‌گیری این اثر از این قرار است که چند سال پیش دکتر علیرضا قزوه که در صدا وسیما مسئولیتی داشت، چند شعر را برای تولید یک قطعه موسیقی به من پیشنهاد داد که بین شعرها به این غزل منزوی رسیدم:
«در به سماع آمده است از خبر آمدنت
خانه غزل‌خوان شده از زمزمه  آمدنت»
به دکتر قزوه گفتم که شعر را انتخاب کرده‌ام و دیگر هیچ شعری برای من نفرستند، زیرا این همان غزلی بود که به ناگاه با جان و دل من هم‌نوا ‌شد. این خاصیت یکی از ویژگی‌های شعرهای منزوی است؛ او چه در غزل و چه در ترانه، ذهن و روح مخاطب را تسخیر می‌کند.یکی از ویژگی‌های جذاب دیگر در شعر حسین منزوی برای من، به‌عنوان خواننده، نکات عروضی آثار اوست. منزوی در این زمینه به‌ویژه در غزل‌هایش در حد اعلا قرار دارد. همین شعری که من اجرا کردم، سرشار از مضامین شنیدنی و خوش‌آهنگ است. راستش را بخواهید، این غزل در همان خوانش نخست مرا به یاد مولانا انداخت؛ زیرا وزن آن از وزن‌های پرتکرار در دیوان شمس است. با این حال، همان‌طور که گفتم، منزوی استادِ به‌کارگیری چنین اوزانی است، اما با زبانی به روز ، روان و کاملاً به دور از پیچیدگی. همین ویژگیِ «سهل ممتنع» بودنِ شعر اوست که دل هر مخاطبی را به‌سرعت به دست می‌آورد. منزوی در شعر خود دارای امضایی کاملاً شخصی و منحصر‌به‌فرد است؛ امضایی که او را از دیگران متمایز می‌کند. در شعر او نشانه های پرتکرار و پر ابهت تاریخ جریان دارد، اما هرگز از کلماتش بوی کهنگی نمی‌ آید. منزوی از قالب های شعر  کلاسیک بهره می‌گیرد و واژگان، مفاهیم و تشبیهاتی که در شعرهای او دیده می‌شود، در نگاه نخست حال‌وهوایی کهن دارد؛ اما مخاطب امروز، با زیست و تجربه معاصر خود، به‌راحتی با شعر او ارتباط برقرار می‌کند، با آن خو می‌گیرد، از آن لذت می‌برد و دلزده نمی‌شود. این هنر بزرگی است که شاعر بتواند میان سنت و معاصرت چنین تعادلی برقرار کند.
همه این ویژگی ها آثار او را  کاملاً مستعد تبدیل‌شدن به قطعاتی موسیقایی و امروزی می‌کند؛ آثاری که هم فاخرند و هم گوش‌نواز. به همین دلیل است که شعر منزوی، در عین اصالت و ریشه‌داری، ظرفیت حضور زنده و مؤثر در فضای موسیقی امروز را دارد.
با توجه به این تعاریف، شعر و ترانه های مارکت موسیقی امروز را تا چه حد منزوی وار می دانید ؟  
به نظر من مارکت موسیقی امروز با چالش‌های جدی روبه‌روست. بزرگانی مانند حسین منزوی و مهدی اخوان ثالث، سال‌ها با تاریخ ادبیات و تاریخ ایران زیسته‌اند، هزاران صفحه کتاب خوانده‌اند و عمق و مطالعه پشت هر سطر شعرشان دیده می‌شود. این‌ها شاعرانی بودند که با این کهن دیار پیوندی عمیق داشتند؛ اما امروز ما متاسفانه در دنیای موسیقی با ترانه هایی رو به رو می شویم که تنها ابتذال از آن بیرون می‌ریزد و به مفاهیمی بسیار سطحی می‌پردازد.امروز در مواردی با افرادی روبه‌رو می‌شویم که در حد چند دقیقه کلماتی را کنار هم می چینند و نامش را «شعر» یا «ترانه» می‌گذارند، و بدتر این‌که چنین آثاری در حجم بالا  اجرا  و وارد مارکت موسیقی هم می‌شود. البته باید تأکید کنم که در همین بازار موسیقی، شاعران و ترانه‌سرایانی هم حضور دارند که آثار بسیار ارزشمند و حرفه‌ای خلق می‌کنند و باید از آن‌ها نیز نام برد. اما اگر بخواهیم کلیت مارکت موسیقی را با شعر منزوی مقایسه کنیم، باید بگوییم مفاهیمی که در غزل‌ها و ترانه‌های او دیده می‌شود، در بسیاری از آثار امروز وجود ندارد.
به نظر شما از میان ترانه های فاخر و ترانه های مبتذل در مارکت موسیقی امروز کفه ترازو به کدام طرف سنگینی می کند؟ 
چه در ترانه‌ها و چه در متن‌هایی که برای موسیقی رپ نوشته می‌شود، کفه ترازو در بسیاری از موارد به سمت ابتذال سنگینی می‌کند؛ هرچند آثار بسیار قدرتمندی هم داریم. برای مثال، بسیاری از قطعه‌هایی که یاس، به‌عنوان یک خواننده رپ، می‌خواند، به‌قدری خوش‌ساخت و شنیدنی‌اند که کاملاً قابل احترام‌اند.متأسفانه گوش بخشی از مخاطبان جوان به آثار دم‌دستی و کلمات ساده‌انگارانه عادت کرده است. یکی از دلایل این تغییر سلیقه، سرعت بسیار بالای تولید و مصرف موسیقی نامطلوب  در سال‌های اخیر است. تولیدات امروزی اغلب عمر کوتاهی دارند و سریع جای خود را به آثار جدید می‌دهند. امروز حتی به نقطه‌ای رسیده‌ایم که کم‌کم هوش مصنوعی دارد جای شعر و موسیقی درست و حسابی را می‌گیرد.